تبليغاتX
یوخا
چرا نمایندگان این همه به آموزش و پرورش علاقه دارند؟!

همان طور که سرمایه گذاری در آموزش و پرورش در بلند مدت جواب می دهد، پیامد های ویرانگر غفلت از آن نیز در بلند مدت ظاهر می شود. سوء مدیریت در آموزش و پرورش ضربه ی مهلکی بر نظام رفیع تعلیم و تربیت وارد خواهد ساخت، نکته ی مهمی که از دید دلسوزان و کارشناسان این حوزه پنهان نیست. امروز، آموزش و پرورش تنها « اداره » می شود و نقش او تا حد « اداره » پایین آمده است. کمیت های قابل عرضه و نمایش، ایده آل می نمایند و از کیفیت لازم خبر چندانی نیست. بخشنامه و نامه و آیین نامه و مدیریت و عزل و نصب و نمودار و درصد قبولی در جریان است و اما از پویایی و تحرک در پرورش فرزندان سرزمین خبری نیست. انگار کتاب های درسی تا حد « آیین نامه رانندگی » پایین آمده است و دانش آموزان پس از خروج از آموزش و پرورش آموخته ها و تغییر رفتارهای لازم را ندارند و به عبارت دیگر آن ها « دانش آموز » هستند و دانش ذخیره می کنند و « بینش یاب » و « نگرش یاب » نمی شوند. آن ها از اطلاعات دینی و تاریخی و ادبی و زیستی سرشار می شوند و اما صاحب دید و بینش نمی شوند. آموزش و پرورش ما چندان موفق به تغییر رفتار در آن ها نمی شود و تعلیمات ما در « سطح دانش » متوقف شده است.
فهرست علل و عوامل ضعف و رکود آموزش و پرورش طولانی است و قلم نگارنده عاجز از پرداختن به آن ها. در این فرصت به یکی از این عوامل که آموزش و پرورش را گاه از مدیران مدبر تهی ساخته و آن را از تحرک و پویایی باز داشته است، نفوذ سیاست بازی و سیاست زدگی و نه آگاهی ها و مشارکت های تعریف شده ی سیاسی به بدنه ی مدیریتی این نهاد عظیم است. کم تر کسی منکر می شود که پس از تعیین نماینده ی جدید، نظرات شهروندان و به ویژه فرهنگیان متوجه آموزش و پرورش می شود، تا تغییرات و جا به جایی و عزل و نصب را رصد کنند. این که کدام عوامل باعث شده است نمایندگان مجلس بیش از همه توجه و اعمال نفوذ و سلیقه ی خود را متوجه آموزش و پرورش و البته دانشگاه آزاد کنند، جای بحث بسیار دارد و شاید عامل اصلی آمار جمعیتی موجود در آن ها باشد که رأی بالقوه محسوب می شوند و به خصوص آموزش و پرورش که هزاران دانش آموز در اختیار دارد و این کانال نفوذ به خانواده ها هم محسوب می شود.
آن چه به طور صریح و روشن در این مقال مورد تأکید است، دخالت بی اندازه برخی از نمایندگان در تعیین مدیران آموزش و پرورش می باشد. از فردای بسته شدن پرونده انتخابات مجلس هشتم ( درست و یا غلط ) اولین گمانه زنی به تغییر مدیر آموزش و پرورش سمت و سو یافت و حال از خود بپرسیم چرا؟ چرا آموزش و پرورش که باید در کمال آرامش و ثبات مدیریتی راه کمال را بپیماید، این چنین عرصه ی تاخت و تاز اهرم های قدرت قرار گیرد؟ در برخی از مناطق متأسفانه نماینده در تعیین مدیران مدارس و تخصیص پاره ای از امتیازات (!) اعمال نظر می کنند و هزار بار متأسفانه تا سطح اضافه کار و اضافه تدریس و گروه تشویقی پایین می آیند! اصولاً چرا باید مدیر آموزش و پرورش یک منطقه با نظر نماینده تعیین شود؟ آیا لازم است که مدیر آموزش و پرورش همسو و همفکر نماینده باشد؟ این اگر بی ایراد باشد، در مورد ادارات دیگر شاید مورد مناقشه نباشد، اما آموزش و پرورش اهداف کلان فرا دولتی و فرا حزبی دارد و نباید درگیر رقابت های حزبی و جناحی شود.
البته دخالت نمایندگان در حوزه دولت اگر از جایگاه نظارت و ایفای نقش نمایندگی پایین بیاید و جنبه ی سوء استفاده های شخصی و گروهی قرار گیرد، باید از سوی دولت تحت عنوان دخالت قوه ی مقننه در قوه ی مجریه و نقض استقلال قوا مورد توجه قرار گیرد و در این میان چنانچه نماینده ای با دخالت خود مانع از ضرر و زیان احتمالی برای آموزش و پرورش شود و سوء مدیریت را در این نهاد برطرف کند و در عزل مدیران ضعیف و نصب مدیران کارآمد وارد عمل شود، مورد سپاس مردم نیز قرار می گیرد و عمل او بسیار پسندیده است.اما وقتی به عزل و نصب ها و تحولات مربوط به این مسئله در سالیان متمادی در مناطق مختلف کشور دقيق می شویم، این کارها بیش تر در راستای تشکیل گروه مدیریتی وابسته و بهره برداری های شخصی بوده است تا خدمت به مردم و آموزش و پرورش.
لذا یکی از راه های برون رفت آموزش و پرورش از معضلاتی که درگیر آن است، ایمن بودن آن از دخالت های بی مورد و ایفای نقش برخی از نمایندگان در آن است. نگارنده غرضی در طرح این مسائل ندارد، نه طرفدار مدیران وقت آموزش و پرورش در منطقه است و نه نسبت به نماینده ی منتخب مجلس هشتم در منطقه نظر خاصی دارد. این همه با نظر به سابقه ی معضل یاد شده در سطح کلي، مطرح شد و به قصد یادآوری نکته ای صورت گرفت که غفلت از آن، تعلیم و تربیت را به دره سقوط خواهد کشاند.

