فاز زیست محیطی در برابر سونگون
انگار داستان سونگون تمامی نخواهد داشت. مسائل اجتماعی اش که فروکش کرد و خروج کنسانتره اش که تاب از همه برد و حتی نمایندگان منطقه و استان و باز حتی مدیرعامل شرکت صنایع مس ایران نیز از آن انتقاد کردند. حالا پس از فاز اجتماعی فاز زیست محیطی وارد عمل شده است. فازی که توسط رییس پیشین سازمان محیط زیست خانم جوادی در ورزقان کلید خورد. اخیرا از سوی خبرگزای مهر به نقل از مسئولان جنگلبانی و دیگران به تخریب گسترده جنگل های ارسباران به بهانه ی استخراج مس واکنش هایی صورت گرفته است.
هجوم یک شرکت دولتی به جنگلهای ارسباران به بهانه ایجاد شغل
قطع جنگلهای ارسباران، ترکیب اکولوژیک منطقه را بر هم می زند
جنگل های کم نظیر منطقه ارسباران در معرض تخریب گسترده
تحلیل و گزارش کاملی از این موضوع تیتر اول شماره ی جدید دو هفته نامه ی گویاست.
پروژه های مس قره داغ
و اکنون بروز ملاحظات زیست محیطی
ادامه مطلب
صدایی برای حمایت از محیط زیست ارسباران
محیط زیست ارسباران همانند میراث فرهنگی آن منحصر به فرد است. محیط زیست آن همانند میراث فرهنگی اش رو به تخریب است و در این میان غیبت واکنش های مردمی در قالب تشکل های مردمی به شدت احساس می شود. با توجه به حساسیت هایی که در نسل جدید بروز یافته، امید می رود که شاهد شکل گیری چنین تشکل هایی در منطقه باشیم.
و اما این وبلاگی است برای محیط زیست ارسباران. به عبارتی برای حمایت از محیط زیست ارسباران که امروز اولین مطلبش با عنوان « صدایی برای حمایت از محیط از زیست ارسباران » منتشر شد. امید می رود به صدایی رسا و فریادی بلند در انعکاس دست یازی به محیط منحصر به فرد ارسباران باشد. محیطی که میراث جهانی به حساب می آید و ما اینک نگاهبان این میراث جهانی هستیم.
وبلاگ حمایت از محیط زیست ارسباران: http://www.pro-mohit-zist.blogfa.com/
قره داغ زیست بوم منحصر به فردی است و تنوع گونه های گیاهی و جانوری آن را در دنیا ممتاز ساخته است. به گونه ای که این تنوع در جنگل های ارسباران از کل قاره اروپا بیش تر است. 
فصل پاییز در طبیعت قره داغ چادر زده است. فصل پاییز فصل سیطره ی خزان است و فصل کوچ. همه ی ما شاهد بوده ایم و هستیم که پرندگان زیبا از آسمان شهر و روستایمان می گذرند و چه بسا در مجاورت محیط زندگی ما شبی را اتراق می کنند و به استراحت می پردازند. نگاهی به گذشته ی خویش بر ما معلوم می دارد که رفتار انسانی با این حیوانات نداشته ایم و گاه داس و تبر و چوب و تیر نهاده ایم تا آبگوشت شبمان و کباب ظهرمان مهیا شود. این رفتارها دیگر بسیار زشت می نماید و از آدمی بعید است.
نگاهی بر آرشیو رویدادهای زیست محیطی ما را از حیات وحش شرمنده می سازد. داستان مرگ خرس قهوه ای در تبریز و به « دام افتادن عقاب غول پیکر» در این شهر را فراموش نکرده ایم. و اما چند سال پیش در یکی از روستاهای هوراند دسته ای فلامینگو در باغی فرود می آیند و صبح برای پرواز مشکل پیدا می کنند و توسط عده ای از اهالی قتل عام می شوند تا گوشت آبگوشت آن ها فراهم شود. دو تن از این ها زنده به فروش می رسند و خریدار، آن ها را می کُشد و پیکرشان را زینت دکور خانه اش می کند.
آی بازماندگان فاجعه ی زیست محیطی
آی فلامینگوهای غریب مرده!

