غیبت شعف در سیمای ارسباران
افسردگی و افول نشاط در اجتماع را باید چونان شیوع یک بیماری مسری و بلکه آسیب زا تر از آن باید یافت. « نشاط » از مواد لازم حیات اجتماعی است که امروزه جای خالی آن مشهود است. فقدان مکانیزم ها و فرصت ها و برنامه های مسرت آور و شادی بخش در جامعه از یک سوی و سرایت کسالت ها و اندوه های فردی به محیط عمومی از سوی دیگر، فضای اجتماعی را اندوهبار می سازد. در اندورن خانه اعضای خانواده در کنار هم و اما جدا از هم هستند. برنامه های جمعی مانند تماشای یک فیلم،گفتگوی گروهی و شادی کردن و بگو بخند کم تر دارند. چنین است که در خانه دلمان می گیرد و خود را به کوچه و خیابان می بریم و افسرده و سردرگریبان قدم می زنیم و در فضای عمومی جامعه « آلودگی تصویری » تولید می کنیم. خیابان از « من » ها پر است و هر یک سیمای افسرده ی یک دیگر را نظر می کنند!
ادامه مطلب
یک هشتم عمر شورای سوم بدون شهردار گذشت
شهردار اهر؛ این بار مولاخواه
قریب شش ماه است که عباس عادلی شهیر ـ شهردار مستعفی اهر ـ اهر را ترک گفته است و حالا دیگر او و طرح هایش نقل مجالس و محافل نیست. اما اوج گیری ساختمان ها و تراکم در اهر یادآور اوست. او طلسم بلندمرتبه سازی را ـ هرچند که با انتقادات و موانعی همراه بود ـ شکست و چه کسی است تردید کند که حالا پول مازاد اهری ها به جای خرید زمین و آپارتمان در تبریز، در اهر به کار می آید. شورای اسلامی سوم اهر و به عبارتی ضعف هایش پشت تحرک پر قیل و قال عادلی مستور بود و درست پس از استعفای عادلی اختلافات اعضا اوج گرفت. تا آن جا که انتخاب شهردار جدید از سوی شورا حدود سه ماه طول کشید و قریب سه ماه نیز گذشت و شهردار منتخب آن ها بر مدیریت شهرداری این شهر جلوس نکرد چرا که این انتخاب از سوی مراجع استانی مورد تأیید قرار نگرفت.
ادامه مطلب
آنا نیسگیلی
مادرانی را که یکی پس از دیگری بدرود ابدی می گوییم، ته مانده ی مادران دیرین موطن مادری هستند. مادرانی که همه چیز خانه و خانواده بودند. زودتر از همه بیدار می شدند و دیرتر از همه می خوابیدند. مادران زحمت و کار، مادران محبت و یار بودند. نه یکی دو تا که قریب 10 فرزند به دنیا می آوردند و مراقب فرزند بودند. قبل از فرزند خویش نمی خوابیدند و همیشه نگران بودند. با لالائی حزن انگیز فرزندان خویش را روی پاهای خود و یا در « بئشیک » تا خواب راحت همراهی می کردند. بئشیک هایی که قهرمان های بسیاری را در خود داشته است. قبل از آفتاب طلوع می کردند، خمیر می کردند و نان می پختند، شیر می دوشیدند تا اهل خانه بیدار شوند و صبحانه بخورند. کار بود و کار! به تنهایی لباس اهل خانه را می شستند در آب سرد چشمه که دور از خانه بود. ناهار می پختند و سر مزرعه می بردند. کار مزرعه هم می کردند. بچه هایشان را با مختصر آب گرم می شستند و حتی « بیت آریتداماق » نیز با آن ها بود. آن همه نظافت و پاکیزگی بدون آب گرم و پودر رخت شویی و شامپو و صابون! آن ها صنایع دستی موطن را نیز زنده داشتند. فرصت که می شد پشت دار قالی می نشستند. ورنی تابلوی تنهایی مادران ماست! ورنی شعری است که در شرحش هنوز مانده ایم! برای فصل سرد و خانه نشینی « زومار » می اندوختند. برای ازدواج فرزندان خویش سنگ تمام می گذاشتند. چونان امروز پارچه های میلیونی الوان و گل و ماشین و سالن و فیلم و عکس و رونق نبود، اما صفا بود و مراسم ازدواج اصالت داشت و هر یک چکامه ای در فرهنگ عامه ی ما. رنگ معنا داشت و مادران ما همواره « یاشماق » بر صورت داشتند و عفت داشتند. مادرانی که « شاغل » اما نبودند و بیمه نداشتند! شش ماه مرخصی زایمان نداشتند! و یک سال تحت مراقبت بهداشت نبودند! به خاطر زادن بچه انعام نمی گرفتند؟ آن ها حقوق بشر هم نداشتند و هر از گاه کتک هم می خوردند و در گوشه ای خزیده و تنها اشک می ریختند و با روی گشاده اما حضور می یافتند! عروس که می شدند تا چند ماه زبان نداشتند و مثل عهد عتیق با زبان اشاره و ایما منظور خود را می رساندند! آن ها هزاران سکه ی طلا در کابین نداشتند! آن ها حتی جوراب پدرشوهر و برادران شوهر خویش را می شستند! مادرانی که سایه ی سنگین مادرشوهر را همیشه احساس می کردند! مادرانی که شهردار محله بودند، مادرانی که هر صبح کوچه را آب و جارو می کردند! مادرانی که با یخدان خالی از میهمان سرزده و دعوت نشده پذیرایی می کردند و آبروداری می کردند! مادرانی که مادر بودند. مادرانی که حتی برای دها کودک همسایه نیز مادر بودند و ما برای چندین مادر، « ننه » می گفتیم. با آن همه سختی آن ها برای همیشه مادر بودند.
مادران ما نکته کشف نشده ای داشتند و دارند با خود به گور می برند و به نظر من این نکته همانا در لالائی های محزون آن ها نهفته است. از میان تمام کلمات عالم که بتوانم در کنار نام مادر آورم، تنها واژه ی عظیم « نیسگیل » را می یابم. واژه ای که قابل تبدیل به هیچ زبان زنده و مرده ی دنیا نیست. مادرانی که عصاره ی فرهنگ عامه ی ما هستند. مادرانی که دارند تمام می شوند و به نسل امروز منتقل نمی شوند! « بئشیک » منقرض شده و مادران فردای ما در « مهد کودک » مادر نمی شوند! جامعه ی ما و فرزندان ما امروز از آغوش هویت بخش مادر بهره مند نیست و نسل حاضر رنگ و بوی خاک مادری نمی دهد، چون از مادر جدا شده است! موطن ما دارد از مادر خالی می شود، مادرانی که خود میراث فرهنگی هستند. ما امروز احساس تنهایی می کنیم، چراکه مادر خویش را تنها گذاشته ایم. مادر خویش را از دست ندهیم، پیش از آن که از دست بدهیم!
وقتی خبر شد که همايش سرداران مشروطيت در تبريز برگزار ميشود خوشحال کننده بود. صحبت از مرمت خانه ی ستارخان در تبریز بود و حتی صحبت از محله ی امیرخیز در تبریز است که محل حضور سردار ملی بوده است و اما از زادگاه او صحبتی نبود. پیش از همایش سه علامه ی تبریزی نیز خبر بود. علامه امینی و علامه طباطبایی و علامه جعفری که گوشه ی دل آدمی در قره داغ و فرزند او ورزقان می گرفت و من ناراحت از این که پس فردا همایش سه سردار تبریزی نیز برگزار می شود و آن گاه پرسش این است که پس نقش نقاط دیگر آذربایجان در افتخار آفرینی و تاریخ سازی چه بوده است. ستارخان سردار ملی ایران است و هر جا بزرگش بدارند نیکوست و اما خاکی او را زاده است نباید مورد بی غفلت و بی توجهی عمدی و سهوی قرار گیرد. تبریز هم البته افتخار ماست. به همین دلیل تیتر یک گویا به غیبت نام قره داغ در چکامه سرایی برای مشروطه و ستارخان اختصاص دادیم و این غفلت و بی توجهی را مورد انتقاد قرار دادیم و خواستار آن شدیم که ورزقان نیز باید از این امر مهم سهم شایسته ی خویش را داشته باشد. امروز در تاکسی بودم که از خبر رادیویی استانی شنیدم که برنامه ای هم در زادگاه ستارخان ـ بیشک ـ برگزار خواهد شد. و این را به فال نیک می گیریم و امیدواریم که قره داغ و ورزقان در هویت یابی فرهنگ خویش از نام و یاد بزرگان و فرزندان بزرگ خویش بی بهره نباشد. و این نام ها و یادهاست که موطنی را زنده و سرپا نگه می دارد. پیش تر هم نوشته بودم که اگر آذربایجان سر ایران است. قره داغ هم سر آذربایجان است.
