تبليغاتX
یوخا
بحران آذربایجان در اثنای جنگ جهانی اول

اثر: ابراهیم پورحسین خونیق

تعداد صفحه: ۱۹۱

قیمت: ۲۸۰۰ تومان

ناشر: اختر

 

 

 

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در سه شنبه سی ام مهر 1387 ساعت 0:39 | لينک ثابت |
روزهای به یاد ماندنی ارسباران

روزهای به یادماندنی ارسباران

اثر: حسین دوستی

تعداد صفحه: ۲۲۵

قیمت:۳۱۰۰ تومان

ناشر:یاران 

 

 کتاب روزهای به یاد ماندنی ارسباران منتشر شد

کتاب روزهای به یاد ماندنی ارسباران منتشر شد

 

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در سه شنبه سی ام مهر 1387 ساعت 0:29 | لينک ثابت |

در وبلاگ یک اهری لینکی از نوشته ای به بهانه ی فقر و تهی دستی و زیر عنوان 1۵ اکتبر روز حرکت وبلاکها با نام فقر و تهی دستی آمده است.

نوشته ای ی از شهربانو در قالب فقرنگاری است که ما شاهد موارد متعدد و متنوع آن هستیم.

و من اما یاد مطلب و شعری  افتادم که پیش تر در ستون بی ستون گویا و به یاد فقرا نگاشته بودم:

نزديک به هشت ميليون نفر از ايراني ها در زير خط فقر مطلق زندگي مي کنند. اين را مديرکل دفتر فقرزدايي وزارت رفاه گفته است.
تقدیم به هشت میلیون ایرانی زیر خط فقر مطلق. تقدیم به همه ی کودکانی که بزرگ ترین آرزوی آن ها کفش نو، است.

بابام یوباندی گلمه دی 

 بونو خئردا باجیم دئدی

 گئدیب منه  باشماق آلا
بونو خئردا باجئم دئدی 

 اولمویا باغلیدی توکان

 بونو خئردا باجئم دئدی
بابام یوباندی گلمه دی

بونو خئردا باجئم دئدی

گون باتدی باجیم یاتدی
بابام یوباندی گلمه دی 

 اولمویا باغلدی توکان

بابام یوباندی گلمه دی
                                                           بابام اوتاندی گلمه دی!


نوشته شده توسط جعفر خضوعي در جمعه بیست و ششم مهر 1387 ساعت 13:0 | لينک ثابت |
برایتان شعری خواهم گفت

آی بازماندگان فاجعه ی زیست محیطی

آی فلامینگوهای غریب مرده!

اجساد فلامینگوهای بازمانده از یک فاجعه زیست محیطی

 

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 ساعت 21:14 | لينک ثابت |

درب های قدیمی نماد خانه ی پدری

محلات قدیمی اهر هنوز نشانی از خانه های قدیمی را در خود دارند. در محله های تاریخی « ساداتلو » و « باغبانلو » و « نخجوانلو » ی اهر درب های چوبی قدیمی از دل تاریخ خبر می دهند. شادی ها دیده اند و غصه ها خورده اند. تیرها خورده اند و زخم ها یافته اند. هزاران بار دق الباب شده اند و هزاران بار دست های زحمتکش پدران و مادران ما به گشودنشان شتافته اند. از این درب ها عروس ها گذشته اند و داماد ها آمده اند. درب های زیبا و اصیل. درب های هنرمندانه و عزیز. درب هایی که بازشدنشان و بسته شدنشان صدای جان نواز دارند. این ها میراث ما هستند. نشانه ها و نمادهای معماری کهن ما.

