17 مهر، شهریار در آغوش حیدربابا گرامی داشته شد
غربت حیدربابا در خشکناب!!
گویا: 17مهر سید کاظم یوسفی در خبرگزاری ایرنا روستای خشکه ناب محل زندگی شهریار در دوران کودکی را به تصویر کشیده بود. دورانی که خمیر مایه ی خلق « حیدربابایه سلام » شد. سلامی عظیم که به 90 زبان دنیا ترجمه شده است. اگرچه همه ساله و همزمان با سالروز درگذشت استاد شهریار برنامه هایی در گرامیداشت او برگزار می شود، اما امسال برگزاری چنین همایشی در زادگاه او ـ « روستای خشکه ناب » ـ نکوداشتی دیگرگونه بود. این برنامه از منظری ادای احترام به « خاک » ی بود که شهریار را شیر داد و برای او خاطره شد و خاطر را با حیدربابایش متلاطم ساخت. تلاطمی که شهریار را واداشت ادبی ترین سلام را تقدیم او کند. کنگره ها و همایش ها و نکوداشت ها و برنامه های متعدد و متنوعی در سالیان گذشته برای شهریار ترتیب یافته است و همه ی این ها هم از بزرگی شهریار حکایت دارند و هم از بزرگ اندیشی مردم اقلیم شهریار. در همایش امسال دو نکته ی تازه برآمد و خطاب به همه ی ما گفت که همه ساله باید « نو » آوریم تا حلاوتی دگر پدید آید. هر سال باید نکته های جدیدی از حیات شهریار و آثار ادبی او کشف گردد و مکتب شهریار گسترده شود. شاید 17 مهر شهریار گفت « حیدربابا چکدین خلقی گتیردین » آمدن شهریارشناسان و شهریاردوستان به خشکه ناب پدیده ی لذت بخشی بود و تأکیدی بر این که هیچ جای زمین نمی تواند چون خاکی محترم باشد که بزرگان را زاده و شیر داده است. انوشه انصاری اگرچه از ایران دور بود و در کشور و قاره ای دیگر حیات داشت، ایرانی بود و حتی آن گاه که از سیاره زمین دور شد و به آسمان رفت، نشان داد که جوهر ایرانی در او هست و ما نیز با افتخار او را ایرانی گفتیم. شهریار امروز از مرزهای یک کشور و قاره گذشته و جهانی است، چونان که مولوی و حافظ و خیام جهانی هستند و محدود دانستن آن ها در جغرافیایی محدود، بی هنری است. با وجود این احترام « زادگاه » همیشه باید محفوظ باشد. خشکه ناب بیش از هر جای دیگر دنیا در دل شهریار محبوب بود به خاطر این و به خاطر این که شهریار را برای ما هدیه داده است،باید محترم باشد. برگزاری همایش در خشکه ناب باعث شد تصویری جدید از این روستا در معرض دید قرار گیرد. تصاویری که غربت حیدربابا را به وضوح نشان دادند. تصاویری که نسخه ی تصویری بندهای حیدربابا بود و چه بسا می توان گفت که بهترین مقاله را این عکاس با عکس هایش ارائه داده است. تصویر از خانه ی مخروبه در خشکه ناب بیش از همه غربت حیدربابای شهریار را سرود و چه نیکو خبری بود که نماینده مردم بستان آباد در مجلس از بازسازی خانه ی شهریار در این روستا خبر داد و از « تخصيص 2 ميليارد و 500 هزار ريال » اعتبار به این منظور خبر داد.
مقاله ای به مناسبت این همایش از سوی محقق اهری ارائه شد که گوشه ای دیگر از حیات شهریار و پیشینه ی او را مورد تأکید قرار داد. حسین دوستی تاریخ نگار و روزنامه نگار برجسته ی قره داغی در مقاله ای زیر عنوان « استاد شهریار اصالتاً قره داغی هستند.» سخنی نو آورد. وی در این مقاله که پنجم مهر در شماره ی 156 هفته نامه نسیم قره داغ چاپ شد، اصالت قره داغی شهریار را با استناد به نقل قولی از این شاعر مورد توجه و تأکید قرار داد. در این مقاله آمده است (( استاد شهریار در مصاحبه با نویسنده کتاب « شهر اوجان یا بستان آباد » حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج باقر مدرس،امام جمعه سابق بستان آباد درباره روستای خشکناب و اجداد خویش می گوید: سادات خشکناب از احفاد حضرت احمد بن موسی ( شاه چراغ ) شیراز هستند که از آن جا به مهیار اصفهان مهاجرت کرده و از اصفهان نیز به قره داغ کوچیده و در دهی به نام خشکناب سکونت کرده اند و مزار معروف سید جبرئیل ( در روستای آستامال ) نیز از این نسل می باشد. در دوره نادرشاه افشار، سادات خشکناب به تبریز انتقال یافته از آنجا به روستای « شنگول آباد » از روستاهای بستان آباد می روند. بعد از مدتی سکونت در شنگول آباد، از آن روستا دوباره عزم تبریز می کنند. در بین راه جد ما ـ مرحوم آقا میرعبدالله ـ در محلی اتراق کرده و در آنجا به او الهام می شود که از عزیمت به تبریز منصرف شده و در همان محل ساکن شود. لذا ایشان همین مکان را به یاد موطن اجدادی خویش « خشکناب » نامگذاری کرده و رحل اقامت در این دیار ـ در خاک بستان آباد ـ می افکنند.)) جالب این که نخستین نظیره بر « حیدربابایه سلام » را نیز یک شاعر اهری از خطه ی قره داغ سروده است. این شاعر قره داغی زنده یاد مرحوم سیف ا... دلخون ( 1376 ـ 1309 ه.ش ) بوده است که در همان سال های نشر حیدربابایه سلام ( 1332 یا 1333 ) نظیره ای با نام « قیزیل قیه یه سلام » در 72 بند سروده است. این نظیره به کوشش حسین دوستی در مسیر چاپ قرار داد.
