اهر از خلیل نامی خالی شد
خیابان های اهر حالا چیزی کم دارد. 70 سال بود که صدای خلیل نامی مردم این شهر را برای روزنامه دعوت می کرد. او در این مدت با پای پیاده از صبح تا شب در خیابان های اهر راه می رفت و روزنامه می فروخت. نقل است که مسافت طی شده توسط خلیل نامی از دور زمین بیش تر است. یعنی او بیش از 40 هزار کیلومتر راه رفته است. چه راه طویلی بوده است این راه روزنامه!
خلیل نامی از دنیا رفت و گوش اهر همواره در پی صدایی خواهد بود. کیهان، کیهان
پیر مطبوعات اهر دار فانی را وداع گفت
سفرنامه ی خاروانا ( قسمت اول و دوم )
دو هفته نامه گویا / چاپ اهر: اسماعیل قهرمانی: در دیار سرافراز آذربایجان خطه ای تاریخی و زرخیز به نام قره داغ وجود دارد که امروزه بیش تر شامل شهرستان های اهر و ورزقان و کلیبر است. این منطقه علی رغم استعدادهای بالقوه و بالفعل به دلائل ناشناخته، توسعه نیافته است و همچنان از بی مهری و کم توجهی مسئولین منطقه ای و استانی رنج می برد. این مسئله موجب شده هر از گاهی بخشی از دهستان های آن به علت عقب ماندگی و نداشتن حداقل امکانات جاده ای و بهداشتی تمایل به جدا شدن از محدوده ی سیاسی منطقه نشان داده و جدا شده اند.
شهرستان اهر به عنوان مرکز قره داغ امروز با رقبای سی چهل ساله ی قبل خود قابل مقایسه نیست. چه رسد به بخش هایی چون هوراند و خداآفرین و خاروانا. خدای متعال توفیقی نصیبم کرد تا سواره و پیاده با مرارت شیرین سفر در کلیه ی مناطق دور افتاده ی خاروانا که یکی از بخش های واقعاً محروم قره داغ می باشد، سفری داشته باشم. حال شما خواننده گرامی را شریک دیده ها و شنیده ها و تجارب اندک خود می کنم که شاید در گوشه ی دل تان جایی برای خاروانا محفوظ بدارید و از آن بیش تر بدانید.
ادامه مطلب
ورزقان سویا گئدیر
گویا/ خان چوپان:از وقتی قلم به دست گرفتم، امضا زده ام تا حالا چندین امضا عوض کرده ام و امروزه هر روز حداقل دو امضای ورود به دیوان و خروج از آن از من صادر می شود. شنیده ام امضای برخی ها به اندازه ی یک پژو می ارزد. خدای من یک امضا بزن و یک پژو زین کن! شنیدم فرنشین ما از یکی از فرنشینان گذشته ی ما به نیکی یاد کرده است. لازم به ذکر است که نیمه ی شمالی و مرزی ورزقان در زمان او برای شهرستان شدن جلفا هزینه شد. در زمان او ورزقان شهرستان شد ( که البته کور باد هر آن که نتواند دید ) اما به گفته ی برخی منابع حدود 400 میلیارد تومان از اعتبارات ملی روی کرده به شهرستان اهر در سونگون هزینه شد و چون وقت خرمن رسید، بحث شهرستان رسید. همه روزه هزاران تن کنساتره مس از جاده ی اهر ـ تبریز حمل و نقل می شود. این علاوه بر تخریب، چه قدر بار ترافیکی تولید می کند. من دیده ام برخی از این خودروهای سنگین حمل کنسانتره در خیابان های شهر اهر هم تردد دارند و آسیب زا هستند. یکی به این چیزها برسد! خوردی! نوش جان! بخور عزیزم، بخور! بخور تا توانی به بازوی خویش! و اما بترس از حساب ترازوی خویش! کاش یکی مواد لازم برای امضای پژوآور را برای من پیامک کند.آخه این چه امضایی است که من دارم.مرده شوی امضای مرا ببرد! باز هم گفته شد که مهاجرت از اهر متوقف شده که هیچ این شهر مهاجر پذیر گشته است! جمعیت اهر در سال 75 حدود 146 و در سال 85 حدود 149 هزار نفر اعلام شده است. یعنی اهر ظرف ده سال سه هزار نفر افزایش جمعیت داشته است. خُب با این نرخ رشد مگر قرار بود کاهش هم