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 ساعت 14:0 | لينک ثابت |

جشنواره قره قیه امسال ناامید کننده بود

 

وقتی یکی دو روز مانده به 20 اردیبهشت از سوی سیمای استان اعلام شد که از میان برنامه های در نظر گرفته شده در قره قیه تنها اسب سواری و شترسواری اجرا می شود، معلوم شد که در قره قیه خبری است و یا خبری نیست.

امسال میان جهاد کشاورزی و تربیت بدنی در برگزاری این جشنواره اختلاف بالا گرفت و سازمان تربیت بدنی استان تنها متولی و مجری پانزدهمین جشنواره قره قیه بود. در روز پنج شنبه میدان آماده بود و دو چادر برای مقامات فراهم. در سمت جنوبی میدان دو چادر از سوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برپا شده بود و در کنار آن چند ورنی آویزان بودند. روز مسابقه از سوی این سازمان آش می فروختند. کاسه ای 500 تومان. و جای نمایشگاهی برای فروش و معرفی صنایع دستی منطقه خالی بود. حدود 30 هزار نفر تا ساعت 11 خود را به قره قیه رسانده بودند و اما هنوز از اجرای برنامه ها خبری نبود. چهار کورس مسابقه اسب دوانی تنها برنامه ی این جشنواره بود. سه کورس مردان که یکی باطل شد و یک کورس زنان. که یک در کل ساعت طول کشید و 5 ساعت تماشاگران منتظر بودند. مجری برنامه بسیار ناشی بود. تا آخر برنامه نام قره قیه را یاد نگرفت و از قیه قره گرفته تا قره قره آن را تلفظ می کرد.برای نام کورس ها از « الله »، « محمد» « علی» و « زینب » استفاده کردند که به نظر کار خوبی نبود. چه این که مجری کورس زنان را « زینب زهرا » هم عنوان کرد.