و حال هجوم آهن و سیمان و مدرنیته، آن ها را یکی یکی از پای در می آورد و اندک اندک از صفحه روزگار محو می شوند. آن سان که انگار هیچ گاه نبوده اند. چه باید بکنیم. آیا می شود محلی برای نگه داری آن ها یافت؟ آیا می شود موزه ای از درب های قدیمی درست کرد؟ و آیا نمی شود عکاسان ما نمایشگاهی از عکس درب های قدیمی و نمای خانه های قدیمی برگزار کنند؟ و آیا و آیا...؟ ( گویا، شماره 80 )

 

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 ساعت 21:2 | لينک ثابت |

همچنان غفلت از ساخت زندان استاندارد در ارسباران

گویا:تنها زندان منطقه ارسباران با پوشش حوزه های قضایی اهر، کلیبر، ورزقان، هوراند و خداآفرین در مرکز شهر اهر مستقر است. از مدت ها پیش ضرورت ساخت زندان جدید در خارج از شهر بر مسئولان امر روشن شده و آن ها هر از گاه بر این مهم تأکیده کرده اند.

و اکنون از چهارم تیر 84 که همت زاده رئیس وقت زندان اهر در جریان بازدید مسئولان قضایی شهرستان اهر و کلیبر و ورزقان از این زندان،‌ اظهار امیدواری کرد « کارهای عمرانی زندان جدید اهر به زودی آغاز شود»، بیش از 3 سال می گذرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جعفر خضوعي در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 ساعت 21:34 | لينک ثابت |

 19 مهر زادروز وبلاگ نویسی در قره داغ

۱۹ مهر زادروز وبلاگ نویسی در قره داغ است و اگر شهاب اهر را به عنوا نخستین نشریه مکتوب ارسباران داریم که از سال ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۲ به مدیریت رحیم غفاری در اهر منتشر شد. نخستین رسانه دیجیتالی که اقتضای روز است توسط آقای اهری در ۱۹ مهر سال ۱۳۸۳ زاده شد. به مسائل منطقه پرداخت و نقش یک رسانه ی محلی را ایفا کرد و امروز فعالیت او در این عرصه عمیق تر و وسیع تر شده است. دو هفته نامه گویا چاپ اهر اخیرا گفتگوی کوتاهی با او داشت که خواندنی است. امروز جوانان زیادی در منطقه به این امر مهم روی آورده اند و روز به روز نیز بیش تر می شوند. اما صادق عطاری نخستین است و به عبارتی پدر وبلاگ نویسی ارسباران که برایش توفیق آرزومندیم.

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در شنبه بیستم مهر 1387 ساعت 15:32 | لينک ثابت |

ضرورت خانه درمانی در شهرداری اهر

پیش از آغاز فعالیت سومین دوره شورای اسلامی شهر اهر، یادداشتی در گویا بر « ضرورت خانه تکانی در شهرداری اهر » تأکید کرد. ضرورتی که به صورت محدود مورد توجه اعضای منتخب این دوره از شورا نیز قرار گرفته بود و یکی از خواسته های آن ها از سرپرست منتخب خویش برای شهرداری، ایجاد تغییرات در چند پست حساس این مؤسسه بود. اکبر عطایی پس از تحویل میز از شهردار منتخب شورای دوم، به جابه جایی محدود مورد نظر دست زد تا ادامه ی این جابه جایی توسط عادلی شهیر شهردار منتخب شورای سوم انجام گیرد. اما ماجرا نه با جابه جایی که با جذب فله ای نیرو ادامه یافت. چیزی که بدون ملاحظات قانونی بود و در نهایت با اخراج فله ای آن ها خاتمه یافت. جابه جایی در پست های حساس علی رغم توافق و تعهد اعضای شورا ادامه نیافت و اکنون کار به جایی رسیده است که اراده و تلاش هایی برای بازگشت افراد جابه جا شده به پست قبلی خویش نیز بروز یافته است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جعفر خضوعي در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 ساعت 20:3 | لينک ثابت |

نکُشیم حیوان بی دفاع را

فصل پاییز فصل کوچ است. همه ی ما شاهد عبور پرندگان مهاجر در فراز شهر و خانه خویش بوده ایم. آدمیان از هزاران سال پیش با شروع یکجانشینی از کوچ و جا به جایی به خاطر سرما دست کشیدند. هرچند کوچ عشایر را امروز داریم و این یادگار آن است. و اما حیوانات به خاطر عدم بهره مندی از خلاقیت و نوآوری و فناوری چون اجداد هزاران سال پیش خویش با بروز سرما جلای موطن می کنند و خطرات بسیاری به جان می خرند.