معرفی نظیره ی « قیزیل قیه یه سلام » و طرح گوشه ای دیگر از اصالت خاندان شهریار دو هدیه ی ارزشمند قره داغ به همایش بزرگداشت امسال بود و این دیار سهم خود را در شهریارشناسی چه نیک ادا کرد. و شهریارشناسی را قلب هایی کار خواهند کرد که مهر ادب شهریار در آن ها خانه کرده است هرچند « ايجاد مركز شهريارشناسي كشور در تبريز» نیز تمرکزی در این عرصه است. امر مهمی که تحقق آن را مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی در این همایش خبر داد. عکاس تیزبین ایرنا نیز با تصاویری که از خشکه ناب مخابره کرد، تصویری دیگر گشود تا غربت حیدربابا را به نمایش بگذارد. حیدربابا همان است که شهریار را تقدیم ما کرد. همان که روزگار وصل شهریار بود. هم او که شهریار گفت « حیدربابا چکدین منی گتیردین » هم او که شیرین ترین صفحات کتاب زندگی شهریار را فراهم کرد و امروز تلخ ترین چشم انداز را یافته است و به راستی اگر شهریار بار دیگر امروز بر این چشم انداز نظر کند، چه می سراید؟!
از دفتر نشریه تماس گرفتند و خبر دادند که ماموران نیروی انتظامی اهر بیش از هزار سکه قدیمی کشف کردند. به خاطر حساسیتی که به میراث فرهنگی منطقه دارم و غارت عتیقه های قره داغ را سال هاست مورد توجه دارم. با عکاس مان همراه شدم. 1404 قطعه سکه تاریخی روی میز بود. اغلب آن ها تصویری از کالسکه با چند اسب داشتند که بیش تر شبیه چاپارها بود. درست یک سال پیش در چنین روزهایی بود که موج کشف عتیقه موجب شد گزارش مبسوطی از غارت میراث فرهنگی منطقه در گویا چاپ کنیم و بپرسیم که عتیقه های قره داغ به کجا می روند؟!
گزارش خبری کامل از کشف ۱۴۰۴ سکه قدیمی با طرح مجدد پیشینه ی موضوع در شماره ی جدید گویا
ارسباران به مرکز قاچاق و معامله ی عتیقه تبدیل شده است
ورزقان را بیش تر و بهتر معرفی کنیم
هفتمین جشنواره اسبدوانی جام ستارخان به خوبی برگزار شد و برندگان معرفی شدند و جایزه گرفتند. مه لقا خانی حالا دارد نامدار می شود او اردیبهشت امسال در قره قیه نیز به قهرمانی رسید و حالا می توان او را قهرمان مسابقات اسبدوانی قره داغ نامید. نام مسابقات اسبداونی ( ییلاقی ) در ورزقان به نیکی « جام ستارخان » نام یافته است و اما مسابقات قره قیه ( قشلاقی ) هنوز نام ندارد. پیشنهاد سال های سال من « جام پریزاد » است. اخیراً این را به نماینده ی کلیبر و هوراند در مجلس نیز گفته ام و امیدوارم سال آینده عملی شود.
به نظر می رسد نام ستارخان بر جشنواره اسبدوانی گویجه سلطان نمود فرهنگی لازم را نیافته است و لازم به ذکر است که این مسابقه در اواسط مردادماه و همزمان با صدور فرمان مشروطیت برگزار می شود. پس باید به این مناسبت و جایگاه ستارخان در آن توجه شایسته صورت گیرد. و نیز کاری برای معرفی ورزقان از این منظر صورت گیرد. وقتی در سایت روزنامه جام جم که در آذربایجان شرقی نیز نماینده دارد، دیدم که ورزقان را روستایی در حومه تبریز معرفی کرده است، تعجب کردم.
شنیده ام نماینده ورزقان کمیته ی اشتغال دایر کرده است تا جذب نیروی مورد نیاز برای سونگون را سامان دهد. این کار نیکویی است و اما کاش کمیته ای نیز برای سامان دادن امور فرهنگی این شهرستان زرخیز دایر کند.
یادمان ستارخان در زادگاه او ایجاد می شود
علاقه شدیدم به میراث فرهنگی، مرا برآن داشته است که همواره حساسیت بالایی به میراث فرهنگی قره داغ داشته باشم. سال هاست که به طرق مختلفه اظهار نظر کرده و مقالاتی نوشته ام. در نشریه ی گویا گزارش های بسیاری در این مقوله داشته ایم. حتی اخیراً در خصوص بی توجهی به زادگاه ستارخان، « غفلت از قره داغ در چکامه سرایی برای مشروطه و ستارخان » تیتر یک گویا بود.
اخیراً بازدید رئیس سازمان میراث فرهنگی استان از بازار اهر و گردآمدن بازاریان در مسجد بازار که با حضور نماینده اهر در مجلس نیز همراه بود، فرصتی دست داد تا از آقای محمدی سؤالاتی بکنم. از جمله: در ارتباط با انقلاب مشروطه و سردار ارشد آن ستارخان برنامه ها و همایش های بسیاری در تبریز برگزار شده و یادمان ها و موزه های متعددی در این شهر ایجاد شده است، چرا نیم نگاهی به زادگاه او نمی شود؟! چرا این منطقه علی رغم داشتن محوطه های تاریخی بسیار و غنای میراث فرهنگی و نیز جاذبه های گردشگری منحصر به فرد و از طرفی قاچاق بی رویه ی عتیقه از آن هنوز اداره میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی ندارد. و...
وی در پاسخ به آن بخش از سخنان من که غفلت از زادگاه ستارخان را مورد انتقاد قرار داده بودم گفت « همایش سرداران مشروطه و ستارخان و باقرخان را در سطح ملی مطرح کردیم به زادگاهش هم برنامه داریم و یادمانی هم ایجاد می کنیم.»
