تبليغاتX
یوخا

بهار بی نوروز مباد

نوروز عید آغاز سال است و قرن هاست که سال ایرانیان را با شادی و سرور آغاز افتتاح می کند تا سالی نیکو را در بهارش کلید بزند. او خود مطلع اعتدال بهاری است. عید نوروز و آیین های آن چنان در فرهنگ این سرزمین ریشه دوانده است که علی رغم گذر ایام طویل و تحمل آسیب ها و زخم ها و عناد ها و تخریب ها، هنوز پابرجا ایستاده و به خوش سازی خاطر ایرانیان و تولید خاطره برای آن ها همت دارد. نوروز نماد تمدنی است که امروز تنها به ملتی در جغرافیایی خاص، محدود نیست. فرهنگی است که انتشار یافته است و ملل متعدد و متنوعی را فرا گرفته است. تورق کتاب نانوشته ی فرهنگ عامه و ادبیات آن نشان می دهد که تمام مردم ایران با زبان ها و مذاهب متفاوت رنگ نوروز گرفته است و پیشنیان ما آداب و رسوم گوناگونی در این عید داشته اند. به گونه ای که بهار بدون نوروز حالا برای ما فصلی است که چیزی کم دارد و به عبارتی خیلی چیزها کم دارد. اسلام که در ایران آمد و ایرانیان که اسلام را پذیرفتند، تغییرات قابل توجهی در فرهنگ این سرزمین پدید آمد و نوروز از جمله آیین هایی بود که مورد پذیرش این دین واقع شد. امروز نوروز را با قرآن آغاز می کنیم و دعایی برآمده از آن.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جعفر خضوعي در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 16:57 | لينک ثابت |

به عنوان نماد ارتباط تاریخی دو سوی ارس و به عنوان آثار ثبت شده ی ملی

پل های خداآفرین در حال نابودی است

پل های خداآفرین در حال نابودی است

گویا، چاپ اهر:قرن هاست که پل های خداآفرین با فاصله ی یکصد متر از یکدیگر دو سوی رود ارس را به یکدیگر پیوند داده و اکنون جزو آثار تاریخی مهم در حاشیه ی این رود به حساب می آیند. قدمت این پل ها را تا دوره ی هخامنشی نیز برده اند که صد البته پیش از ورود آریایی ها به فلات ایران نیز ضرورت های ارتباط میان سواحل شمالی و جنوبی این رود، وجود چنین پل هایی را ضروری می داشته است تا آن جا که قدیمی ترین پل های ایران نیز بر روی این رود بنا شده است. پل بزرگ حدود 160 متر و پل کوچک حدود 120 متر طول دارند و به ترتیب دارای 15 و 10 طاق هستند.

روند تخریب این پل ها از زمانی که ـ پیروزی بلشویک ها بر تزارها در روسیه، 1917 میلادی ـ  عبور متوقف شد، آغاز شده است و اما نگرانی از تخریب کامل آن ها زمانی شکل گرفت که احداث سدعظیم خداآفرین آغاز شد. این پل ها درست در پای دیوار سد هستند و از زمان آغاز عملیات ساخت سد در سال 1380، روزانه شاهد تردد خودروهای سبک و سنگین از کنار خویش بوده اند و نگاهی به تأسیسات و بناهای مجاور آن ها، نشان می دهد که حساسیت ها و ملاحظات حفاظتی لازم صورت نگرفته است و فعالیت های عمرانی سد بر این پل ها آثار تخریبی خود وارد کرده است. در چنین شرایطی است که استحکام بخشی و مرمت در این پل ها باید پیش از این ها مورد توجه واقع می شد که هنوز خبری نیست.