لازم به ذکر است همایش سرداران مشروطیت همزمان با سالگرد اقدام سرنوشت ساز و تاریخی ستار خان سردار ملی در پایین آوردن پرچم های سفید تسلیم از درب منازل و معابر، در 17 خرداد ماه برگزار می گردد.
نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي
حقوق قانوني آذربايجان شرقي از محل استخراج معادن مس تأمين نمی شود
دو هفته نامه گویا:اگر معادن مس زون ارسباران و به ویژه « سونگون » در آن در محدوده ی منطقه ی قره داغ خبرساز بود و ورزقان را عرصه ی تنش های اجتماعی می ساخت، به نظر می رسد اکنون وارد فاز جدیدی شده و کسانی خارج از این منطقه از حق و حقوقی به نام مس برای آذربایجان شرقی سخن به میان می آورند. « سونگون » برای ورزقان همان قدر چالش آور بوده است که « نفت » برای کشور. این را می توان با مروری در روند تصویب تا کلنگ زنی کارخانجات مس در این شهرستان دریافت. روندی که پر از حاشیه و حادثه بوده است. بهمن ماه 87 بود که علیرضا منادی گفت« با وجود این که 40 درصد مس تولیدی کشور در آذربایجان شرقی و از طریق مس سونگون تأمین می شود، ولی متأسفانه ریالی از این بابت صنایع مس ایران در آذربایجان شرقی سرمایه گذاری نمی کند.» این نماینده ی تبریز همچنین گفت « امسال صنایع مس ایران 550 میلیارد ریال از باشگاه مس کرمان حمایت مالی می کند و با دستور وزیر صنایع و معادن 50 درصد این مبلغ باید به ورزش آذربایجان شرقی اختصاص یابد.» وی با اعلام این که با چانه زنی و رایزنی فراوان تا مبلغ 150 میلیارد ریال به تصویب رساندیم، افزود « مس سونگون می تواند در حمایت از یک تیم فوتبال در لیگ برتر با نام مثلاً ماشین سازی سونگون حضور داشته باشد.» وی حتی از عدم پرداخت جریمه آلایندگی صنایع مس ایران به اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی انتقاد کرد و گفت« صنایع مس ایران همان طوری که 10 میلیارد از بابت آلایندگی به حساب اداره کل حفاظت محیط زیست استان کرمان واریز کرده، با دستور وزیر صنایع باید به حساب اداره کل حفاظت از محیط زیست آذربایجان شرقی نیز واریز کند.» دو هفته نامه ی گویا این اظهارات را زیر عنوان تیتر « مس سونگون به یاری ورزش استان می آید » در نهم بهمن ماه و شماره ی 92 منعکس کرد و تا کنون خبر تکمیلی در باب اختصاص یا عدم اختصاص سهم مورد بحث منتشر نشده است. اما منادی هفته ی پیش در اظهارات جدیدی باز خواستار تأمین « حقوق قانونی آذربایجان شرقی از محل معادن و صنایع مس موجود در این استان از صنعت مس کشور» شد. نماینده تبریز در مجلس خواستار تلاش مسئولان این استان برای تحقق چنین امری شد. به گزارش ایرنا، علي منادي که در جلسه مشترک شوراي برنامه ريزي و کميته برنامه ريزي شهر تبريز سخن می گفت، « با انتقاد شديد از عدم وصول حقوق قانوني و حق مسلم استان از محل اين معادن در بخش هاي ورزش ، محيط زيست و عمران و آبادي آن » خواستار تلاش مسوولان و دست اندرکاران به منظور احقاق حقوق مزبور از صنايع مس کشور شد. به گفته وي ، « مسوولان ذي ربط کشوري در اين ارتباط در استان کرمان به تعهدات قانوني خود عمل مي کنند ولي در ارتباط با استان آذربايجان شرقي به دليل عدم تلاش مسئولان استاني و مغفول ماندن اين حقوق اقدامي صورت نمي گيرد. » نماینده تبریز همچنین گفت: « در حاليکه بيش از 40درصد معادن مس و بخشي از صنايع مس کشور در اين استان قرار دارد بايد در هيئت مديره اين صنعت نمايندگانی از آذربایجان شرقی حضور داشته و نسبت به پرداخت هاي قانوني به استان نيز اقدام شود.» و چنین است که به نظر می رسد، تلاش برای تأمین حقوق مس از حد « ورزقان » به سطح استان رسیده و اما در سطح استان به مطالبه ی عمومی مسئولان تبدیل نشده است. این سخن در حالی است که کرسی شهرستان ورزقان در سالی که گذشت به دلیل ابطال انتخابات آن، در مجلس خالی بود. و این ضایعه ای است که صدمات زیادی را متوجه این شهرستان می کند. هرچند اظهارات و پیگیری های کارسازی از سوی دیگر نمایندگان منطقه ی ارسباران صورت نگرفته است. هرچند پیگیری نمایندگان استان مورد انتظار مردم قره داغ است، اما احیای حقوق مغفول از بابت سونگون ابتدا باید سیمای رنگ پریده ی ورزقان را سامان دهد و بعد از آن حقوق در سطح استانی سخن به میان آید.