منطقه ی ما در عرض جغرافیایی 38 درجه ی شمالی مسیر عبور پرندگان مهاجر از عرض های بالاتر است و در قره داغ ما و جای جای آن گاه فرود می آیند و به استراحت و رفع خستگی می پردازند و صد البته که گاه شکار آدمیان می شوند و حیاتشان با یک دیزی و آبگوشت و یا چند سیخ کباب پایان سوزناکی می یابد.

از

سوی دیگر منطقه کوهستانی قره داغ که خود سرمای طاقت فرسایی دارد، حیوانات و پرندگانی از آن موقع بروز سرما ترک آشیانه می کنند تا کمی پایین تر بیایند و به آفتاب و گرمایش نزدیک تر شوند.

کوچ این ها حوادث سوزناک و غمباری در پی داشته است که در چند سال نمونه هایی از آن را شاهد بوده ایم و یا خبر دستگیری شکارچیان غیرمجاز را بارها و بارها شنیده ایم.

سوم دی ماه 1384، یک قلاده خرس قهوه ای که از گونه های کمیاب بود، همزمان با تغییرات جوی موطن خویش در قره داغ را به سمت جنوب ترک کرد.این حیوان از شمال وارد تبریز شد و پس از ساعت ها سرگردانی وارد بنای نیمه کاره در دانشگاه آزاد تبریز شد. ارگان ها و مسئولان ذیربط در نجات جان او توفیق نیافتند و با گلوله های شکارچیان زیست محیطی از پای درآمد. مسئولان زیست محیطی گفتند « اگر ماده ی بی حس کننده داشتیم، خرس را زنده به دامان طبیعت باز می گرداندیم.»

صحنه کشتن این حیوان که از ترس و وحشت در گوشه ای پناه گرفته بود، در برنامه خبری سیمای استانی پخش شد.

ترلان قره داغ

انجمن دفاع از حیوانات طی بیانیه ای اعلام کرد « یکی از وظایف سازمان حفاظت از محیط زیست، حمایت از حیوانات در معرض خطر و حیواناتی است که به هر دلیل توسط انسان مورد تعرض قرار می گیرد، است.» این انجمن تأکید کرد « کشتن یک حیوان بی دفاع که به علت گرسنگی مفرط در فصل سرما که به دلیل تخریب و تصرف زیستگاه طبیعی آن توسط انسان صورت گرفته،‌افتخاری برای سازمان حفاظت از محیط زیست نیست.»

آذر ماه 86،‌ عقاب غول تنی چون خرس قهوه ای از کوهستان قره داغ به سبب بروز سرما و گرسنگی خود را یک درجه عرض جغرافیایی پایین تر برد و به تبریز رسید. و اما خبرگزاری فارس ادامه داستان را چنین گزارش داد: « مأموران نجات ایستگاه شماره 7 آتش نشانی تبریز عقابی را به دام انداختند که طول هر بال آن بیش تر از یک متر است. این عقاب که با سرد شدن هوا و غلبه کردن گرسنگی به طرف مناطق کوهستانی باغمیشه تبریز آمده بود. موجب وحشت چند خانوده شد و اکیپ نجات سازمان با حضور در محل فرود آمدن این عقاب، آن را به دام انداختند.»

و خبرگزاری ایرنا نیز گزارش داد: « یک قطعه عقاب کمیاب که با فرود در یک محوطه مسکونی موجب وحشت مردم شده بود، توسط مأموران ایستگاه شماره هفت آتش نشانی به دام افتاد.»واژه ی قابل تأمل در این گزارشات، « دام » است. آن ها عقاب را به دام انداختند!!