متأسفانه این پل ها از منظر میراث فرهنگی و از کارکرد گردشگری چندان مورد توجه قرار نگرفته اند. پس از این نیز که میان سدخداآفرین و سدقیزقالاسی قرار خواهند گرفت، معلوم نیست که دسترسی به این پل ها برای گردشگران چگونه خواهد بود. هرچند امروز نیز تعریف خاصی برای گردشگری ندارد و راهنما و کتیبه ای که آن ها را معرفی کنند، در محل موجود نیست. این سدها با همکاری مشترک جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان اجرا می گردد. سدخداآفرین که 15 آذرماه امسال آبگیری شد، با هدف تولید 200 مگاوات برق وسد قیزقلاسی کمی پایین تر در نزدیکی خمارلو به صورت سد تنظیمی جهت انتقال آب ارس به دشت مغان برای آبیاری 75000 هکتار زمین کشاورزی در حال ساخت می باشد. محوطه ی پیش از تاریخ در این مسیر نیز با حضور همزمان 5 تیم باستان شناسی مورد کاوش قرار گرفت و منجر به کشف تمدن شهرنشینی 7 هزارساله در حاشیه ی این رود شد.

امروز در حالی از بنای سد میان ایران و کشورهای آن سوی ارس به عنوان وسیله و نماد دوستی و پیوند یاد می شود که پل های خداآفرین به عنوان نماد ارتباط تاریخی دو سوی این رود در حال تخریب و نابودی است. پل بزرگ به شماره ی 1858 ( به دوره ی قرون اولیه اسلامی ) و پل کوچک به شماره ی 1859 ( به دوره ی صفویه ) در پنجم اسفند سال 1376 در فهرست آثار ملی ثبت شده است.پس این پل ها جزو آثار ملی هستند و نباید به این شکل مورد بی توجهی و بی مهری قرار گیرند. و حال که کشف تمدن پیش از تاریخ خداآفرین، این منطقه را بیش از پیش مورد توجه قرار داده و از منظر میراث فرهنگی و گردشگری اهمیت ویژه یافته است، بر مسئولان امر در این حوزه فرض است که نسبت به مرمت و استحکام بخشی و حفاظت از پل های تاریخی خداآفرین همت کنند.

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 ساعت 17:34 | لينک ثابت |

اعلام کاندیداتوری اکبر اعلمی برای انتخابات ریاست جمهوری

اکبر اعلمیاکبر اعلمی نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس هفتم و ششم 20 اسفند رسماً کاندیداتوری خود را برای شرکت انتخابات ریاست جمهوری دهم اعلام کرد. صلاحیت اکبر اعلمی برای کاندیداتوری انتخابات مجلس هشتم از حوزه تبریز، آذرشهر و اسکو از سوی هیأت نظارت و شورای نگهبان رد شده بود.

اكبر اعلمي در اولين اظهارات خود بعد از اعلام كانديداتوري گفت: مطلقا به نفع هيچ كانديدايي از هر جناحي كنار نمي‌روم.

از اعلمی مطرود تا اعلمی محبوب

 

 

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 ساعت 21:18 | لينک ثابت |

سفرنامه ی خاروانا

قسمت سوم و چهارم

روستای گور آخئرگویا:اسماعیل قهرمانی: بعد از کبود گنبد به طرف جنوب شرقی به طور سینه کش به روستای بیشک می رسیم. این روستا نیز به دلیل کوهستانی بودن از جاده ی ارتباطی و امکانات لازم بهداشتی و خدماتی بهره مندی لازم را ندارد. در 6 کیلومتری سه راهی محمدخان به روستای حاجیلار که در کنار جاده واقع است، می رسیم. از این روستا راهی است به طرف سُهرون. سُهرون تقریباً در شرق حاجیلار قرار دارد و برای عزیمت به سهرون باید از رودخانه ی پرآب گوی همت چایی عبور کرد. متأسفانه پلی بر روی این رودخانه ساخته نشده و همین موضوع باعث شده وسائل نقلیه نتوانند به آن سوی رودخانه بروند. گذشتن از این رودخانه به ویژه در مواقع پرآبی دل و جرأت زیادی می خواهد. بعد از طی 6 کیلومتر با پای پیاده در بالای تپه ای بلند به سهرون می رسیم. در کنار مسجد روستا چند سنگ قوچ و سنگ های قدیمی دیگر و سنگی که شکل قوچ روی آن حک شده است، دیده می شوند. در روی این سنگ ها کلماتی مانند کلمه ی الله و علی حک شده است. سهرون از نبود امکانات در رنج و چشم انتظار عنایت مسئولان است. در این محل سهرون آخرین روستای خاروانا می باشد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جعفر خضوعي در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 ساعت 17:10 | لينک ثابت |
غربت پل های خداآفرین:امروز جمعه از خداآفرین سر در آوردم. پشت سدخداآفرین آراز برای خود دریایی شده است و در برابر سد پل خداآفرین تنهای تنها!!پل خداآفرین را خیلی غریب یافتم. خیلی غریب!! در شهرک جانانلو روستاهای غرق شده حالا شهرک می شود و آب تا دم گوش شوجیلی رسیده است. کنار دریاچه ی سدخداآفرین پرندگان جدید آمده بودند و گردشگرها هم از راه رسیده بودند. نسیم خنکی می وزید. حالا از دریاچه به ساحل. صدای ساز عاشیق بولوت هم بود.