معادن مس استان که محصول فعالیت های آتش فشانی دوران سوم زمین شناسی است، با عنوان زون ارسباران ثبت شده و در رشته کوه قره داغ و منطقه ی قره داغ واقع شده اند و از نظر تقسیمات کشوری این معادن در محدوده ی شهرستان های اهر، کلیبر، ورزقان، مشکین شهر، جلفا و هریس قرار دارند.
شهرستان اهر و ورزقان دارنده ی پایین ترین نرخ باسوادی
به گفته ی مدیر نهضت سوادآموزی آذربایجان شرقی در بين افراد بالاي 10 سال نيز شهرستان تبريز بيشترين و شهرستان ورزقان كمترين نرخ باسوادي را دارند. جمال پیری همچنین گفت: براساس آخرين سرشماريها نرخ باسوادي افراد شش سال و بالاتر در اسكو با 1/83 درصد بالاترين و اهر با 48/63 درصد پايينترين است. گفتنی است نرخ باسوادي در آذربايجان شرقي 56/81 درصد بوده و اين در حالي است كه ميانگين كشوري 6/84 درصد است.
بالاخره اکبر نظری و صابر شهیم مجددا به عنوان رئیس و نایب رئیس شورای اسلامی شهر اهر انتخاب شدند. ( ۲۹ اردیبهشت )
گره در کار شورای اسلامی اهر

عادلی شهردار منتخب شورای اسلامی سوم در اهر با استعفای پر تنش رفت و کار شهرداری با سرپرستی مولاخواه ادامه یافت. نزدیک دو ماه است که شورا « حبیبی » را به عنوان شهردار انتخاب و برای تأیید به مراجع بالا معرفی کرده اند. از طرفی شنیده می شود که حکم وی تأیید نشده است.از طرفی نهم اردیبهشت عمر قانونی هیأت رئیسه ی شورا تمام شده و یک ماه است که نزدیک یک ماه است که این شورا رئیس هم ندارد. دو گروه سه نفره در شورای اسلامی اهر جبهه گیری کرده اند. « امانی، جعفری و رضاپور » در یک طرف و « نظری، شهبازیان و شهیم » نیز در طرف دیگر قرار دارند. در این میان خانم عباسی و به عبارتی رأی او « شاه رأی » شمرده می شود. در جریان معرفی حبیبی نیز گروه اول او را برگزیده بودند و گروه دوم مولاخواه را. رأی عباسی متمایل به گروه اول شد و به همین دلیل حبیبی با چهار رأی در مقابل سه رأی از مولاخواه جلو افتاد. و حال انتخاب هیئت رئیسه دچار گره اساسی شده است. یکشنبه در شورا جلسه ای ترتیب یافته بود برای انتخاب هیئت رئیسه. فرماندار نیز دعوت شده بود و اما گروه اول که می توان گروه امانی نامش نهاد، غیبت کردند و جلسه ی شورا رسمیت نیافت. و چنین است که دوباره رأی طلایی عباسی و به عبارتی « شاه رأی » او کارساز خواهد بود. گروه اول در نظر دارد جعفری را به ریاست شورا برساند و گروه دوم بر ادامه ی ریاست نظری تمایل دارد. امکان دارد خانم عباسی بر ریاست جعفری ( که چون او معلم است ) رضایت دهد. به هر حال کار شورا بدجوری گره خورده است و چوب آن را البته مردم اهر می خورند.