بی نظمی بسیار بود و افراد عادی وارد میدان شده بودند و نیروی انتظامی چون سال گذشته در برقرای نظم جدیت نداشت و این کار خبرنگاران و تصویربرداران را مشکل می کرد و حتی کار سوارکاران را.

هنوز کورس آخر که ویژه ی برندگان کورس ها بود، برگزار نشده بود که باران درگرفت و تماشاگران فرار را بر قرار ترجیح دادند. باران زود تمام شد و اما تماشاگران به راه افتاده بودند. شترسواری هم برگزار نشد.

بر خلاف گفته ی رئیس سازمان تربیت بدنی از مشارکت سایر استان ها خبری نبود و هیچ برنامه ی جانبی در معرفی منطقه و ایجاد جذابیت در جشنواره برگزار نشد و اگر کسی اولین بار شاهد این جشنواره بود، یقین می داشت که اولین دوره ی این جشنواره است.

شرکت کنندگان محلی به شرکت اسب و سوارکار حرفه ای و غیربومی اعتراض داشتند و فرد مورد نظر شرکت نیافت و اما یک زن سوارکار غیربومی و به نظر حرفه ای در کورس زنان شرکت یافت و این بار هم « مه لقا خانی »از ساکنان قره قیه چون سال گذشته اول شد و بسیار مورد تشویق تماشاگران. و این شاید بهترین صحنه ی جشنواره بود.

و سخن آخر این که: مسئولان محلی و برنامه ی آن ها در قره قیه، امسال شایسته حضور و توجه تماشاگران نبودند و این را باید توهین به اشتیاق حاضران دانست.

 

 

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ساعت 19:29 | لينک ثابت |

جشنواره قره قیه را همراهی کنیم

از سال 1370 جشنواره اسب سواری قره قیه آغاز شده است و امسال پانزدهمین دوره ی آن روز جمعه 20 اردیبهشت برگزار خواهد شد. من از سه سال پیش به این جشنواره حساس شده ام و سال گذشته با حضور مستقیم در قره قیه شاهد ضعف ها و کاستی های آن شدم و گزارش مفصلی در « گویا » نوشتم که موجب ناراحتی و مورد گلایه ی چند تن از مسئولان محلی و استانی هم شد. ما می توانستیم این جشنواره را با عظمت هرچه تمام تر برگزار کنیم. به نظر من وسیع تر و مشابه تر کردن برنامه های جشنواره قره قیه با جشنواره های مشابه که حتی در ورزقان هم برگزار می شود،کار مناسبی نیست.تأکید داشته و دارم که این جشنواره در وجه مشارکت و اسب سواری زنان منحصر به فرد است و علت اصلی استقبال گسترده مردمی نیز همین است. پیشنهاد من این بود که این را تنها مسابقه بین المللی اسب سواری زنان قرار دهیم و چون در همان منطقه، یعنی حاشیه ی آراز زنی به نام « پریزاد » تک سوار ماهری بوده و قهرمانی او وارد تاریخ هم شده است. اسم این مسابقه را « جام پریزاد » بگذاریم. جایزه ی این مسابقه را نه یکصدهزار تومان که « اسب طلایی » قرار دهیم و زنان کشورهای مختلف که با ما قرابت فرهنگی و مشترکات تاریخی دارند، برای کسب آن به کلیبر بیایند و رقابت کنند و مسلماً این رویداد مهم نه تنها اقتصاد که فرهنگ منطقه را متحول می سازد و توان گردشگری شهرستان کلیبر را تحرک مؤثر می دهد.