بله از این رویدادهای دلخراش بسیار بوده و خواهد بود و اما من در مورد ماجرای قتل عام پرندگان مهاجری از نوع فلامینگو تحقیق می کنم که در سال 84 در یکی از روستاهای هوراند قتل عام شدند! تعداد کثیری از این پرندگان در یک باغ فرود آمده بودند که فاجعه رخ داده است!!

 

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 ساعت 23:31 | لينک ثابت |

مرگ رفیق حیات رفیقم و افطار غم و عید سیاهم

عصر روز قبل عید فطر به مدرسه می رفتم که دوستِ دوست داشتنی ام را غرق غم دیدم. غمی که تنها بعد از خاکسپاری عزیزترین کس، آدمی را فرا می گیرد. شامگاه به خانه آمدم و منتظر اذان بودم. « مؤذن » از تلویزیون سهند به صدا درآمد. من عاشق اذان مؤذن زاده اردبیلی هستم. با اذان او تازه بغض من شکست و من آن روز غصه خوردم و افطار کردم. آن شب شام غریبان بود و از مسجد که برگشتم، قرارمان بود که شعری برای دوستم و به عبارتی برای مرگ همسر دوستم بنگارم. قلم یاری نکرد و کلماتی را ردیف کردم. اما بیش از حروف متن شعر اشک ریختم. صبح زود قبل از استارت دید و بازدید در حالی که پیراهن سیاه بر تن داشتم بیرون آمدم و اول سراغ دوستم رفتم تا عزاعید او را برایش تسلیت گویم. آشفته بود و از شب بی مهتاب به صبح آمده بود. شعر را دادم و او گریه اش گرفت. خداحافظی کردم و به خانه آمدم و این عید برایم عید نبود. فردای عید آمد و سومین روز و اولین پنجشنبه ی فوت رفیق حیات رفیقم.

مسجد از مردم پر بود. حاج داود عزیزی می خواند. مداحی که صدایش در صدر است. از او خواسته بودند که شعر را بخواند. شعر در اعلامیه چاپ شده بود. او شعر را خواند و من در حالی که دستانم می لرزید، اشک می ریختم.

از « هر قشری »‌ آمده بودند. ترکیب حاضران نمونه کامل « اهر‌» ی ها بود. به قول یکی از حضار « اهری های اصیل ». معلمان دیروز هم آمده بودند. همان ها که چون دوست من بازنشسته شده اند. تمیز و متین چون دوست من.می شد به جمعیت حاضر در مسجد اشاره کرد و گفت « اهر یعنی این ».

دوست من استاد ادبیات بود و هست. « زیبا » یی از پندار و گفتار و کردارش موج می زند. با او 7 سال قبل در جریان برگزاری یک همایش ادبی در آموزش و پرورش آشنا شدم. عاشق ادبیات است و عاشق هر که ادب دارد. چه می توانم گفت جز تسلیت. بدون شک وقتی مجلس ترحیم و تذکر تمام شد و اقوام و همسایه ها همه رفتند، او تنها خواهد ماند و در خلوت خود خواهد گریست. دلم می خواهد خلوت اشکبار او را بمیرم! او تنها نیست. دو فرزند نیز با او باقی مانده است. فربُد دو سال شاگرد من بوده است و مدتی پیش قبولی اش در کنکور را به پدرش تبریک گفته بودم و طناز دختر او که دانش آموز دوره راهنمایی است و سنگ صبور پدر خواهد بود.

یک اهری شعر ناقابل را در وبلاگ خود گذاشته است و یقین که شما بازدید کننده محترم از آن جا به این جا آمده اید. پس شعر را هم همانجا خوانده اید و اگر چنین نیست به وبلاگ یک اهری و اتفاقات ساده ساده بروید و شعر را بخوانید که آن جا خوش تر نشسته است.                                