مه لقا خانی که سال هاست در جشنواره ی فرهنگی ورزشی عشایر قره داغ در قره قیه به مقام قهرمانی می رسد در شانزدهمین دوره ی این مسابقه نیز باز به مقام قهرمانی رسید. در پانزدهمین دوره علی رغم حضور سوارکار حرفه ای از تبریز باز هم اول شد و مورد تشویق و استقبال هزاران تماشاگر حاضر در قره قیه شدم. وی امسال نیز اول شد و از سوی دبير فدراسيون براي حضور در مسابقات کشوري دعوت شد. مه لقا خانی برای من یادآور پریزاد قهرمان قره داغی عصر مشروطه است که سوارکار ماهری بوده و با اسب خود جونگ آت از آراز می گذشته است.و من با افتخار تمام او را پریزاد دوم می نامم.
در بخش مردان مسابقات اسب دواني اين جشنواره که در پنج کورس برگزار گرديد ، در کورس هاي اول تا پنجم به ترتيب صمد حاجي خواجه اي، اسد حاجي خواجه لو، خليل بياني، عزيز بياني و ايرج محمدي عناوين اول را کسب کردند.
در بخش زنان نيز مه لقا خاني براي چندمين بار متوالي عنوان قهرماني را از آن خود کرد و از سوي دبير فدراسيون براي حضور در مسابقات کشوري دعوت شد.
به نفرات اول اين جشنواره مبلغ سه ميليون ريال از سوي حاميان مالي آن يعني بانک کشاورزي و منطقه آزاد ارس جايزه نقدي اهدا شد.
« کمربند سیاه شهری »، « محصول عملکرد سیاه مسئولان »
سال ها پیش در کلاس درس استاد فقید پرفسور « فرید » بحث حاشیه نشینی بود و ایشان از حاشیه نشینی با عنوان تأسف انگیز « کمربند سیاه شهری » یاد کردند. و سال ها بعد که می شود چند سال پیش در گفتگو با دادستان عمومی انقلاب وقت اهر که بحث حاشیه نشینی در اهر بود، نظر او را راجع به این تعبیر جویا شدم و خیراله تیموری گفت « کمربند سیاه شهری محصول عملکرد سیاه مسئولان است. » عملکردی که رنگی از کارشناسی و علم نداشته است و امروز هزاران نفر تاوان تصمیمات نادرست گذشته را پس می دهند. امروز برای حاشیه نشینی تعابیر و عناوین متعدد و ویژگی های متنوع بر می شمارند و اما یک نظر به حاشیه ها از دقیق شدن در همه ی تعابیر و تعاریف روشنگر تر است.
ادامه مطلب
نگاهی گذرا به پانزدهمین جشنواره قره قیه در سال 87
جشنواره قره قیه را همراهی کنیم

به بهانه ی انتشار کتاب « ساری عاشیق در افسانه و تاریخ » اثر حسین دوستی
بایاتی را به زندگی خویش برگردانیم
« بایاتی » را باید شاهکار « ادبیات عامه » دانست. شعر کوتاه چهار مصراعی که پیام والایی را می رساند. شعری که پدران و مادران ما نصایح و اندرز خویش را اغلب بدان طریق ارزانی ما کرده اند. بایاتی ها گنجینه ها و منابع ارزشمندی در تاریخ فرهنگ آذربایجان هستند و اما صد افسوس که این گنج به نسل امروز منتقل نمی شود. و « عاشیق » ها ناقلان و ناشران بایاتی بوده اند و غنای ادبیات « فولکولوریک » ما نیز بسیار مدیون آن هاست. « ساری عاشیق » استاد بایاتی بوده است. اگر در ادبیات عامه ی ما « بایاتی » و « عاشیق » بازیگران نقش اول هستند، ساری عاشیق این دو نقش را یکجا ایفا کرده است.« ساری عاشیق » از شاهکارهای خاک قراجه داغ در قرن 12 هجری قمری ( اواخر دوره ی صفویه ) بوده است. ساری عاشیق علاوه بر بایاتی در قالب های دیگر شعر از جمله « قوشما »، « باغلاما »، « دئیشمه » و « غزل » هنرنمایی کرده است.
بسیاری از بایاتی ها که گفتار اصیل ما را غنا و زیبایی می بخشند، اثر ساری عاشیق هستند. اغلب آن ها چنان معروفند که بعید است در آذربایجان کسی نشنیده و زمزمه نکرده باشد. نمونه « آراز آراز خان آراز » است که مؤلف کتاب مورد بحث معتقد است « احتمالاً ساری عاشیق این بایاتی را در دور افتادن خویش از وطن اصلی اش قره داغ سروده است که رود ارس قره داغ را از قره باغ محل سکونت بعدی ساری عاشیق جدا کرده است.»