پشت سد خداآفرین دریاچه ی بزرگی شده است.

 

پل خداآفرین

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در جمعه نهم اسفند 1387 ساعت 21:50 | لينک ثابت |

نرخ بیکاری برآمده از سرشماری سال 1385 مورد تردید قرار گرفته است

اختلاف بر سر نرخ بیکاری در شهرستان اهر

نماینده اهر و هریس در مجلس: نرخ بیکاری در شهرستان اهر 23 درصد است

استاندار آذربایجان شرقی: اشکال در آمارگیری است

استاندار آذربایجان شرقی و نماینده اهر و هریس در مجلسدو هفته نامه گویا / چاپ اهر:در حالی که نماینده مردم اهر و هریس در مجلس شورای اسلامی از ابتدای جلوس بر کرسی نمایندگی مجلس، نرخ بیکاری 23 درصدی در شهرستان اهر را مطلع تأکیدات خویش ساخته و در نطق پیش از دستور خود ـ  که 11 دی ماه امسال در مجلس ایراد کرد. ـ ضمن تشبیه نرخ بیکاری در این منطقه به زلزله 23 ریشتری خواستار تشکیل کارگروه ویژه برای بررسی این معضل در اهر شده است. استاندار آذربایجان شرقی نرخ بیکاری اعلام شده را غیرمنطقی عنوان کرد و خواستار بررسی موضوع و رسیدن به آمار واقعی شد. مسئولان امر نرخ بیکاری بالای 20 درصدی در اهر را بر اساس سرشماری سال 1385 صحیح عنوان می کنند و اما آن را غیرمنطقی می دانند. استاندار آذربایجان شرقی در نشست مشترک  شورای برنامه ریزی استان و شهرستان اهر ـ که 24 بهمن در فرمانداری اهر تشکیل شده بود.ـ گفت: نرخ بیکاری شهرستان اهر در سال 1375 حدود 3.75 درصد بوده و این رقم در سال 1385، 20 درصد اعلام شده است. به عبارتی هفت برابر شده و این جای تأمل دارد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جعفر خضوعي در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 ساعت 19:25 | لينک ثابت |

صدایی برای حمایت از محیط زیست ارسباران

محیط زیست ارسباران همانند میراث فرهنگی آن منحصر به فرد است. محیط زیست آن همانند میراث فرهنگی اش رو به تخریب است و در این میان غیبت واکنش های مردمی در قالب تشکل های مردمی به شدت احساس می شود. با توجه به حساسیت هایی که در نسل جدید بروز یافته، امید می رود که شاهد شکل گیری چنین تشکل هایی در منطقه باشیم.

و اما این وبلاگی است برای محیط زیست ارسباران. به عبارتی برای حمایت از محیط زیست ارسباران که امروز اولین مطلبش با عنوان « صدایی برای حمایت از محیط از زیست ارسباران » منتشر شد. امید می رود به صدایی رسا و فریادی بلند در انعکاس دست یازی به محیط منحصر به فرد ارسباران باشد. محیطی که میراث جهانی به حساب می آید و ما اینک نگاهبان این میراث جهانی هستیم.