در جشنواره سال گذشته نفر اول خانم مه لقا خانی بود که با اسب اجاره ای به میدان آمد و نصف جایزه اش طبق قراری که داشتند، مال صاحب اسب بود و یکصدهزار تومان برای چنین قهرمانی زیبنده نیست و آن روز یکی می گفت: تأمین جو و علوفه ی مناسب برای اسبمان که قرار است در مسابقه شرکت یابد و هزینه ی خودرویی که آن را به قره قیه بیاورد، بیش تر از جایزه ی جشنواره است.

برپایی غرفه های غذای محلی و فروشگاه صنایع دستی و... که از منظر گردشگری مورد توجه باشد، بسیار با اهمیت است، نه فروش چیپس و پفک و...که این هم البته در جای خود لازم است. معتقدم که برگزاری مسابقه ی پینک پنک و والیبال چندان به روح کلی و سابقه ی این جشنواره مربوط نیست و در همه ی جشنواره های عشایری که در جای جای ایران برگزار می شود، وجود دارد و اما انتخاب بهترین لباس محلی کار خوبی است که البته با توجه و تأکید لازم همراه نبوده است.

به هر حال گردشگری عشایر سال هاست که در کشور مورد توجه قرار گرفته است و جمعیت بالای عشایری قره داغ ایجاب می کند که سهم خود را از برنامه های کشوری داشته باشد و در رونق و توسعه ی منطقه نقش داشته باشد. در این باره سخن بسیار است که در این مکان و مجال نمی گنجد.

در توسعه ی این جشنواره ی مهم با حضور خود و اطلاع رسانی و دقت و توجه خود، سهیم باشیم.

 

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 23:17 | لينک ثابت |

 

سلام بر معلم،‌آن گاه كه مي آموزد

روز معلم دوباره فرا رسيد و ما با مشتي كلمه به سركردگي شمع و پروانه و آفتاب و سوخت و ساز، سخن مي پراكنيم و اثبات مي كنيم كه منزلت « معلم » را مي شناسيم و قدر او را مي دانيم. چونان كودكي كه انگار شعر « سماور آبجوش » را براي حافظ مي خوانيم. و حال خسته از اين همه كلمه و اين همه تكرار از خود بپرسيم معلم كيست؟ و خداي نخستين معلم است و رسول او كه رسالتش با « بخوان » شروع شد و معجزه اش كتاب است.معلم را ارج دهيم، نه اجر. پايين آوردن اين مهم تا كف اجر و پاداش چه قدر  خفت بار است.معلم، معلم است.

اگر دغدغه ي فرهنگيان در سطح امور معيشتي بماند، چه بر سر فرهنگ ما و فرزندان ما مي آيد؟ كشور ما چون بسياري از كشورهاي در حال توسعه از جواني جمعيت در ساختمان سني جمعيت رنج مي برد و در سرشماري هاي اخير معلوم شد كه درصد بالايي از جمعيت كشور را جمعيت جوان تشكيل مي دهد و سرمايه گذاري براي تربيت و آموزش مطلوب اين ها، بهترين نوع سرمايه گذاري است. در كشوري كه جمعيت بيش از اين را با منابع موجود آن متناسب مي دانيم،‌چگونه امروز با اين همه منابع و جمعيت كم تر نمي توانيم مشكل قشري از جامعه را كه سنگين ترين بار حركت جامعه را بر دوش دارند، برطرف سازيم.كما اين كه تعليم در آموزش و پرورش مانند تعليم رانندگي نيست. بحث پرورش انسان هايي است مقدرات كشور را بر دست مي گيرند.

هرچند مشكل آموزش و پرورش تنها وضع معيشتي معلمان نيست. توسعه ي همه جانبه ي آن به ويژه تجهيز به فن آوري هـا و روش هـاي نوين آموزشي از ضروريات مهم ديگر است.

لذا توجه مضاعف و ويژه به دستگاه انسان ساز آموزش و پرورش مورد انتظار عموم مردم و فرهنگيان است.

