موطن ما بسیار در رنج بوده است و اندیشمندان دلسوز آن، خویش را فدا کردند و زمان برد تا « مشروطه » جان گرفت و پا گرفت. تن نحیف این عزیز در زیر توپ محمد علی شاه و چکمه ی رضاشاه تاب آورد و امروز جوانه زده است. از ابتدای انقلاب تا کنون انتخابات بسیاری برگزار شده است و صد البته که در چند و چون آن، بحث ها شده است.انتخاباتی که حتی دورترین روستاها را هم به حرکت درآورده است.
و امروز با آن همه تجربه شاهد وضعیت نگران کننده ای هستیم. برخورد معامله ای با انتخابات توسط برخی از کاندیداها، معطوف شدن انتظارات « عمران » ی مردم به سوی نمایندگان خویش در مجلس و دور ماندن دولت از نقد عمومی، عدم توفیق نمایندگان در تحقق انتظارات و آرزوهای عمومی منطقه، به حاشیه رفتن دلسوزان و روشنفکران، عدم رغبت در افراد توانمند و رجال سیاسی برای کاندیداتوری، نتایج عجیب مشارکت در برخی حوزه ها، تخلفات وسیع در انتخابات، عوام فریبی، بازی با باورهای دینی مردم و... باعث می شود که کم کم شهروندان از انتخابات دلسرد شوند. به نظر کارهایی می شود که شأن نمایندگی مجلس پایین بیاید و مردم سالاری اعتبار خویش را در نزد مردم از دست بدهد.
متأسفانه پدرانی از ما « خانواده » را به « خانوار » تبدیل کردند و به جای حضور اجتماعی، حضور آماری و اقتصادی یافتند و نیز بسیاری به « صحنه » آمدند و به « عرصه » نیامدند و چه بسا، انتخابات را چونان « راهپیمایی » می دانیم و از انتخابات به « صف » طویلش می نگریم.
به نظر شما اگر مدیر مدرسه ای اعلام کند که درصد قبولی ما از 100 درصد فراتر رفته است، مسئله چگونه تعبیر و تحلیل می شود.بگذریم. انتخابات در اغلب حوزه ها به اتمام رسید و کاندیدای پیروز مشخص شد. مثل ورزقان. درصد مشارکت در انتخابات ورزقان همواره خبرساز بوده است و اما این بار در انتخابات مجلس هشتم رشد قابل ملاحظه ای در میزان مشارکت پیش آمد. شهرستان ورزقان بر اساس سرشماری سال 1385،تعداد 48112 نفر جمعیت دارد و صد البته که موالید سال 86 در انتخابات دخیل نیستند. و از طرفی با توجه به نرخ مهاجرت و مرگ و میر در این منطقه، افراد واجد شرایط برای شرکت در انتخابات پایین تر می آید. گفته می شود تقریباً 32 هزار و 716 نفر می توانستند رأی دهند و حالا 40 هزار و 603 رأی از صندوق های این حوزه بیرون آمده است و شهرستان ورزقان با ثبت مشارکت 124 درصدی باز هم شگفتی ساز شد.
برای بستن چشم خویش به روی واقعیات بگوییم که مازاد آرا مربوط به هزاران مهاجر ورزقانی است که آمدند تنور دموکراسی موطن خویش را گرما دهند و با رقم زدن مشارکت بالا، موجبات توسعه و آبادانی ورزقان را فراهم سازند.
تصادف و قاچاق عتیقه، آخرین خبر سال 86
و اولین خبر سال 87 در اهر
مردم ارسباران هم پای دیگران در حالی به استقبال نوروز می رفتند و آخرین روز سال را بدرقه می کردند که واژگونی يك دستگاه اتوبوس در محور اهر ـ كليبر، سه كشته و ۳۸مجروح بر جاي گذاشت.
ادامه مطلب
نخستین روز سال نو را چون دیگر هم وطنان به دیدار دوستان و آشنایان شتافتم و در اغلب این دیدارها صحبت از انتخابات 24 اسفند و چند و چون رأی بود. این که چگونه عده ای رأی خریدند و عده ای رأی فروختند. آن قدر وسیع، که دل هر موطن دوستی را به درد می آورد. برخی از شهروندان و کندوندان رأی را چونان کوپن پنیر و برنج می پندارند که حالا کوپن رأی اعلام شده و دوست دارند که بفروشند و به کسی مربوط نیست! حالا رأی فروشی به منازل بسیاری کشیده شده است و پدر خانواده تصمیم می گیرد که دم عید آرای خانوار خویش را به 100 هزار تومان بفروشد تا به زخم عید بزند!
خدایا ما را چه می شود؟ آیا داد و ستد رأی چونان نزول و ربا نیست؟ آیا خریدار رأی صلاحیت کاندیداتوری دارد؟ خدایا قبح رأی فروشی دارد برداشته می شود؟ خدایا ما را چه می شود؟ وقتی اهالی روستایی آرای خویش را می فروشند، آیا جشن ریشه کنی بی سوادی در آن روستا معنا دارد؟ آیا دانستن این که « رأی » یعنی همه ی « شهروند » یعنی وجود او. خیلی سخت است؟ و آیا آدم ذی خرد، خود را به چند تومان می فروشد؟ آیا ما شهروندی تربیت کرده ایم که خود را به 20 هزار تومان می فروشد؟ وای بر ما! امام جمعه ی اردبیل پیش از انتخابات، « شناسنامه فروشان عرصه ی انتخابات را خائنان به ملت » نام نهاده بود. و دیگر قابل عرض نیست.