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در جمعه دوازدهم مهر 1387 ساعت 2:30 | لينک ثابت |

عید سعید فطر مبارک باد

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در چهارشنبه دهم مهر 1387 ساعت 2:27 | لينک ثابت |

کوچ عشایر میراث معنوی ماست

کوچ عشایربر کسی پوشیده نیست که در تحولات تاریخی قره داغ، ایلات عشایر نقش عمده ای داشته اند. چه در دوره مشروطه و چه زمان جنگ های ایران و روس در عهد فتحعلی شاه و عباس میرزا و حتی جنگ های طولانی ایران و عثمانی. امروز یکی از سه ایل پرجمعیت کشور در قره داغ حیات دارند و کل جغرافیای آن از حضور عشایر خالی نیست.

بهار و پاییز شاهد جابه جایی عشایر بین ییلاق و قشلاق هستیم و نیاکان ما هزاران سال است که چنین کرده اند و امروز نیز شاهد کوچ ایلات عشایر هستیم. « کوچ » ی که آداب خاصی داشته و از زیبایی های خاصی برخوردار بوده است و عشایر با تمام آداب و رسوم و لباس و غذای خویش فصل هایی از تاریخ فرهنگ ما را به خود اختصاص داده اند.

کوچ عشایر اکنون جزو میراث معنوی ماست و در سطح کشور توجهاتی شده است. مردم منطقه و مسئولان آن سهم خویش را در توجه به این میراث ادا نکرده اند. در سطح محلی اگر ایفای نقش نکنیم،در این بخش از منطقه نیز عقب خواهیم ماند.

موضوع ثبت میراث غیرملموس از سال 1998 در دستور کار یونسکو قرار گرفت و در سال 1383 ایران سه پرونده « نوروز »، « تعزیه » و « کوچ عشایر » را برای ارائه به یونسکو مطرح ساخت. برای ثبت کوچ عشایر کمیته ای تشکیل و پرونده ای نیز در سال 84 قطعی شده بود و اما با گذشت سه سال هنوز خبر خاصی منتشر نشده است.

به گزارش میراث فرهنگی، « وضعيت پرونده کوچ عشاير نه تنها براي ثبت جهاني نامشخص مانده است که کسي فکري براي ثبت ملي آن هم نکرده است. در حالي که اين موضوع يکي از مهم ترين موضوعات ميراث معنوي در کشور است که نه يک استان خاص ، بلکه تمام استان هاي غربي کشور با آن مرتبط هستند. علاوه بر اين کوچ عشاير يکي از نمودهاي ميراث معنوي محسوب مي شود که در حال از بين رفتن است.»

قره داغ یکی از صاحبان اصلی این میراث است و جا دارد مسئولان استان و البته نمایندگان منطقه در پیگیری مسئله وارد عمل شوند. ثبت کوچ عشایر در میراث ملی و فهرست جهانی میراث معنوی یونسکو، در واقع اثبات عظمت تاریخی و فرهنگی منطقه قره داغ نیز می باشد. چرا که عشایر بخشی از وجود اجتماعی ماست.

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در شنبه ششم مهر 1387 ساعت 16:33 | لينک ثابت |

ورنی قره داغ و نشان یونسکو

 ورنیورنی که خاستگاه و تنها محل تولید آن منطقه تاریخی قره داغ می باشد،‌ به همراه 159 اثر صنایع دستی دیگر از ایران برای دریافت نشان اصالت یونسکو انتخاب شده است. قرار است آثار انتخاب شده جهت داوري نهايي و دريافت نشان اصالت يونسكو كه 14 الي 16 مهرماه در بخش آسيايي در اصفهان برگزار مي‌شود، شركت داده شوند. براي دريافت مهر اصالت يونسكو آثاری از كشورهاي قزاقستان، تركمنستان، تاجيكستان، افغانستان نيز شرکت می کنند.

ورنی شرکت یافته در رقابت امسال، دستبافت « محمد آقایی » است که سال گذشته ورنی او توانست نشان اصالت یونسکو را دریافت کند.

امسال 4 اثر« چاپ باتيك » سولمازامير راشد، « جاجيم ابريشمي » حميد دواتي كاظم‌نيا،  « قلمزني نقره » احد پرويززاد و« ورني » محمد قلي آقايي از استان آذربایجان شرقی برای دریافت نشان یونسکو در مجموع آثار ایرانی وارد رقابت با آثار دیگرِ بخش آسیا شده اند.