اگر امروز فرهنگ غربي از در و پنجره ي مردم وارد مي شود و مظاهر و نمودهاي عيني آن را نظاره مي كنيم و رنج مي كشيم، اگر دشمنان ما سرمايه هاي كلاني براي تخريب فرهنگ و باورهاي مردم به كار مي گيرند، اگر تهاجم فرهنگي اين همه بنيان هاي حيات فردي و اجتماعي ما را هدف گرفته است،‌آيا تكليف جز اين است كه به پرورش و تربيت فرزندان خويش بايد بيش تر عنايت داشته باشيم و آيا اين مهم در آموزش و پرورش محقق نمي شود؟

آري آموزش و پرورش تنها محل تعليم و توليد مدرك نيست، محل توليد انسان هايي است كه بايد ايراني باشند و مسلمان. باورهاي ديني و ملي ميهن را در جوهره ي جان عجين يابند و با جان و دل در توسعه ي آن همت كنند و از حريم هاي آن دفاع نمايند.

فرزندان خويش را در خانه و خانواده ياد دهيم كه حرمت معلم چون حرمت پدر و مادر واجب است، كارمندان خويش را ياد دهيم كه حرمت معلم را نگه دارند و بدانيم كه قرار نيست كسي براي معلم دلسوزي كند، چون خود او استاد دلسوزي است. ما بايد دلسوز معلم باشيم، نه اين كه براي او دلسوزي كنيم. اين از آفت دنياي مادي زده ي امروز است كه همه چيز را با محك دنيوي مي سنجند.

درود بر معلم، آن گاه كه مي آموزد،‌درود بر معلم آن گاه كه سخن مي راند و قلم بر مي دارد.درود بر معلم آن گاه كه آگاهي مي بخشد و آزادي مي دهد.

 این مطلب سرمقاله ی گویا در شماره ی 49 بود که همزمان با هفته ی معلم در سال 86 منتشر شد.

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 20:39 | لينک ثابت |

پس از ماه ها تلاش و صرف انرژی بسیار از کاندیداها و مردم و هزینه های بسیار، 6 اردیبهشت پرونده ی انتخابات مجلس هشتم در حوزه اهر و هریس بسته شد و آقای غلامحسین مسعودی ریحان با کسب 35066 رأی از مجموع 62412 رأی مأخوذه ( در مشارکت 45 درصدی مردم ) در این حوزه تنها کرسی این دو شهرستان در مجلس را برای دوره ی هشتم در اختیار خواهد داشت.

و اینک او نماینده ی همه ی مردم شهرستان های اهر و هریس خواهد بود، چه آن ها که برای او رأی دادند و چه آن ها رأی ندادند و از طرفی همه باید او را نماینده ی خویش بدانیم، هرچند که جمعی از ما به او رأی نداده باشیم.اهر و هریس حدود 250 هزار نفر جمعیت دارند و همنوایی این جامعه ی بزرگ و همراهی با نماینده ی خویش بسیاری از گره ها را می گشاید.

امیدواریم او:

ـ بتواند پی گیر استقلال هریس و خواجه در نمایندگی مجلس باشد، این مهم در سال آینده قابل تحقق است. و امید که در انتخابات مجلس نهم، اهر و هوراند یک حوزه و هریس و خواجه حوزه ای دیگر باشند.

ـ بتواند پای بخش خصوصی را به منطقه باز کند.

ـ بتواند غفلت های صورت گرفته در مورد منطقه ی ارسباران را تا حدودی جبران کند.

ـ بتواند حوزه ی فرهنگ و میراث فرهنگی منطقه را احیا کند.تأسیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری و رادیو ارسباران، نمایشگاه دائمی ورنی، موزه تاریخ ارسباران و حیات وحش ارسباران و...را تحقق بخشد.

ـ بتواند احداث بزرگ راه اهر ـ تبریز را سرعت بخشد و جاده ی اهر ـ تبریز را از عنوان « مرگ بارترین جاده ی استان » رهایی دهد و هم نوا با نمایندگان دیگر طرح بزرگ راه باکو ـ اهر ـ تبریز را مطرح سازد.