پیدا کند. اگر نرخ رشد شهرستان اهر 2 درصد بگیریم باید در ده سال طی شده 29 هزار نفر بر جمعیت افزوده می شد. نه سه هزار نفر. ضمن این که چگونه جمع و تفریق کنیم آمار نماینده را که گفت « از سال 75 تا 85 حدود 14 هزار نفر از شهرستان اهر مهاجرت کرده اند.» و چنین است که هوراند عزیز و گرامی حالا صاحب 23 هزار نفر جمعیت است. هم او که در سال 1362 طبق آمار رسمی 36270 نفر جمعیت داشته است. حالا ورزقان عزیز 48 هزار نفر نفوس دارد، در حالی که جمعیت او در سال 62 به عنوان بخش شهرستان اهر 99360 نفر بود و از بخش مرکزی شهرستان که اهر باشد جمعیتش بیش تر بود. این از جمعیت که اشک آدم را در می آورد و اما چه بلایی بر سر جغرافیا و به عبارتی مساحت آن آمده است. خواهش می کنم نقشه ی زیر را که محدوده ی شهرستان اهر را در سال 1362 نشان می دهد، به دقت بنگرید و پیدا کنید اهر را که تا حالا چندین بار قرار بوده است که نگین و عروس و مروارید و عزیز و دردانه ی استان باشد!!!! و بنگرید ورزقان را و پیدا کنید مس را! و پیدا کنید ریشه را و حتی پیدا کنید تیشه را! بیشه را!
نقشه با وضوح بهتر در ادامه مطلب
ادامه مطلب
مدیر جدید آموزش و پرورش اهر آمد
آزاد سعادتی مدیر جدید آموزش و پرورش اهر شد. وی پیش از این سه سال رئیس اداره آموزش و پرورش هوراند بود.حدود ۱۵ سال سابقه و ۳۵ سال سن دارد. وی روز ۲۱ بهمن توسط معاون پرورشی سازمان آموزش و پرورش استان در جمع کارکنان این اداره معرفی شد. سعادتی همان کسی است که برکناری او از ریاست آموزش و پرورش هوراند مورد اعتراض فرهنگی نماینده تبریز واقع شد و میان او و نماینده کلیبر و هوراند مجادلاتی پیش آمد.
سفری به خداآفرین قسمت سه و چهار
علاوه بر این دو روستا، روستاهای دیگری مانند مفروضلو ـ از توابع خداآفرین ـ نیز در دریاچه ی پشت سد مدفون خواهند شد. مفروضلو یادآور حماسه ی پریزاد است. این شیرزن و قهرمان قره داغی عهد مشروطه که سیه پوش و نقاب دار می شد، به « قره قوچاق » معروف شده بود.( داستان حیات قهرمانانه ی او توسط عیسی غریبی در قالب رمان خواندنی به چاپ رسیده است.) چندین کیلومتر حاشیه ی رود ارس این گونه از حیات روستایی با اصالت فرهنگی خالی می گردد و به سوی غرب باز در همین حاشیه، به گفته ی معاون اول رئیس جمهور ( در جریان افتتاح سد خداآفرین) سد دیگری با نام « بقری ـ اوشتبین » در میان ایران و ارمنستان در حال اجراست و بعد از آن تا جلفا ( منطقه ی سیه رود ) باز صحبت از سد دیگری با نام «اردوباد ـ مازاراد» میان ایران و جمهوری نخجوان است. بی شک همه ی روستاییان تخلیه شده از زادگاه و زیستگاه اجدادی خویش در شهرک جانانلو ماندگار نخواهند شد و ترک آن آب و خاک خواهند کرد و باقی نیز باید معیشت و شیوه ی زندگی جدیدی را امتحان کنند که خود حاشیه ها و تبعات اجتماعی و فرهنگی خواهد داشت.