آن ها که آثار ادبیات عامه ی آذری را تدوین می کنند، خدمت بزرگی بر فرهنگ این دیار انجام می دهند. بایاتی باید به فرهنگ عامه ی ما باز گردد و دوباره زندگی کند و ما را زنده بدارد. لذا گرد آوردن و نجات بایاتی از مرگ ابتدای این « ضرورت » است. حسین دوستی محقق و پژوهشگر پرتلاش مدتی وارد حیات نیمه جان بایاتی شده و استاد بایاتی « ساری عاشیق » را که هم خاک با اوست بازیافته و ما را از غفلت بازداشته است. استاد حسین دوستی حیات گوهرین ساری عاشیق را بازگویی و نقد کرده و در « شناساندن این چهره ی کم نظیر ادبیات » برخاسته از قره داغ همت گماشته است. او در مقدمه ی این کتاب ابراز امیدواری می کند « هنرمندان ما خاصه عاشیق ها با مطالعه ی حیات و خصوصیات هنرمندان وارسته ای همچون ساری عاشیق کماکان در دل و جان مردم محبوبیت خود را افزایش دهند و مردم نیز قدرشناس این نغمه کاران و سخن پردازان باشند.» دوستی در این کتاب حیات عاشقانه و سوزناک ساری عاشیق را چه زیبا به تصویر کشیده است. کتاب « ساری عاشیق در افسانه و تاریخ » بسیار شیرین و خواندنی است. دوره های زندگی ساری عاشیق به خوبی و زیبایی تمام برای خواننده ی کتاب عرضه شده است. این کتاب سه بخش مشخص دارد. بخش اول نقد و بررسی زندگی پربار و پرسوز ساری عاشیق، بخش دوم آثار ساری عایشق که عمدتاً شامل بایاتی های اوست و بخش آخر مقالاتی است از پروفسور سدنیک پاشا که در مطبوعات جمهوری آذربایجان به چاپ رسیده است. پروفسور « سدنیک پاشا پیر سلطانی » رئیس سابق دانشگاه گنجه و ادبیات شناس معروف در جمهوری آذربایجان است. 6 مقاله ای که از پروفسور سدنیک در کتاب « ساری عاشیق در افسانه و تاریخ » آمده ترجمه ی آزاد و تا حدودی تلخیص شده از دو جلد کتاب اوست.
خواندن در مورد ساری عاشیق در کتاب منتشره از حسین دوستی شیرین تر است و توصیه می شود این کتاب را تهیه و مطالعه کنید. بهتر که دو جلد بخرید، یکی برای خود و یکی برای او که دوستش می دارید.
چند بایاتی از ساری عاشیق:
من عاشیق قالا یئری بورج اوستی قالا یئری
قیامت اوگون اولار یار گئده قالا یئری
عاشیق باشینا باغلار زولفون باشینا باغلار
بولبول ئولدی گول سولدی قالدی باشینا باغلار
قیزیل گول اولمایایدی سارالیب سولمایایدی
بیر آیرلیق بیر اولوم هئچ بیری اولمایایدی
رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از برگزاری همایش بزرگ سرداران مشروطیت در مهد مشروطه خواهی کشور خبرداد
غیبت نام قره داغ در چکامه سرایی برای مشروطه و ستارخان
دو هفته نامه گویا/ چاپ اهر:رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از برگزاری همایش بزرگ سرداران مشروطیت در مهد مشروطه خواهی کشور خبرداد. تراب محمدی تاریخ احتمالی برگزاری همایش سرداران مشروطیت را خردادماه سال جاری عنوان کرد و گفت:« اگر این امکان فراهم شود، مایلیم همایش سرداران مشروطیت را در روز 17 خرداد ماه، مصادف با روز تاریخی شکست استبداد توسط ستارخان سردار ملی برگزار شود و اگر این امکان فراهم نشود، مناسبت دیگری را برای برگزاری این همایش مد نظر قرار خواهیم داد.» به گفته وی، « مرمت خانه ستارخان نیز در مراحل پایانی خود قرار دارد و این خانه با نام خود ستارخان افتتاح خواهد شد تا مردم بتوانند در مورد این شخصیت برجسته و تاریخ مشروطه و مشروطه خواهی اطلاعات درست و دقیق کسب نمایند.»
همايش سرداران مشروطيت در تبريز برگزار ميشود
ادامه مطلب