ـ بتواند از شکل گیری شبکه های خرده مافیای اقتصادی در منطقه و اخذ وام های کلان برای احداث کارگاه ها و کارخانه های نامرئی جلوگیری کند و کارآفرینان و سرمایه گذاران و سرمایه داران را دستگیری کند.

ـ منطقه ی اهر و هریس را از سوء مدیریت نجات دهد و حضور مدیران شایسته و کاردان را در منطقه تسهیل کند و آن را از مدیران نیمه حضوری و ضعیف خالی کند و خود نیز دست به تشکیل مدیران گروهی و باندی نکند.

ـ برای آموزش و پرورش دلسوزی خاصی داشته باشد و آن را تحرک دیگر باره بدهد.

و بداند که برخی از نمایندگان:

سال اول نماینده ی مردم می شوند.

سال دوم و سوم نماینده ی کسانی که برای او هزینه گذاشته اند

و سال چهارم نماینده ی خود.

و او چنین نباشد که چهارسال زود تمام می شود و او ناچار برای مردم گزارش کار خواهد داد.

و ....

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 20:37 | لينک ثابت |
روزنامه ی اطلاعات روز سه شنبه 27 فروردین 87، در شماره ی 24168 و صفحه ی 8 ( اخبار شهرستان ها ) در مقاله ای زیر عنوان « اهر، مستحق توسعه همه جانبه است »ـ  که توسط یک شهروند اهری تهیه شده ـ مطالب عجیب و غریبی در مورد شهرستان اهر چاپ کرده است. در این مقاله که به عنوان خود چندان ربطی ندارد، به معرفی اهر با اطلاعات نادرست پرداخته شده است و نکته ی عجیب و در عین حال تأسف بار این که : « بقاع متبرکه شیخ شهاب الدین محمود اهری، حکیم عبدالقادر اهری، آیت الله سید جعفر بنی هاشم، آیت الله شیخ برقی اهری، آیت الله حاج شیخ حسین نجفی اهری و شاعر و دانشور معاصر میرزا عباس اسلامی (بارز ) از جمله اماکن مورد تکریم در اهر است.» و قابل ذکر این که محل بقعه ی متبرکه ی عبدالقادر معلوم نیست و بقاع متبرکه ی آیت الله شیخ احمد اهری، آیت الله شیخ حسین نجفی اهری و آیت الله سید جعفر بنی هاشم در اهر واقع نیستند.و بارز شاعر معاصر اهری نیز هنوز در قید حیات هستند. حق آن بود که این مطلب را با تیتر « بی احترامی روزنامه اطلاعات به بارز » چاپ می کردیم و رعایت ادب کردیم و نکردیم. از مطالب چاپ شده در آن مقاله است: « شهرستان اهر با 200 هزار نفر جمعیت، 5 بخش، 17 دهستان و 962 روستا در ردیف یکی از مناطق محروم آذربایجان شرقی قرار دارد.»، « همجواری شهرستان اهر با روخانه ی مرزی ارس و تلقی اهر به عنوان پل ارتباطی منطقه شمال غرب کشور با جمهوری های ارمنستان و آذربایجان اهمیت شهر اهر را دو چندان کرده است.»
گفتنی است: روزنامه ی حسبان نیز در 16 اسفند مراغه را با اهر اشتباه گرفته و آثار تاریخی آن شهر مانند « رصد خانه » و « گنبد سرخ » را جزو جاذبه های گردشگری اهر معرفی کرده بود که جزئیات بیش تر آن را زیر تیتر« کشف رصدخانه خواجه نصیرالدین توسی در اهر » در همین شماره ی گویا بخوانید.
نوشته شده توسط جعفر خضوعي در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 ساعت 18:34 | لينک ثابت |