ادامه مطلب
بارقه های امید در حوزه ی میراث فرهنگی قره داغ
نزدیک چهار سال است که فرهنگ و میراث فرهنگی منطقه ی قره داغ دغدغه ام بوده است. از آثار باستانی که همواره مورد یغماست، گرفته تا سنن و آداب و در کل نشانه ها و نمادهای هویت فرهنگی این منطقه که روز به روز رو به افول است. از « یاشماق » ی که بر سیمای زنان ماست تا کوچ عشایر و هنر صنعتی چون ورنی و فرهنگ عامه ی این منطقه به ویژه عاشیق ها با سازهایشان و لالایی های مادران مان. از چشمه باشی و چرشنبه گونی گرفته تا رودها و کوه های مان که نماد حیات و ایستادگی هستند. بارها و بارها ضرورت تأسیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی را مورد تأکید قرار داده ایم. بر جشنواره ی ورنی و نمایشگاه دائمی آن اصرار ورزیده ایم. تشکیل موزه ی تاریخ و مردم شناسی و عشایر و حیات وحش را خواستار شده ایم و موارد متعدد دیگر
بی توجهی به این خواسته ها و پیشنهادها خود درد جانسوزی است بر درد تاریخی مان و اما هرگاه این خواسته ها از سوی مسئولی مورد توجه و تأکید قرار گرفته، بارقه های امید در ما ایجاد کرده است. نماینده ی کلیبر و هوراند در مجلس اخیراً گفتگویی در منابع خبری داشته است که تعدادی از این خواسته ها و پیشنهادها از زبان او درآمده است.
ارسلان فتحی پور ايجاد نمايشگاه دائمي ورني را يكي از نيازهاي عمومي منطقه ارسباران عنوان کرد و گفت: ايجاد اين نمايشگاه در منطقه ضروري است. نماينده مردم كليبر و هوراند در مجلس شوراي اسلامي همچنين با اشاره به جاذبههاي بكر گردشگري و عشايري منطقه ثبت آداب و سنن عشايري ارسباران را به عنوان يكي از آثار ماندگار اين قشر از خواستههاي به حق آنها ذكر كرد.
وي خواستار تشكيل كميتهاي ويژه براي تدوين اين مراسم به عنوان اثر ملي و ايجاد موزه عشايري در كليبر شد. فتحی پور که مدتی است حوزه میراث فرهنگی را مورد توجه جدی قرار داده، اخیراً ایجاد اداره میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی در این منطقه را خواستار شده بود. وی در گفتگو با ایسنا اظهار داشت: «عليرغم اينكه منطقه ارسباران در كشور ما بعنوان دو قطب گردشگري و عشايري به شمار مي رود و بهترين پتانسيل براي جذب گردشگر و رونق اين صنعت در منطقه مي باشد متأسفانه فقدان اداره ميراث فرهنگي و نمايشگاهها و موزه هايي كه نشانگر آثار و پيشينه تاريخي اين منطقه باشد موجب ناشناخته ماندن پتانسيل هاي منطقه در داخل و خارج از كشور شده است.» و اخیراً رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی از اختصاص اعتبار برای طرح مطالعاتی گردشگری منطقه ی ارسباران خبر داده است.و این موجب امیدواری است.
تصویر این پست را در اردیبهشت سال ۸۷ از زنان اسب سوار قره قیه گرفته ام. گزارش جشنواره ی اسب سواری قره قیه در سال ۸۶ تیتر اول گویا بود و این زنان در حال تماشای عکس خود هستند. نمی دانم چرا هرقت نام قره قیه را می آورم یاد شعری می افتم که در سال ۸۵ برای سیلی که آمد و یکی از زنان سوار را با خود برد و آن سال مسابقه تعطیل شد. این شعر را در حوزه میراث فرهنگی و غارت آثار تاریخی مان هم می توان تعمیم داد.