بخش هایی از گزارش گویا در این ارتباط:
« سردبیر گویا که در این جلسه حضور داشت ضمن سخنانی با اشاره به عظمت فرهنگی و قدمت تاریخی منطقه ی ارسباران و ممتاز بودن این منطقه از نظر داشتن محوطه ها و آثار باستانی بسیار، از بی توجهی به ضرورت ایجاد اداره میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی در منطقه به شدت انتقاد و خواستار رویکرد جدی در تحقق این مهم شد. خضوعی گفت: چگونه است که همواره از گردشگری به عنوان یکی از توان های محیطی برای توسعه و از قابلیت های منطقه ی وسیع ارسباران سخن به میان می آید و اما امر گردشگری حتی یک مسئول هم در منطقه ندارد. وی همچنین به قاچاق بی رویه ی اشیای تاریخی و عتیقه از منطقه اشاره کرد و گفت: آیا اکنون ضرورت ایجاد چنین اداره ای احساس نمی شود؟ وی همچنین از تخریب دو اثر تاریخی در اهر که ثبت ملی شده بودند، به شدت انتقاد کرد. آثاری که پس از تخریب، ثبت آن ها در فهرست آثار ملی از سوی سازمان میراث فرهنگی اعلام شده بود. سردبیر دو هفته نامه گویا که پیش تر در گفتگو با خبرنگاران با اشاره به حفاری های غیرمجاز اماکن تاریخی و قاچاق و خروج بی رویه ی عتیقه از اسباران خواستار تشکیل کمیته ی ویژه برای توجه به این معضل شده بود، در این جلسه نیز وارد موضوع شد و نبود اداره میراث فرهنگی و مسئول مستقیم این حوزه در منطقه را از علل آن برشمرد. سال پیش روزنامه مهدآزادی تیتر یک خود را به این موضوع اختصاص داد و به نقل از خضوعی تیتر زد که « ارسباران از میراث فرهنگی خود خالی می شود.» گویا در سه ماه اخیر به ویژه در جریان برگزاری همایش سرداران مشروطه در تبریز از بی توجهی به جایگاه زادگاه ستارخان به شدت انتقاد کرده بود. در همین راستا خضوعی فرصت را غنیمت شمرد و خطاب به محمدی گفت: آیا مردم قره داغ نباید احساس کنند که پدران آن ها در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی نقش داشته اند؟ آیا نباید در توزیع برنامه های فرهنگی میان شهرستان های 19 گانه ی استان عدالت رعایت شود؟ چرا در برگزاری همایش سرداران مشروطه به زادگاه ستارخان اهمیتی داده نشد و یادی از آن به میان نیامد؟
تراب محمدی در پاسخ به ایشان گفت: برای ایجاد اداره میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی استخدام نیرو و ساختمان لازم است. من هم قبول دارم که چنین اداره ای برای منطقه لازم است و آقای ریحانی باید کمک کنند و من به عنوان مسئول استانی موافق هستم. نمایندگی میراث فرهنگی در اهر تا یک ماه دایر می شود. وی با اعلام این که در سال گذشته 14 میلیارد تومان اعتبار استانی داشتیم، گفت: یک میلیارد تومان آن را به اهر اختصاص دادیم که از عدالت هم بیش تر بوده است.
وی در خصوص تخریب دو اثر ملی در اهر نیز گفت: یکی از آن ها پیش از شروع ریاست من روی داده بود و دباغخانه هرچند ثبت شده بود اما اثر فاخری نبود. وی تصریح کرد: آثار تاریخی را که ما خراب نمی کنیم، در اهر خود شما خراب کرده اید. وقتی شبانه اثری را تخریب می کنند، من چه کار می توانم بکنم. هرچند وی این موضوع را که خبر ثبت ملی دو اثر مورد بحث بعد از تخریب به مالکان ابلاغ شده بود، مورد توجه قرار نداد. محمدی در خصوص همایش سرداران مشروطه نیز گفت: همایش سرداران مشروطه و ستارخان و باقرخان را در سطح ملی مطرح کردیم به زادگاهش هم برنامه داریم و یادمانی هم ایجاد می کنیم. در مورد حفاری های غیرمجاز که گفتید باید بگویم حفاری غیرمجاز در تمام کشور هست و اینجا مردم باید کمک کنند و نباید اجازه دهیم اشیای تاریخی قاچاق شوند.»
رئیس سازمان میراث فرهنگی:نشانه های تمدن دیرین ارسباران را برای آیندگان حفظ کنیم
ادامه مطلب
وقتی خبر شد که همايش سرداران مشروطيت در تبريز برگزار ميشود خوشحال کننده بود. صحبت از مرمت خانه ی ستارخان در تبریز بود و حتی صحبت از محله ی امیرخیز در تبریز است که محل حضور سردار ملی بوده است و اما از زادگاه او صحبتی نبود. پیش از همایش سه علامه ی تبریزی نیز خبر بود. علامه امینی و علامه طباطبایی و علامه جعفری که گوشه ی دل آدمی در قره داغ و فرزند او ورزقان می گرفت و من ناراحت از این که پس فردا همایش سه سردار تبریزی نیز برگزار می شود و آن گاه پرسش این است که پس نقش نقاط دیگر آذربایجان در افتخار آفرینی و تاریخ سازی چه بوده است. ستارخان سردار ملی ایران است و هر جا بزرگش بدارند نیکوست و اما خاکی او را زاده است نباید مورد بی غفلت و بی توجهی عمدی و سهوی قرار گیرد. تبریز هم البته افتخار ماست. به همین دلیل تیتر یک گویا به غیبت نام قره داغ در چکامه سرایی برای مشروطه و ستارخان اختصاص دادیم و این غفلت و بی توجهی را مورد انتقاد قرار دادیم و خواستار آن شدیم که ورزقان نیز باید از این امر مهم سهم شایسته ی خویش را داشته باشد. امروز در تاکسی بودم که از خبر رادیویی استانی شنیدم که برنامه ای هم در زادگاه ستارخان ـ بیشک ـ برگزار خواهد شد. و این را به فال نیک می گیریم و امیدواریم که قره داغ و ورزقان در هویت یابی فرهنگ خویش از نام و یاد بزرگان و فرزندان بزرگ خویش بی بهره نباشد. و این نام ها و یادهاست که موطنی را زنده و سرپا نگه می دارد. پیش تر هم نوشته بودم که اگر آذربایجان سر ایران است. قره داغ هم سر آذربایجان است.
لازم به ذکر است همایش سرداران مشروطیت همزمان با سالگرد اقدام سرنوشت ساز و تاریخی ستار خان سردار ملی در پایین آوردن پرچم های سفید تسلیم از درب منازل و معابر، در 17 خرداد ماه برگزار می گردد.
نگاهی گذرا به پانزدهمین جشنواره قره قیه در سال 87
جشنواره قره قیه را همراهی کنیم

به بهانه ی انتشار کتاب « ساری عاشیق در افسانه و تاریخ » اثر حسین دوستی
بایاتی را به زندگی خویش برگردانیم
« بایاتی » را باید شاهکار « ادبیات عامه » دانست. شعر کوتاه چهار مصراعی که پیام والایی را می رساند. شعری که پدران و مادران ما نصایح و اندرز خویش را اغلب بدان طریق ارزانی ما کرده اند. بایاتی ها گنجینه ها و منابع ارزشمندی در تاریخ فرهنگ آذربایجان هستند و اما صد افسوس که این گنج به نسل امروز منتقل نمی شود. و « عاشیق » ها ناقلان و ناشران بایاتی بوده اند و غنای ادبیات « فولکولوریک » ما نیز بسیار مدیون آن هاست. « ساری عاشیق » استاد بایاتی بوده است. اگر در ادبیات عامه ی ما « بایاتی » و « عاشیق » بازیگران نقش اول هستند، ساری عاشیق این دو نقش را یکجا ایفا کرده است.« ساری عاشیق » از شاهکارهای خاک قراجه داغ در قرن 12 هجری قمری ( اواخر دوره ی صفویه ) بوده است. ساری عاشیق علاوه بر بایاتی در قالب های دیگر شعر از جمله « قوشما »، « باغلاما »، « دئیشمه » و « غزل » هنرنمایی کرده است.