قائم مقام ستاد انتخابات آذربايجان شرقي اعلام کرد: آراي حوزه انتخابيه ورزقان در مرحله اول انتخابات دور هشتم مجلس شوراي اسلامي توسط شوراي نگهبان قانون اساسي باطل اعلام شد.
به گزارش ایسنا، اباصلت سياح افزود:آراي اين حوزه انتخابيه در دور اول انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي به تأييد شوراي نگهبان نرسيد و انتخابات ميان دوره‌اي اين حوزه همزمان با اولين انتخابات بعدي كشور برگزار خواهد شد.
وي درباره علت ابطال آراي حوزه انتخابيه ورزقان گفت: ستاد انتخابات آذربايجان شرقي مجري تصميمات اتخاذ شده از سوي شوراي نگهبان است و اين ستاد نمي تواند در اين زمينه اطلاعات بيشتري بدهد. نقش مجريان انتخابات مجلس شوراي اسلامي دراين ارتباط فقط اجراي قانون و ارائه اطلاعات به بازرسان است.
 قائم مقام ستاد انتخابات آذربايجان شرقي افزود: بازرسان شوراي نگهان با حضور در حورزه هاي انتخابيه هشترود و چاراويماق ، کليبر و هوراند ، ملکان و ورزقان به جمع آوري اطلاعات مورد نياز از مسئولان دستگاه هاي مختلف و آحاد مختلف مردم پرداختند که نتيجه اين بررسي ها منجر به ابطال آراي حوزه انتخابيه ورزقان شد.
سياح، همچنين در ادامه از وصول 39 شکايت از 13 حوزه انتخابيه استان آذربايجان شرقي در دور اول انتخابات مجلس شوراي اسلامي خبر داد و افزود: از اين تعداد شکايت، 12 مورد وارد بود که از سوي بازرسان شوراي نگهبان مورد برسي قرار گرفت.
موارد تخلف در ورزقان و خاروانا هرچه بود، از دید و توجه ناظران پنهان نماند و به ابطال آرای مردم در آن حوزه منجر شد. اما آنچه توجه عموم را به خود جلب کرد، آمار بالای مشارکت وآرای برآمده از صندوق های رأی بود که رقم آن به کل جمعیت ورزقان بر اساس سرشماری سال 85 نزدیک بود. از میان جمعیت 48112 نفری شهرستان ورزقان تقریباً 32 هزار و 716 نفر واجد شرایط شرکت در انتخابات 24 اسفند بودند که برآمدن تعداد 40 هزار و 603 رأی از صندوق های این حوزه مشارکت در آن حوزه را تا 124 درصد بالا برد.
 خبر ابطال انتخابات در حوزه انتخابیه ورزقان و خاروانا، به حدس و گمان های بسیار در مورد سرنوشت انتخابات 24 اسفند در این حوزه، پایان داد و چنین شد که به دنبال « خبرهای تلخ نوروزی » رخداد تلخ انتخابات مجلس هشتم در استان نیز به منطقه قره داغ رسید و حضور اجتماعی مردم منطقه را تلخکام ساخت.
مسلماً با آماری که از میزان مشارکت و آرای برآمده از صندوق ها در ورزقان و خاروانا منتشر شد، انتظار چنین رخدادی وجود داشت و به یقین ابطال انتخابات 24 اسفند 86 در این حوزه که به تشخیص شورای نگهبان صورت گرفت، بسیار عبرت آموز است. اما نکته ی مهم این است که مسئولان امر باید  زمینه ها و علل تخلفات و رواج شیوه های نادرست تبلیغات و جلب آرای مردم در این منطقه را شناسایی و نسبت به رفع آن ها اقدام شود و در صورتی که ضعف و یا خلأ قانونی در این موضوع وجود دارد، تصمیم سازی لازم صورت گیرد.
نوشته شده توسط جعفر خضوعي در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 ساعت 18:31 | لينک ثابت |
 
business article