نکُشیم حیوان بی دفاع را
فصل پاییز فصل کوچ است. همه ی ما شاهد عبور پرندگان مهاجر در فراز شهر و خانه خویش بوده ایم. آدمیان از هزاران سال پیش با شروع یکجانشینی از کوچ و جا به جایی به خاطر سرما دست کشیدند. هرچند کوچ عشایر را امروز داریم و این یادگار آن است. و اما حیوانات به خاطر عدم بهره مندی از خلاقیت و نوآوری و فناوری چون اجداد هزاران سال پیش خویش با بروز سرما جلای موطن می کنند و خطرات بسیاری به جان می خرند.
منطقه ی ما در عرض جغرافیایی 38 درجه ی شمالی مسیر عبور پرندگان مهاجر از عرض های بالاتر است و در قره داغ ما و جای جای آن گاه فرود می آیند و به استراحت و رفع خستگی می پردازند و صد البته که گاه شکار آدمیان می شوند و حیاتشان با یک دیزی و آبگوشت و یا چند سیخ کباب پایان سوزناکی می یابد.
از
سوی دیگر منطقه کوهستانی قره داغ که خود سرمای طاقت فرسایی دارد، حیوانات و پرندگانی از آن موقع بروز سرما ترک آشیانه می کنند تا کمی پایین تر بیایند و به آفتاب و گرمایش نزدیک تر شوند.
کوچ این ها حوادث سوزناک و غمباری در پی داشته است که در چند سال نمونه هایی از آن را شاهد بوده ایم و یا خبر دستگیری شکارچیان غیرمجاز را بارها و بارها شنیده ایم.
سوم دی ماه 1384، یک قلاده خرس قهوه ای که از گونه های کمیاب بود، همزمان با تغییرات جوی موطن خویش در قره داغ را به سمت جنوب ترک کرد.این حیوان از شمال وارد تبریز شد و پس از ساعت ها سرگردانی وارد بنای نیمه کاره در دانشگاه آزاد تبریز شد. ارگان ها و مسئولان ذیربط در نجات جان او توفیق نیافتند و با گلوله های شکارچیان زیست محیطی از پای درآمد. مسئولان زیست محیطی گفتند « اگر ماده ی بی حس کننده داشتیم، خرس را زنده به دامان طبیعت باز می گرداندیم.»
صحنه کشتن این حیوان که از ترس و وحشت در گوشه ای پناه گرفته بود، در برنامه خبری سیمای استانی پخش شد.

انجمن دفاع از حیوانات طی بیانیه ای اعلام کرد « یکی از وظایف سازمان حفاظت از محیط زیست، حمایت از حیوانات در معرض خطر و حیواناتی است که به هر دلیل توسط انسان مورد تعرض قرار می گیرد، است.» این انجمن تأکید کرد « کشتن یک حیوان بی دفاع که به علت گرسنگی مفرط در فصل سرما که به دلیل تخریب و تصرف زیستگاه طبیعی آن توسط انسان صورت گرفته،افتخاری برای سازمان حفاظت از محیط زیست نیست.»
آذر ماه 86، عقاب غول تنی چون خرس قهوه ای از کوهستان قره داغ به سبب بروز سرما و گرسنگی خود را یک درجه عرض جغرافیایی پایین تر برد و به تبریز رسید. و اما خبرگزاری فارس ادامه داستان را چنین گزارش داد: « مأموران نجات ایستگاه شماره 7 آتش نشانی تبریز عقابی را به دام انداختند که طول هر بال آن بیش تر از یک متر است. این عقاب که با سرد شدن هوا و غلبه کردن گرسنگی به طرف مناطق کوهستانی باغمیشه تبریز آمده بود. موجب وحشت چند خانوده شد و اکیپ نجات سازمان با حضور در محل فرود آمدن این عقاب، آن را به دام انداختند.»
و خبرگزاری ایرنا نیز گزارش داد: « یک قطعه عقاب کمیاب که با فرود در یک محوطه مسکونی موجب وحشت مردم شده بود، توسط مأموران ایستگاه شماره هفت آتش نشانی به دام افتاد.»واژه ی قابل تأمل در این گزارشات، « دام » است. آن ها عقاب را به دام انداختند!!
بله از این رویدادهای دلخراش بسیار بوده و خواهد بود و اما من در مورد ماجرای قتل عام پرندگان مهاجری از نوع فلامینگو تحقیق می کنم که در سال 84 در یکی از روستاهای هوراند قتل عام شدند! تعداد کثیری از این پرندگان در یک باغ فرود آمده بودند که فاجعه رخ داده است!!
پلمپ کارخانه دودزای آسفالت در اهر 24 ساعت دوام آورد

خبر: « کارخانه آسفالت » سازمان همیاری استان در اهر، واقع در جاده ی اهر ـ مشگین شهر به علت استفاده از سوخت سنگین ( مازوت ) و ایجاد آلودگی شدید،هفته ی پیش توسط اداره محیط زیست اهر، علی رغم مخالفت و مقاومت برخی از مسئولان محلی و استانی پلمپ شد و اما 24 ساعت بیش تر دوام نیاورد.
یادداشت: گون های تُنُک اطراف سیاه شده اند و هوا به شدت آلوده. مواد سمی وارد جان گیاهان و جانوران و انسان می شود. انسانی که دود می دهد تا سود ببرد! انسانی که روسیاهی اش از روی سیاه قیر سیاه تر است!
مرگ شوکا دهم تیر در این وبلاگ اعلام و 12 تیر در دوهفته نامه گویا چاپ شد. اما سازمان محیط زیست استان 17 تیر خبر آن را بدون اشاره به علت مرگ او، از طریق سیمای استان اعلام كرد. آیا قصوری در این واقعه بوده است و آیا مرجعی به این مسئله رسیدگی خواهد کرد؟ سایت ها و وبلاگ های متعددی آن را به صورت خبر از این تاریخ منعکس کرده اند. به هر حال انعکاس آن بیش تر از این انتظار می رود. به ویژه از سوی علاقه مندان خطه ی سبز ارسباران.
تقدیم به مادر سرگردان شوکای غریب:
شوکای زیبایم
جای دوری نرفته بودم
و تو در آشیانه نبودی
گشتم، گشتم و گشتم 
گریستم، گریستم و گریستم
نوزاد کوچک من
پستان هایم هوای تو را کرده اند!
انعکاس:
مرگت چه دیر خبر شد شوکای غریب !
مرگ تنها گوزن نادر شوگای ارسباران