بسیاری از بایاتی ها که گفتار اصیل ما را غنا و زیبایی می بخشند، اثر ساری عاشیق هستند. اغلب آن ها چنان معروفند که بعید است در آذربایجان کسی نشنیده و زمزمه نکرده باشد. نمونه « آراز آراز خان آراز » است که مؤلف کتاب مورد بحث معتقد است « احتمالاً ساری عاشیق این بایاتی را در دور افتادن خویش از وطن اصلی اش قره داغ سروده است که رود ارس قره داغ را از قره باغ محل سکونت بعدی ساری عاشیق جدا کرده است.»
آن ها که آثار ادبیات عامه ی آذری را تدوین می کنند، خدمت بزرگی بر فرهنگ این دیار انجام می دهند. بایاتی باید به فرهنگ عامه ی ما باز گردد و دوباره زندگی کند و ما را زنده بدارد. لذا گرد آوردن و نجات بایاتی از مرگ ابتدای این « ضرورت » است. حسین دوستی محقق و پژوهشگر پرتلاش مدتی وارد حیات نیمه جان بایاتی شده و استاد بایاتی « ساری عاشیق » را که هم خاک با اوست بازیافته و ما را از غفلت بازداشته است. استاد حسین دوستی حیات گوهرین ساری عاشیق را بازگویی و نقد کرده و در « شناساندن این چهره ی کم نظیر ادبیات » برخاسته از قره داغ همت گماشته است. او در مقدمه ی این کتاب ابراز امیدواری می کند « هنرمندان ما خاصه عاشیق ها با مطالعه ی حیات و خصوصیات هنرمندان وارسته ای همچون ساری عاشیق کماکان در دل و جان مردم محبوبیت خود را افزایش دهند و مردم نیز قدرشناس این نغمه کاران و سخن پردازان باشند.» دوستی در این کتاب حیات عاشقانه و سوزناک ساری عاشیق را چه زیبا به تصویر کشیده است. کتاب « ساری عاشیق در افسانه و تاریخ » بسیار شیرین و خواندنی است. دوره های زندگی ساری عاشیق به خوبی و زیبایی تمام برای خواننده ی کتاب عرضه شده است. این کتاب سه بخش مشخص دارد. بخش اول نقد و بررسی زندگی پربار و پرسوز ساری عاشیق، بخش دوم آثار ساری عایشق که عمدتاً شامل بایاتی های اوست و بخش آخر مقالاتی است از پروفسور سدنیک پاشا که در مطبوعات جمهوری آذربایجان به چاپ رسیده است. پروفسور « سدنیک پاشا پیر سلطانی » رئیس سابق دانشگاه گنجه و ادبیات شناس معروف در جمهوری آذربایجان است. 6 مقاله ای که از پروفسور سدنیک در کتاب « ساری عاشیق در افسانه و تاریخ » آمده ترجمه ی آزاد و تا حدودی تلخیص شده از دو جلد کتاب اوست.
خواندن در مورد ساری عاشیق در کتاب منتشره از حسین دوستی شیرین تر است و توصیه می شود این کتاب را تهیه و مطالعه کنید. بهتر که دو جلد بخرید، یکی برای خود و یکی برای او که دوستش می دارید.
چند بایاتی از ساری عاشیق:
من عاشیق قالا یئری بورج اوستی قالا یئری
قیامت اوگون اولار یار گئده قالا یئری
عاشیق باشینا باغلار زولفون باشینا باغلار
بولبول ئولدی گول سولدی قالدی باشینا باغلار
قیزیل گول اولمایایدی سارالیب سولمایایدی
بیر آیرلیق بیر اولوم هئچ بیری اولمایایدی
رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از برگزاری همایش بزرگ سرداران مشروطیت در مهد مشروطه خواهی کشور خبرداد
غیبت نام قره داغ در چکامه سرایی برای مشروطه و ستارخان
دو هفته نامه گویا/ چاپ اهر:رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از برگزاری همایش بزرگ سرداران مشروطیت در مهد مشروطه خواهی کشور خبرداد. تراب محمدی تاریخ احتمالی برگزاری همایش سرداران مشروطیت را خردادماه سال جاری عنوان کرد و گفت:« اگر این امکان فراهم شود، مایلیم همایش سرداران مشروطیت را در روز 17 خرداد ماه، مصادف با روز تاریخی شکست استبداد توسط ستارخان سردار ملی برگزار شود و اگر این امکان فراهم نشود، مناسبت دیگری را برای برگزاری این همایش مد نظر قرار خواهیم داد.» به گفته وی، « مرمت خانه ستارخان نیز در مراحل پایانی خود قرار دارد و این خانه با نام خود ستارخان افتتاح خواهد شد تا مردم بتوانند در مورد این شخصیت برجسته و تاریخ مشروطه و مشروطه خواهی اطلاعات درست و دقیق کسب نمایند.»