یاغدی یاغیش ایلدریملار شاخا شاخا
داغتدی ائولری سئل آخا آخا
قوجاقندا بالاسی بیر آنانی
آپاردی گوزلریمیز باخا باخا
و این را هم دارم برایتان:
اهر چایی داشدی گئتدی
ائل یولونی چاشدی گئتدی
اوز باغچاسین سوسوز قویدی
اوزگه باغا آشدی گئتدی
ضرورت ايجاد مركز پژوهش آثار باستاني و ميراث فرهنگي در قرهداغ
وجود جوامع انساني پيشرفته در «كهنه تپهسي» تأييد شد
وجود جوامع انساني پيشرفته در «كهنه تپهسي» واقع در بخش خداآفرين آذربايجان شرقي تأييد شد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي پژوهشكده باستانشناسي، سرپرست هيئت كاوش اين تپه گفت: فصل دوم كاوش نجاتبخشي در «كهنه تپه سي» واقع در بخش خداآفرين آذربايجان شرقي در حال انجام است.
علي زلقي اظهار داشت: با كاوشهاي باستانشناسي در «كهنه تپه سي» تاكنون نتايج ارزشمندي حاصل شده است.
وي افزود: عمده آثار به دست آمده به عصر مفرغ تعلق دارد كه اين موضوع نشان ميدهد در هزارههاي چهارم و سوم پيش از ميلاد در اين حوزه جوامع انساني پيشرفتهاي وجود داشتهاند.
زلقي اضافه كرد: آثار دوره اشكانيان در اين محوطه در حالي به دست آمد كه اطلاع از عصر اشكاني اين منطقه محدود است و كاوش در اين محوطه براي شناخت دوره اشكاني ميتواند نتايج پرباري براي حوزه شمال غرب كشور داشته باشد.
وي تصريح كرد: هيئت كاوش تلاش دارد تا علاوه بر مطالعه آثار باستاني، مطالعات جانورشناسي و گياهشناسي در اين محل انجام دهد.
به گفته سرپرست هيئت، كاوش در اين فصل در چهار ترانشه ادامه دارد كه سه ترانشه متعلق به فصل گذشته است و ترانشه B (مركزي) به خاك بكر رسيده و اشيا فرهنگي از دوره اشكاني تا مفرغ در آن به دست آمده است.
وي افزود در ترانشه Q (جنوب غربي تپه) در فصل گذشته مقبرهاي متعلق به عصر مفرغ به دست آمده بود و از يافتههاي اين مقبره دو خمره سفالي و چندين ظرف كوچك است كه از سفالهاي شاخص مفرغ به شمار ميروند و به دليل مشكلات آب و هوايي، كار در ترانشه H ، در شرق تپه، نيمه تمام باقي مانده است.
علیرضا منادی نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو:مس سونگون ميتواند در حمايت از يك تيم فوتبال در ليگ برتر با نام مثلاً ماشينسازي سونگون حضور داشته باشد.
مس سونگون به یاری ورزش استان می آید
عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس گفت: 50 درصد اعتبارات شركت صنايع مس ايران كه تاكنون به صنايع مس ايران تعلق ميگرفت، به ورزش آذربايجان شرقي اختصاص مييابد.