 «ورني» گليمي فرش‌نما با نقشي از اعتقادات زنان و دختران عشاير


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جعفر خضوعي در شنبه ششم مهر 1387 ساعت 16:29 | لينک ثابت |

وبلاگ جدید من محیطعاشق شعر و ادبیاتم و علاقه مند تاریخ و فرهنگ. تاریخ و مطالعات اجتماعی و زمین شناسی و جغرافیا تدریس می کنم. رشته ی تحصیلی ام علوم اجتماعی و جغرافیا و تدریس اصلی ام جغرافیاست. و حال بهتر دیدم در رشته تدریس خویش وبلاگی داشته باشم و یافته ها و دریافت هایم را رو کنم. محیط نام وبلاگ دوم من است که در حوزه محیط زیست اعم از طبیعی و انسانی مطلب خواهم نوشت و ....

http://mohitgeo.blogfa.com/

برای این که با این پست وقت خود را هدر نداده باشید. بازی با شهر بازی ! و دفتر نقاشی بچه های اهالی بهشت را بخوانید.

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در جمعه پنجم مهر 1387 ساعت 21:17 | لينک ثابت |

« کودکی سنگ به دیوار دبستان می زد. »

کودکی سنگ به دیوار دبستان می زداغلب ما آن روز که پدر یا مادرمان دستمان را گرفته بود و به سوی دبستان می کشید، چونان روز تولد اشک دار بوده ایم. چه، وارد دنیای ناشناخته ای می شدیم و از دنیای بدون قید و بند خود خداحافظی می کردیم. ما به « سختی » وارد و از « راحتی » خارج می شدیم. اما طول کشید تا وقتی که کارنامه قبولی در کنکور، چنان ما را به وجد آورد که گریه آغازین را معنای دیگر یافتیم. امروز کودکان خویش را در مقابل مدرسه بدرود می گوییم و حس می کنیم که پای رفتن ندارند و زنگ آخر مدرسه که خورد، آن ها به سوی ما و به سوی خانه می دوند! آن ها لباس های رنگارنگ می پوشند و کیف و دفتر و قلم و ماژیک در طرح های گوناگون دارند. اما لذت ندارند! سال های دور کتاب در بغل می رفتیم و دیر می کردیم و چوب می خوردیم و اما لذت داشتیم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جعفر خضوعي در پنجشنبه چهارم مهر 1387 ساعت 21:44 | لينک ثابت |

سال 88، سال افزایش تعداد نمایندگان در کشور

هریس خواستار کرسی مستقل در مجلس

هریس خواستار کرسی مستقل در مجلس گویا:سال 88 برای مردم هریس که انتظار تفکیک شهرستان خود از حوزه انتخابیه اهر و هریس و استقلال در انتخابات مجلس شورای اسلامی را دارند، سال تعیین کننده ای است. چرا که طی فاصله ی 10 ساله ی مصرح قانون اساسی برای افزایش تعداد نمایندگان در سال آینده، به انجام می رسد و حداکثر 20 نفر به تعداد نمایندگان کشور افزوده خواهد شد. البته کرسی مستقل خواسته مردم هر دو شهرستان اهر و هریس در این حوزه است و انتخابات مجلس شورای برای هر دو حساسیت های مشترکی داشته است و گاه بومی بودن جای اصلح بودن را در انتخابات گرفته است. اما با توجه به این که در بیش تر دوره های مجلس، کاندیداهای اهری در کرسی مشترک جلوس کرده اند، شهروندان هریسی بیش از اهری ها خواستار کرسی مستقل هستند و طرح این مسئله به نام هریس نافی نیاز اهر به کرسی مستقل نیست.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جعفر خضوعي در پنجشنبه چهارم مهر 1387 ساعت 21:26 | لينک ثابت |