همايش سرداران مشروطيت در تبريز برگزار ميشود
ادامه مطلب
تخریب اثر ملی دیگر در اهر
دو هفته نامه گویا / چاپ اهر:حتماً به خاطر دارید که سازمان میراث فرهنگی استان پس از تخریب حمام تاریخی قوشالار در اهر از ثبت این اثر در فهرست آثار ملی کشور خبر داد. حالا واقعه ی مشابهی باز در این شهر روی داد. مسجد دباغخانه که در نزدیکی چایکنار واقع است از سوی هیأت امنا برای بازسازی تخریب شده بود که مسئول پایگاه حفاظت از میراث فرهنگی در اهر خبردار شده و بلافاصله دستور توقف در عملیات را از دادسرای اهر می گیرد. این مسجد که قدمت آن به دوره ی قاجاریه بر می گردد،13 اسفند سال 87 با شماره ی 25190 در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده بود. از آن جا که تخریب بعد از ثبت اثر صورت گرفته، لذا در واقع یک اثر ملی تخریب شده است. هیأت امنا هیچ نامه ای از سازمان میراث فرهنگی مبنی بر ثبت ملی این اثر دریافت نکرده اند، اما این هیأت در جریان نقشه برداری و مطالعات لازم از سوی کارشناسان میراث فرهنگی در تکمیل پرونده ی ثبت آن در فهرست آثار ملی از قصد این سازمان اطلاع یافته بودند. از سوی دیگر سازمان میراث فرهنگی در نامه ای به شهرداری اهر با شماره و تاریخ 6857 ـ 120، دوم آذرماه 87 اعلام می دارد « برابر ضوابط آثار و محوطه های تاریخی هرگونه دخل و تصرف در کاربرد بنا و محوطه بدون نظارت و تأیید این سازمان ممنوع می باشد.لذا صدور مجوز تعمیرات به مسجد دباغخانه و رسوالله بدون تأیید این سازمان مجاز نمی باشد. دستور فرمایید اقدامات لازم در این خصوص قبل از هرگونه اقدام به عمل آید.» با این حساب هرگونه عملیات عمرانی در این بنا ممنوع بوده است و صدور پروانه ی ساخت از سوی شهرداری نیز غیرقانونی محسوب می شود. اما گفته می شود شهرداری هیچ مجوز و پروانه ای برای تجدید بنای این مسجد صادر نکرده اند و هیأت امنا رأساً اقدام به این کار کرده اند.
غربت عاشیق ها در قره داغ!!
عاشیق ها نشانه ها و نمادهای فرهنگ اصیل آذری را از دالان تاریخ عبور داده و به امروز رسانده اند. آن ها نمونه ی نادر ادبیات شفاهی ما هستند. آن ها داستان فرهنگ عامه ی ما را از زبان ساز به آواز در آورده اند. اگر باور کنیم که فرهنگ اصیل آذری به سرعت در حال تخریب است، آواز ساز عاشیق ضجه ی دلخراش این فرهنگ است. عاشیق ها اما هنوز نمرده اند. عاشیق ها راویان تاریخ اند. راویان دردهای پدران ما، راویان پیروزی ها و شکست های ما. راویان خوشی ها و ناخوشی های ما. شادی بخش خانه های ما و صفابخش خانه های بخت ما.
قره داغ را خاستگاه عاشیق ها می دانند و به واقع چنین است. امروز صدای موسیقی برقیِ غربی از چادر چوپان ما در ییلاق نیز به گوش می رسد. امروز آهنگ های بیگانه در جیب و به عبارتی در تلفن جیبی هر جوانی یافت می شود. امروز غیبت عاشیق ها در بزم و جشن های ما بیش تر و بیش تر می شود. امروز بازمانده های گذشته ی ما رنج می برند از حرکات ناموزون فرزندان جوان خویش در میان دود و نور و جیغ و داد سازهای برقی. امروز انواع ترانه ها با انواع سازهای بیگانه از رسانه های رسمی ما پخش می شود و امروز اما ما با عاشیق ها و ساز آن ها مشکل داریم. ییلاق ما دیوانه می شود آن گاه که عاشیق را افسرده می یابد.« قوپوز » دق می کند آن گاه که از سینه ی عاشیق تا پای میهمان پایین می آید و هزینه های جشن داماد را جمع آوری می کند.
ادامه مطلب
یادبودی برای روستاهای مرده
حدود یک ماه گذشت و یوخا نوشته ای نداشت. تعطیلات نوروز با همه ی خوبی هایش، ایراد بزرگی دارد و آن تعطیلی و خواب مطبوعات است. تعطیلات نوروز را قره داغ گردی کردم. ورزقان و خاروانا و سیه رود و روستاهای آباد و سرسبز کنار آراز. از کردشت گرفته تا اوشتبین و دوزال و طوعلی و مفروضلو و شؤجیلی. از آصلان دوز هم سر بر آوردم. هرچه بود حال بود و زبان از قال عاجز بود. در روستای نوجه مهر مغازه داری از معلمان اهری خود می گفت و آن جا علی رغم پیوستن به جلفا بوی قره داغ دارد. یافته و دریافت ها و برداشت ها و تصایر بماند برای بعد. برای شروع سال سراغ نکته ای می روم که بدجوری قلب مرا دگرگون ساخته است. محو شدن روستاهایی که در تاریخ و فرهنگ قره داغ جایگاه شایسته ای داشته اند. من آن جا گفتم که لااقل در کنار جاده برای روستاهایی که به زیر آب سد می روند و برای همیشه نابود می شوند، یادبودی بنا کنید تا یاد و نامشان بماند. بنای نمادینی با نوشته ای از جمعیت و گفتنی های عمده از روستاهایی مانند شؤجیلی و مفروضلو که غرق شدنشان را حالا احساس کرده اند و نیز در شهرک جانانلو که اهالی همان روستاها ساکن می شوند، نام روستاهای غرق شده را برای کوچه ها و خیابان های آن بگذارند. حالا نمی دانم آخرین شعر ستار گلمحمدی در شؤجیلی چه خواهد بود؟
به عنوان نماد ارتباط تاریخی دو سوی ارس و به عنوان آثار ثبت شده ی ملی
پل های خداآفرین در حال نابودی است

گویا، چاپ اهر:قرن هاست که پل های خداآفرین با فاصله ی یکصد متر از یکدیگر دو سوی رود ارس را به یکدیگر پیوند داده و اکنون جزو آثار تاریخی مهم در حاشیه ی این رود به حساب می آیند. قدمت این پل ها را تا دوره ی هخامنشی نیز برده اند که صد البته پیش از ورود آریایی ها به فلات ایران نیز ضرورت های ارتباط میان سواحل شمالی و جنوبی این رود، وجود چنین پل هایی را ضروری می داشته است تا آن جا که قدیمی ترین پل های ایران نیز بر روی این رود بنا شده است. پل بزرگ حدود 160 متر و پل کوچک حدود 120 متر طول دارند و به ترتیب دارای 15 و 10 طاق هستند.
روند تخریب این پل ها از زمانی که ـ پیروزی بلشویک ها بر تزارها در روسیه، 1917 میلادی ـ عبور متوقف شد، آغاز شده است و اما نگرانی از تخریب کامل آن ها زمانی شکل گرفت که احداث سدعظیم خداآفرین آغاز شد. این پل ها درست در پای دیوار سد هستند و از زمان آغاز عملیات ساخت سد در سال 1380، روزانه شاهد تردد خودروهای سبک و سنگین از کنار خویش بوده اند و نگاهی به تأسیسات و بناهای مجاور آن ها، نشان می دهد که حساسیت ها و ملاحظات حفاظتی لازم صورت نگرفته است و فعالیت های عمرانی سد بر این پل ها آثار تخریبی خود وارد کرده است. در چنین شرایطی است که استحکام بخشی و مرمت در این پل ها باید پیش از این ها مورد توجه واقع می شد که هنوز خبری نیست.