عليرضا منادي افزود: با وجود اينكه 40 درصد مس توليدي كشور در آذربايجان شرقي و از طريق مس سونگون تأمين ميشود، ولي متاسفانه ريالي از اين بابت صنايع مس ايران در آذربايجان شرقي سرمايهگذاري نميكند. به گزارش فارس، وي اظهار داشت: امسال صنايع مس ايران 550 ميليارد ريال از باشگاه مس كرمان حمايت مالي ميكند كه با دستور وزير صنايع و معادن 50 درصد اين مبلغ بايد به ورزش آذربايجان شرقي اختصاص يابد. منادي اصليترين مشكل تيمهاي ورزشي آذربايجان شرقي را كمبود اعتبارات خواند و اضافه كرد: در سفر دوم رئيس جمهوري به آذربايجان شرقي پس از چانهزني و رايزنيهاي فراوان موفق شديم تا مبلغ 150 ميليارد ريال را در حمايت از ورزش استان به تصويب برسانيم. وي تصريح كرد: هنوز مشخص نيست چه ميزان آن محقق ميشود در حالي كه 270 ميليارد ريال بايد به آذربايجان شرقي اختصاص یابد. نماينده مردم تبريز، اسكو و آذرشهر در مجلس در خصوص نحوه هزينه اين اعتبار اظهار داشت: مس سونگون ميتواند در حمايت از يك تيم فوتبال در ليگ برتر با نام مثلاً ماشينسازي سونگون حضور داشته باشد.
وي ادامه داد: متأسفانه در تركيب هيئت مديره صنايع مس ايران حتي يك نفر از آذربايجان شرقي حضور نداشت كه با دستور وزير صنايع و معادن يك نفر از استان آذربايجان شرقي بايد در هيئت مديره حضور داشته باشد.
منادي همچنين از عدم پرداخت جريمه آلايندگي صنايع مس ايران به اداره كل حفاظت محيط زيست آذربايجان شرقي انتقاد كرد و افزود: صنايع مس ايران همان طوري كه 10 ميليارد ريال از بابت آلايندگي به حساب اداره كل حفاظت محيط زيست استان كرمان واريز كردهاند با دستور وزير صنايع بايد به حساب اداره كل حفاظت از محيط زيست آذربايجان شرقي نيز واريز كند.
منبع: دو هفته نامه گویا چاپ اهر
شهردار اهر بالاخره رفت
دکتر عباس عادلی شهیر شهردار منتخب سومین شورای اسلامی شهر اهر پس از چندین ماه بحث پیرامون رفتن و نرفتن او، بالاخره ساختمان 75 ساله ی شهرداری این شهر را ترک گفت.استعفای شهردار اهر ابتدا 15 آبان در شماره 86 گویا منعکس شد و اما بلافاصله از سوی روابط عمومی شهرداری و شورای اسلامی شهر اهر مورد تکذیب قرار گرفت.آن زمان رفتار برخی از اعضای شورا با گویا پاسخ قاطعی از این نشریه در پی آورد. اول بهمن ماه باز خبر آمد که شورای اسلامی شهر اهر با استعفای شهردار موافقت کرده است. هم اکنون عادلی اهر را ترک گفته و شورا محمد علی مولاخواه قائم مقام شهردار اهر را به عنوان سرپرست شهرداری اهر انتخاب کرده است.
عادلی آمدنش نیز خبرساز بود و تحرک بالایی از خود نشان داد، اما در اجرای طرح های عمده ی وعده داده شده توفیق نیافت.
سئوهجهيم من سني، سن مني سئومهسنده
میهمانی در وبلاگ داشتم و به خانه اش سری زدم. پر از شعر بود و در میان اشعار حاضر در وبلاگش شعری از ستار گلمحمدی هم بود. اخیرا در سفر به خداآفرین توفیق دیداری با این شاعر نامدار در روستایش شوجیلی یافتم. شعر او را با عکسی از او که تقدیم میهمانان یوخا.