وبلاگ حمایت از محیط زیست ارسباران: http://www.pro-mohit-zist.blogfa.com/

 

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در سه شنبه ششم اسفند 1387 ساعت 10:52 | لينک ثابت |

گفتمان شرق و غرب در توسعه ی استان

انقشه تقسیمات سیاسی استان آذربایجان شرقیگر نگاهی به نقشه ی تقسیمات سیاسی کشور داشته باشیم، متوجه می شویم که کشور به دو نیمه ی شرقی و غربی قابل تقسیم است. نیمه ی شرقی، استان های بزرگ و محروم دارد و نیمه ی غربی آن، استان های کوچک و تقریباً برخوردار. حال در شمال غرب کشور، استان آذربایجان شرقی حکایت مشابهی دارد. در نیمه ی غرب استان، شاهد شهرستان های کوچک و پرجمعیت و کمی تا قسمتی رشد یافته و در نیمه ی شرقی شاهد شهرستان های بزرگ و کم و جمعیت و رشد نیافته هستیم. و این البته تقسیم جهان به دو نیم شرق ( در حال توسعه ) و غرب ( توسعه یافته ) تداعی می کند. نرخ بیکاری و مهاجرت و بی سوادی در نیمه ی شرقی بالاتر است. به طوری که هم اکنون مقام اول این هر سه نرخ را شهرستان های ارسباران در خانه نگه داشته اند. میزان محرومیت و رشد نیافتگی به حدی است که امروز مسئولان امر نیز به آن اعتراف می کنند و از طرفی کم کم داد مردم این نیمه از حنجره ی مطبوعات محلی و نماینده ی آن ها در مجلس در آمده است که در این میان تمرکزگرایی استانی بسیار مورد تأکید قرار می گیرد. نمونه ی این اعتراضات و تأکیدات را می توان در نطق های پیش از دستور یا سخنان نماینده ی شهرهای اهر و هریس و مراغه و میانه یافت. نماینده اهر و هریس اصطلاح  شرقی و غربی در رشد استان را وارد ادبیات توسعه ی استان کرده است. در پی تأکید او بود که استاندار آذربایجان شرقی در آیین افتتاح تصفیه خانه فاضلاب اهر به این مهم وارد شد و « با انتقاد از اتخاذ سیاست های ناعادلانه گذشته در توزیع امکانات و منابع ما بین شرق و غرب استان توسعه یافتگی این دو منطقه از استان را نامتوازن خواند.» علیرضا بیگی تأکید کرد « فاصله ی ایجاد شده از نظر توزیع امکانات میان شرق و غرب آذربایجان شرقی باید از بین برود و در سیاستگذاری ها تجدید نظر شود.» وی  اهر را از جمله شهرهای شرقی نام برد که « گرفتار سیاست های نادرست تصمیم گیران در گذشته شده است.» و اما این آغاز کار است، نه انجام آن. اذعان به این شناخت مهم، است که مسئولان امر را متوجه مسئولیت خطیر خویش در جبران غفلت ها و بی عدالتی های گذشته می سازد.

توجه به این تقسیم بندی از منظر عوامل طبیعی نیز روشنگر است.شهرهای نیمه ی شرقی استان در یک محیط کوهستانی استقرار یافته اند که خود محدودیت زاست و اما نیمه ی غربی، محیط جلگه ای و دشتی است و عوامل طبیعی مناسبی چون آب کافی، خاک حاصلخیز و هوای معتدل یاریگر آن است. نیمه ی شرقی استان در واقع نیمه ی روستانشینی و نیمه ی غربی آن نیمه ی شهرنشینی است. در نیمه ی شرقیِ کوهستانی، شهرهای چون اهر و کلیبر و ورزقان و هشترود هستند و در نیمه ی غربیِ جلگه ای شهرهای مانند تبریز و بناب و مراغه واقع اند.