متأسفانه این پل ها از منظر میراث فرهنگی و از کارکرد گردشگری چندان مورد توجه قرار نگرفته اند. پس از این نیز که میان سدخداآفرین و سدقیزقالاسی قرار خواهند گرفت، معلوم نیست که دسترسی به این پل ها برای گردشگران چگونه خواهد بود. هرچند امروز نیز تعریف خاصی برای گردشگری ندارد و راهنما و کتیبه ای که آن ها را معرفی کنند، در محل موجود نیست. این سدها با همکاری مشترک جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان اجرا می گردد. سدخداآفرین که 15 آذرماه امسال آبگیری شد، با هدف تولید 200 مگاوات برق وسد قیزقلاسی کمی پایین تر در نزدیکی خمارلو به صورت سد تنظیمی جهت انتقال آب ارس به دشت مغان برای آبیاری 75000 هکتار زمین کشاورزی در حال ساخت می باشد. محوطه ی پیش از تاریخ در این مسیر نیز با حضور همزمان 5 تیم باستان شناسی مورد کاوش قرار گرفت و منجر به کشف تمدن شهرنشینی 7 هزارساله در حاشیه ی این رود شد.
امروز در حالی از بنای سد میان ایران و کشورهای آن سوی ارس به عنوان وسیله و نماد دوستی و پیوند یاد می شود که پل های خداآفرین به عنوان نماد ارتباط تاریخی دو سوی این رود در حال تخریب و نابودی است. پل بزرگ به شماره ی 1858 ( به دوره ی قرون اولیه اسلامی ) و پل کوچک به شماره ی 1859 ( به دوره ی صفویه ) در پنجم اسفند سال 1376 در فهرست آثار ملی ثبت شده است.پس این پل ها جزو آثار ملی هستند و نباید به این شکل مورد بی توجهی و بی مهری قرار گیرند. و حال که کشف تمدن پیش از تاریخ خداآفرین، این منطقه را بیش از پیش مورد توجه قرار داده و از منظر میراث فرهنگی و گردشگری اهمیت ویژه یافته است، بر مسئولان امر در این حوزه فرض است که نسبت به مرمت و استحکام بخشی و حفاظت از پل های تاریخی خداآفرین همت کنند.


اهر از خلیل نامی خالی شد
خیابان های اهر حالا چیزی کم دارد. 70 سال بود که صدای خلیل نامی مردم این شهر را برای روزنامه دعوت می کرد. او در این مدت با پای پیاده از صبح تا شب در خیابان های اهر راه می رفت و روزنامه می فروخت. نقل است که مسافت طی شده توسط خلیل نامی از دور زمین بیش تر است. یعنی او بیش از 40 هزار کیلومتر راه رفته است. چه راه طویلی بوده است این راه روزنامه!
خلیل نامی از دنیا رفت و گوش اهر همواره در پی صدایی خواهد بود. کیهان، کیهان
پیر مطبوعات اهر دار فانی را وداع گفت
سفرنامه ی خاروانا ( قسمت اول و دوم )
دو هفته نامه گویا / چاپ اهر: اسماعیل قهرمانی: در دیار سرافراز آذربایجان خطه ای تاریخی و زرخیز به نام قره داغ وجود دارد که امروزه بیش تر شامل شهرستان های اهر و ورزقان و کلیبر است. این منطقه علی رغم استعدادهای بالقوه و بالفعل به دلائل ناشناخته، توسعه نیافته است و همچنان از بی مهری و کم توجهی مسئولین منطقه ای و استانی رنج می برد. این مسئله موجب شده هر از گاهی بخشی از دهستان های آن به علت عقب ماندگی و نداشتن حداقل امکانات جاده ای و بهداشتی تمایل به جدا شدن از محدوده ی سیاسی منطقه نشان داده و جدا شده اند.
شهرستان اهر به عنوان مرکز قره داغ امروز با رقبای سی چهل ساله ی قبل خود قابل مقایسه نیست. چه رسد به بخش هایی چون هوراند و خداآفرین و خاروانا. خدای متعال توفیقی نصیبم کرد تا سواره و پیاده با مرارت شیرین سفر در کلیه ی مناطق دور افتاده ی خاروانا که یکی از بخش های واقعاً محروم قره داغ می باشد، سفری داشته باشم. حال شما خواننده گرامی را شریک دیده ها و شنیده ها و تجارب اندک خود می کنم که شاید در گوشه ی دل تان جایی برای خاروانا محفوظ بدارید و از آن بیش تر بدانید.
ادامه مطلب
سفری به خداآفرین قسمت سه و چهار
علاوه بر این دو روستا، روستاهای دیگری مانند مفروضلو ـ از توابع خداآفرین ـ نیز در دریاچه ی پشت سد مدفون خواهند شد. مفروضلو یادآور حماسه ی پریزاد است. این شیرزن و قهرمان قره داغی عهد مشروطه که سیه پوش و نقاب دار می شد، به « قره قوچاق » معروف شده بود.( داستان حیات قهرمانانه ی او توسط عیسی غریبی در قالب رمان خواندنی به چاپ رسیده است.) چندین کیلومتر حاشیه ی رود ارس این گونه از حیات روستایی با اصالت فرهنگی خالی می گردد و به سوی غرب باز در همین حاشیه، به گفته ی معاون اول رئیس جمهور ( در جریان افتتاح سد خداآفرین) سد دیگری با نام « بقری ـ اوشتبین » در میان ایران و ارمنستان در حال اجراست و بعد از آن تا جلفا ( منطقه ی سیه رود ) باز صحبت از سد دیگری با نام «اردوباد ـ مازاراد» میان ایران و جمهوری نخجوان است. بی شک همه ی روستاییان تخلیه شده از زادگاه و زیستگاه اجدادی خویش در شهرک جانانلو ماندگار نخواهند شد و ترک آن آب و خاک خواهند کرد و باقی نیز باید معیشت و شیوه ی زندگی جدیدی را امتحان کنند که خود حاشیه ها و تبعات اجتماعی و فرهنگی خواهد داشت.