باخيشلارين ايز ساليب، اورهييمده باسقي تك
عشقيمين قوجاغيندا خاطيرهن وار بير اتك
آغزيمدا قوروسادا، ديلهديييم سون ديلك
هر ايل باهار گلنده، داغلارا چن دوشنده
سئوهجهيم من سني، سن مني سئومهسنده
شفقلردن آل گونش، پنجرهسين آچاندا
داغلار قيزيل لالهدن، گول دؤشونه ساچاندا
تارلالاردا سونبوللر، يئلكن كيمين اوچاندا
سرين يئللر اؤپنده، گول ياناغين چمنده
سئوهجهيم من سني، سن مني سئومهسنده
بوز بولاقلار چيچكدن، بويون باغي دوزنده
زمرود دونلو سؤيودلر، گؤي سولاردا اوزنده
ياماجلاردا بنؤوشه، دوداقلارين بوزنده
بولبوللر اوخوياندا، قارانقوشلار اؤتنده
سئوهجهيم من سني، سن مني سئومهسنده
ياز گئجهسي گؤيدن آي، سون ايشيغين ياياندا
بارماغيندا اينتيظار، لحظهلري ساياندا
يانيندادير خياليم، سن اولساندا هاياندا
سحر يئلي هر سحر، باغچاميزا اسنده
سئوهجهيم من سني، سن مني سئومهسنده
نگاهی به دیزمار غربی در شمال غرب قره داغ
مقاله ای از اسماعیل قهرمانی، چاپ شده در گویا:از زمانی که قره داغ شامل 18 محال بود و از زمانی که حسین بایبوردی ( 1340 ) در « تاریخ ارسباران »، «بخش اهر، ازمدل، حسن آباد، میشه پاره، کیوان، منجوان، کلیبر، گرمادوز، چهاردانگه،دودانگه، یافت، دیکله، ورگهان، هوراند، هریس. بدوستان، دیزمار شرقی، دزمار غربی و مواضع خان »را 18 محال قراجه داغ معرفی کرده است، تغییرات و تحولات بسیاری پیش آمده و محدوده ی جغرافیایی این منطقه در تقسیمات سیاسی پیش آمده دستخوش تغییر شده است. علاوه بر این، این منطقه ی تاریخی مورد بی مهری و گرفتار بغض برخی از تاریخ نگاران نیز قرار گرفته است. از بخت ناخوشایند این ولایت حکم بر این بوده که در هر تقسیم بندی جدید، شاخ و برگ هایی از این درخت تنومند هرس شده است و از ابهت و استعدادهای بالقوه ی آن کاسته اند. هرچند مرزهای فرهنگی و تاریخی این منطقه چندان متأثر از مرزهای تقسیمات سیاسی نیست و در طبیعت قره داغ مرزی مشاهده نمی شود. اما قرار گرفتن محدوده ای از آن در محدوده ی مدیریتی استان و شهرستان های دیگر تجانس فرهنگی و اجتماعی دیرین را سست می سازد. هرچند همه جای ایران سرای ماست و شهرستان ها و استان های دیگر که تکه ای از ارسباران را برای تکمیل آمار جمعیتی و یا شرایط دیگر با خود دارند، نیز بخشی از موطن ما هستند. اما این منطقه با تمام اشتراکات و تجانس و وحدت فرهنگی و تاریخی و اجتماعی خود باید حفظ بشود. یکی از مناطقی که از قره داغ جدا شده، بخش سیه رود ( دیزمار غربی ) است که در جریان شهرستان شدن جلفا به این شهرستان واگذار شده است. اکنون می خواهم تعدادی از روستاهایی را که در قالب این بخش از ارسباران منفک و به شهرستان های مرند و جلفا پیوسته اند، معرفی کنم.
ادامه مطلب
نامه ی سرگشاده ی نوه ی امیرارشد به نماینده اهر و هریس در مجلس شورای اسلامی
مسئولان استانی مدافع حقوق ارسباران نیستند!
میرمحمود بنی هاشم، نویسنده و محقق اهری و نوه ی امیرارشد ـ از قهرمانان بزرگ قره داغ ـ در نامه ای سرگشاده به نماینده اهر و هریس خواستار احیای منافع و احقاق حقوق از دست رفته ی منطقه ی ارسباران شد.
ادامه مطلب