صادق عطاری، فعال ترین وبلاگ نویس اهری

صادق عطاری در گویاگویا / سردبیر: اگر روزگاری نه چندان دور جستجوگر گوگل و یاهو کلمه ی « اهر » را در خود نداشت و برای جستجوگران « رها » می آورد، حالا دیگر چنین نیست و امروز اگر « اهر » را جستجو کنیم، آن قدر سایت و وبلاگ « اهر دار » ردیف می شوند که حتی گشودن درصد اندکی از آن حوصله و وقت بسیار می خواهد. و اما « یک اهری و اتفاقات ساده » وبلاگی است که برای همیشه در نتایج جستجو صدرنشین است.مطالب بسیاری در مورد ارسباران به دست ما می رسد که از این وبلاگ کپی می شوند،‌بدون این که ذکری از منبع شده باشد. وبلاگی که به تنهایی نقش یک نشریه محلی را ایفا می کند و منبع محققین جوان در مورد ارسباران است.http://1ahari.blogfa.comحالا دیگر فراتر از یک وبلاگ است و به سایت مجهز و پرباری تبدیل شده و امکان ارائه فیلم و صدا و بخش های مختلف نیز در آن فراهم است. این وبلاگ چه بسا نخستین وبلاگ در ارسباران و صادق عطاری صاحب این وبلاگ نخستین وبلاگ نویس اهری است. تعداد بازدید کننده در روز، گاه از 500 نفر تجاوز می کند و این وبلاگ حالا به مرکز معرفی وبلاگ نویس های اهری تبدیل شده است. قالب بسیار مناسبی که چند ماهی است در این وبلاگ نشسته، بسیار زیباست و اهری آن را چه زیبا آراسته است. به نظر می رسد اگر اهری بخش اخبار منطقه را نیز در وبلاگ ایجاد کند، کاملِ کامل خواهد بود.معرفی بهتر وبلاگ از توان این مقدمه خارج است و مراجعه به آن بهترین شکل آشنایی است و هر بیننده ای متفاوت بودن وبلاگ را به آسانی در می یابد. اگر سری به « یک اهری و اتفاقات ساده » زدید، از کارنامه عطاری هم دیدن کنید. به ویژه « تاریخچه اهر ارسباران ». از « یک اهری و اتفاقات ساده گفتیم » اما این تنها کار و کارنامه اهری نیست. او سایت مستقلی در مورد بیماری ام اس راه اندازی کرده که شرحش را داده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جعفر خضوعي در چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت 19:20 | لينک ثابت |

عتیقه های قره داغ به کجا می روند؟!

از عتیقه های کشف شده در اهرگویا:چه بسا فقر فرهنگی و البته محرومیت و توقف نیازهای ما در امور مادی باعث شده است که کم تر به ضرورت حفظ مواریث فرهنگی اهمیت دهیم و شاید اگر بیفتد در کشف و استخراج و صادرات (!!) آثار باستانی و عتیقه جات منطقه همکاری مجدانه داشته باشیم! چه بسا قبل از خواب ساعاتی را در فکر دستیابی به یک مجسمه گرانبها و پولدار شدن یکشبه گذرانده ایم! اما هستند کسانی از جمع ما که به میراث فرهنگی و آثار تاریخی بازمانده از نیاکان مان عشق می ورزند و هر کلنگی که بر زمین قره داغ زده می شود تا گنجی از درون درآید، ضربات را در جان خویش احساس می کنند. فرقی نمی کند در شهر باشیم و یا در روستا و یا در قشلاق ها و ییلاق ها. همه با چشم خویش جای خالی میراث درآمده از خاک را دیده ایم. دیگر خبر عتیقه دزدی و تصادف در این منطقه عادی شده است و یادمان نمی رود که آخرین خبر سال 86 و اولین خبر سال 87 در ارسباران « تصادف » و « کشف عتیقه » بود!

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جعفر خضوعي در دوشنبه یکم مهر 1387 ساعت 1:40 | لينک ثابت |
 
business article