ادامه مطلب
بارقه های امید در حوزه ی میراث فرهنگی قره داغ
نزدیک چهار سال است که فرهنگ و میراث فرهنگی منطقه ی قره داغ دغدغه ام بوده است. از آثار باستانی که همواره مورد یغماست، گرفته تا سنن و آداب و در کل نشانه ها و نمادهای هویت فرهنگی این منطقه که روز به روز رو به افول است. از « یاشماق » ی که بر سیمای زنان ماست تا کوچ عشایر و هنر صنعتی چون ورنی و فرهنگ عامه ی این منطقه به ویژه عاشیق ها با سازهایشان و لالایی های مادران مان. از چشمه باشی و چرشنبه گونی گرفته تا رودها و کوه های مان که نماد حیات و ایستادگی هستند. بارها و بارها ضرورت تأسیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی را مورد تأکید قرار داده ایم. بر جشنواره ی ورنی و نمایشگاه دائمی آن اصرار ورزیده ایم. تشکیل موزه ی تاریخ و مردم شناسی و عشایر و حیات وحش را خواستار شده ایم و موارد متعدد دیگر
بی توجهی به این خواسته ها و پیشنهادها خود درد جانسوزی است بر درد تاریخی مان و اما هرگاه این خواسته ها از سوی مسئولی مورد توجه و تأکید قرار گرفته، بارقه های امید در ما ایجاد کرده است. نماینده ی کلیبر و هوراند در مجلس اخیراً گفتگویی در منابع خبری داشته است که تعدادی از این خواسته ها و پیشنهادها از زبان او درآمده است.
ارسلان فتحی پور ايجاد نمايشگاه دائمي ورني را يكي از نيازهاي عمومي منطقه ارسباران عنوان کرد و گفت: ايجاد اين نمايشگاه در منطقه ضروري است. نماينده مردم كليبر و هوراند در مجلس شوراي اسلامي همچنين با اشاره به جاذبههاي بكر گردشگري و عشايري منطقه ثبت آداب و سنن عشايري ارسباران را به عنوان يكي از آثار ماندگار اين قشر از خواستههاي به حق آنها ذكر كرد.
وي خواستار تشكيل كميتهاي ويژه براي تدوين اين مراسم به عنوان اثر ملي و ايجاد موزه عشايري در كليبر شد. فتحی پور که مدتی است حوزه میراث فرهنگی را مورد توجه جدی قرار داده، اخیراً ایجاد اداره میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی در این منطقه را خواستار شده بود. وی در گفتگو با ایسنا اظهار داشت: «عليرغم اينكه منطقه ارسباران در كشور ما بعنوان دو قطب گردشگري و عشايري به شمار مي رود و بهترين پتانسيل براي جذب گردشگر و رونق اين صنعت در منطقه مي باشد متأسفانه فقدان اداره ميراث فرهنگي و نمايشگاهها و موزه هايي كه نشانگر آثار و پيشينه تاريخي اين منطقه باشد موجب ناشناخته ماندن پتانسيل هاي منطقه در داخل و خارج از كشور شده است.» و اخیراً رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی از اختصاص اعتبار برای طرح مطالعاتی گردشگری منطقه ی ارسباران خبر داده است.و این موجب امیدواری است.
تصویر این پست را در اردیبهشت سال ۸۷ از زنان اسب سوار قره قیه گرفته ام. گزارش جشنواره ی اسب سواری قره قیه در سال ۸۶ تیتر اول گویا بود و این زنان در حال تماشای عکس خود هستند. نمی دانم چرا هرقت نام قره قیه را می آورم یاد شعری می افتم که در سال ۸۵ برای سیلی که آمد و یکی از زنان سوار را با خود برد و آن سال مسابقه تعطیل شد. این شعر را در حوزه میراث فرهنگی و غارت آثار تاریخی مان هم می توان تعمیم داد.
یاغدی یاغیش ایلدریملار شاخا شاخا
داغتدی ائولری سئل آخا آخا
قوجاقندا بالاسی بیر آنانی
آپاردی گوزلریمیز باخا باخا
و این را هم دارم برایتان:
اهر چایی داشدی گئتدی
ائل یولونی چاشدی گئتدی
اوز باغچاسین سوسوز قویدی
اوزگه باغا آشدی گئتدی
ضرورت ايجاد مركز پژوهش آثار باستاني و ميراث فرهنگي در قرهداغ
وجود جوامع انساني پيشرفته در «كهنه تپهسي» تأييد شد
وجود جوامع انساني پيشرفته در «كهنه تپهسي» واقع در بخش خداآفرين آذربايجان شرقي تأييد شد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي پژوهشكده باستانشناسي، سرپرست هيئت كاوش اين تپه گفت: فصل دوم كاوش نجاتبخشي در «كهنه تپه سي» واقع در بخش خداآفرين آذربايجان شرقي در حال انجام است.
علي زلقي اظهار داشت: با كاوشهاي باستانشناسي در «كهنه تپه سي» تاكنون نتايج ارزشمندي حاصل شده است.
وي افزود: عمده آثار به دست آمده به عصر مفرغ تعلق دارد كه اين موضوع نشان ميدهد در هزارههاي چهارم و سوم پيش از ميلاد در اين حوزه جوامع انساني پيشرفتهاي وجود داشتهاند.
زلقي اضافه كرد: آثار دوره اشكانيان در اين محوطه در حالي به دست آمد كه اطلاع از عصر اشكاني اين منطقه محدود است و كاوش در اين محوطه براي شناخت دوره اشكاني ميتواند نتايج پرباري براي حوزه شمال غرب كشور داشته باشد.
وي تصريح كرد: هيئت كاوش تلاش دارد تا علاوه بر مطالعه آثار باستاني، مطالعات جانورشناسي و گياهشناسي در اين محل انجام دهد.
به گفته سرپرست هيئت، كاوش در اين فصل در چهار ترانشه ادامه دارد كه سه ترانشه متعلق به فصل گذشته است و ترانشه B (مركزي) به خاك بكر رسيده و اشيا فرهنگي از دوره اشكاني تا مفرغ در آن به دست آمده است.
وي افزود در ترانشه Q (جنوب غربي تپه) در فصل گذشته مقبرهاي متعلق به عصر مفرغ به دست آمده بود و از يافتههاي اين مقبره دو خمره سفالي و چندين ظرف كوچك است كه از سفالهاي شاخص مفرغ به شمار ميروند و به دليل مشكلات آب و هوايي، كار در ترانشه H ، در شرق تپه، نيمه تمام باقي مانده است.