و اما این به تنهایی نمی تواند دلیل عقب افتادگی نیمه ی شرقی باشد. چرا طبیعت برای نیمه ی کوهستانی هم عنایاتی چون انواع معدن و طبیعت زیبا برای گردشگری داشته است. لذا ریشه ی اصلی این تفاوت را همان طور که استاندار مطرح کرده است، باید در « سیاست های ناعادلانه گذشته در توزیع امکانات و منابع ما بین شرق و غرب استان » جستجو کرد. به طوری که نیمه ی شرقی حتی در توان محیطی محلی خود نیز شاهد سرمایه گذاری های دولتی لازم نبوده است. به عنوان مثال ورزقان با 90 درصد جمعیت روستایی به هیچ وجه شاهد سرمایه گذاری برجسته در این بخش نبوده است و یا کلیبر که حرف اول گردشگری در استان را می زند،‌ در میزان اعتبارت چنین حرفی را تا حالا نزده است. اگر امروز در بناب 160 کارخانه تولید شغل می کنند و صدها کارخانه ی دیگر در صف هستند، در شهرک صنعتی اهر هنوز که هنوز است، دودی به آسمان برنخاسته است و کارخانه های مس ورزقان همچنان در اما و اگرها و فراز و نشیب ها طی طریق می کند.

در چنین شرایطی است که تراکم جمعیت در نیمه ی غربی رو به افزایش و در نیمه ی شرقی رو به کاهش است. تراکم جمعیت ( نفر در هکتار ) در شهر تبریز از 610 نفر در سال 75 به 729 نفر در سال 85 رسیده است و در شهر بناب از 145 نفر در سال 75 به 163 نفر در سال 85 و در مراغه از 100 نفر به 108 نفر رسیده است و این در حالی است که تراکم جمعیت در ورزقان از 22 نفر در سال 75 به 20 نفر در سال 85 نزول کرده است. در شهر کلیبر از 26 به 25 و در شهر هریس از 33 به 29 پایین آمده است. در اهر از 48 نفر به 64/48 رسیده است.این افزایش و کاهش در مقایسه با یکدیگر چرا تا کنون مورد توجه قرار نگرفته، جای سؤال دارد. موج مهاجرت از سرزمین مادری رویداد تلخی است که برای هیچ مسئولی افتخار نیست. این موج مهاجرت یک مخاطره انسانی است و نباید این همه مورد غفلت باشد.

بی عدالتی در توزیع امکانات علت اصلی عقب ماندگی نیمه ی شرقی است. چیزی که متأسفانه در هیچ شورای اداری و در هیچ همایش و جلسه ای مورد بررسی قرار نگرفته است. علاوه بر توزیع ناعادلانه امکانات و تمرگزگرایی شدید استانی، سوءمدیریت در شهرستان هایی چون اهر و ورزقان آفت مهمی در مسیر توسعه به حساب می آید که هنوز اندک اند کسانی که این را بپذیرند. از همین منظر است که شهرستانی چون اهر بیش از مراغه نیازمند فرمانداری ویژه است تا مدیریت کارآمدتری سکان آن را به دست بگیرد. متأسفانه این طرح با ملاک های ناعالانه و غیرمنطقی به اجرا درآمد و ملاکی چون جمعیت در حالی پیش کشیده شد که سیل مهاجرت از این شهرستان مورد اذعان مسئولان است و در سرشماری ها هم نمود دارد. دولت باید شهرستان هایی را که به هر دلیل از کاروان توسعه عقب مانده اند، مشمول این طرح می کرد تا حرکت لازم را در این مسیر بیابند.

به هر حال آگاهی مسئولیت می آورد و حال که استاندار محترم غفلت از نیمه ی شرقی را پذیرفته اند، باید در صدد جبران آن برآیند و برنامه ریزی کارشناسی و اقدامات اساسی در توسعه ی این مناطق را مورد توجه قرار دهند و حال که بحث اصل 44 به میان آمده است، نباید شهرهای عقب افتاده ی شرقی چون اهر و ورزقان را به امان بخش خصوصی رها کرد که بخش خصوصی هرگز به این سوی روی نمی گذارد. چرا که زیرساخت های لازم برای حضور بخش خصوصی فراهم نیست.

در بحث نیمه ی غربی و شرقی همین نمونه بس که شعبه ی جهاد دانشگاهی بعد از تبریز در شهرهای مراغه، بناب و ملکان فعال است. سه شهر همجوار و نزدیک به هم که به نظر می آید قانون نیز این را نپذیرد. امید که شاهد رویکرد عملی مسئولان ارشدآذربایجان شرقی به توسعه ی نیمه ی شرقی این استان باشیم.

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در سه شنبه ششم اسفند 1387 ساعت 9:37 | لينک ثابت |
 
business article