نگاهی به دیزمار غربی در شمال غرب قره داغ
مقاله ای از اسماعیل قهرمانی، چاپ شده در گویا:از زمانی که قره داغ شامل 18 محال بود و از زمانی که حسین بایبوردی ( 1340 ) در « تاریخ ارسباران »، «بخش اهر، ازمدل، حسن آباد، میشه پاره، کیوان، منجوان، کلیبر، گرمادوز، چهاردانگه،دودانگه، یافت، دیکله، ورگهان، هوراند، هریس. بدوستان، دیزمار شرقی، دزمار غربی و مواضع خان »را 18 محال قراجه داغ معرفی کرده است، تغییرات و تحولات بسیاری پیش آمده و محدوده ی جغرافیایی این منطقه در تقسیمات سیاسی پیش آمده دستخوش تغییر شده است. علاوه بر این، این منطقه ی تاریخی مورد بی مهری و گرفتار بغض برخی از تاریخ نگاران نیز قرار گرفته است. از بخت ناخوشایند این ولایت حکم بر این بوده که در هر تقسیم بندی جدید، شاخ و برگ هایی از این درخت تنومند هرس شده است و از ابهت و استعدادهای بالقوه ی آن کاسته اند. هرچند مرزهای فرهنگی و تاریخی این منطقه چندان متأثر از مرزهای تقسیمات سیاسی نیست و در طبیعت قره داغ مرزی مشاهده نمی شود. اما قرار گرفتن محدوده ای از آن در محدوده ی مدیریتی استان و شهرستان های دیگر تجانس فرهنگی و اجتماعی دیرین را سست می سازد. هرچند همه جای ایران سرای ماست و شهرستان ها و استان های دیگر که تکه ای از ارسباران را برای تکمیل آمار جمعیتی و یا شرایط دیگر با خود دارند، نیز بخشی از موطن ما هستند. اما این منطقه با تمام اشتراکات و تجانس و وحدت فرهنگی و تاریخی و اجتماعی خود باید حفظ بشود. یکی از مناطقی که از قره داغ جدا شده، بخش سیه رود ( دیزمار غربی ) است که در جریان شهرستان شدن جلفا به این شهرستان واگذار شده است. اکنون می خواهم تعدادی از روستاهایی را که در قالب این بخش از ارسباران منفک و به شهرستان های مرند و جلفا پیوسته اند، معرفی کنم.
ادامه مطلب
گاهی به کاوش های باستان شناسی در محوطه ی پیش از تاریخ خداآفرین
تمدن 7 هزارساله در خداآفرین
دو هفته نامه گویا ( شماره ۹۱ ): سد عظیم خداآفرین 15 آذرماه سال جاری و در جریان سفر دوم هیأت دولت به آذربایجان شرقی رسماً آبگیری شد و کاوش های باستان شناسی که روزی به گفته ی مسئولان قرار بود قبل از آبگیری به اتمام برسد، هنوز ادامه دارد و در جریان کاوش، آثار باستانی مهمی با قدمت بیش از 5 هزار سال قبل از میلاد به دست آمده است.در جریان کاوش ها و کشفیات حساسیت های محلی نیز بروز کرده و اخبار و تصاویری مبنی بر کشف جسد مومیایی نیز دست به دست شد که البته از سوی رئیس سازمان میراث فرهنگی استان تکذیب شد. سه رویداد همزمان در خداآفرین ـ آبگیری سد عظیم خداآفرین ، تصویب توسعه ی محدوده ی منطقه آزاد ارس از جلفا تا خداآفرین و کاوش های باستان شناسی در آن منطقه ـ منطقه ی تاریخی و زرخیز خداآفرین را در کانون توجه قرار داده است. این منطقه اینک محوطه ی باستانی منحصر به فردی است که نشانه ها و آثار ارزشمندی از تمدن « کورا ـ ارس » که قدمت شهرنشيني در آن به بیش از 5 هزار سال قبل از ميلاد ميرسد. به گفته رئیس پژوهشکده باستان شناسی ایران، جوامع تمدن«كرا ـ ارس» به عنوان نخستين جوامع خانسالار،اقتدار سياسي و اقتصادي داشتهاند.در پی توجهات و حساسیت های محلی سرانجام رئیس سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان از ایجاد موزه آثار كاوشهاي باستانشناختي منطقه «خداآفرين» در یکی از شهرهای جانانلو، خمارلو و کلیبر خبر داد.
كشف تمدن ۷ هزار ساله شهرنشينى در آذربايجان شرقى
ادامه مطلب
دستگيري چهار عتيقهفروش در اهر
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني پليس، با تلاش عوامل پليس آگاهي شهرستان اهر چهار نفر به نامهاي «محمدحسن ـ ش» 35 ساله، «مجيد ـ ش» 37 ساله و «سلمان ـ الف» و «بهزاد ـ م» هر دو 54 ساله در جاده سرباز خانه با خودروي سواري سمند به اتهام فروش عتيقهجات شناسايي و دستگير شدند.
در بازرسي از اين خودرو دو قطعه اشياي عتيقه شامل مجسمه طلايي و زيتون طلايي كشف و بلافاصله از منزل يكي از نامبردگان با نام معلوم ساكن شهرستان اهر كه سابقه خريد و فروش عتيقه را دارد تعداد دو قطعه سنگ تخم مرغي و خمره كوچك شيشهاي كشف و ضبط و با تشكيل پرونده نامبردگان را به مراجع قضايي معرفي كردند.
این چندمین بار در چندماه اخیر است که در اهر عتیقه کشف می شود و اما عتیقه های قره داغ به کجا می روند؟!
و اما نشست فوقالعاده براي بررسي مسئله قاچاق آثار از قره داغ ضرورت دارد.
کاوش در خداآفرین همچنان خبرساز
محوطه ی پیش از تاریخ محدوده ی سد خداآفرین که فصل دوم کاوش آن با حضور همزمان ۵ هیات باستانی شناسی در آذرماه قوت گرفت همچنان مورد کاوش است و این منطقه همچنان خبرساز است. قبر يک جنگجو کورگاني به همراه گاو نر، پشت سد خداآفرين کشف شد و قدمت آثار کشف شده به ۶ هزار سال قبل مربوط می شود. هفته ی پیش رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی آذربایجان شرقی خبر کشف جسد مومیایی شده در محوطه ی مورد کاوش خداآفرین را تکذیب کرد و گفت: کشف جسد مومیایی شده در کاوش های منطقه خدا آفرین شایعه است و حقیقت ندارد. تصویری از یک جسد مومیایی شده در تلفن های همراه می گشت و تراب محمدی در واکنش به این تصویر بود که گفت: صاویر منتشر شده مربوط به یک مومیایی جعلی است وی افزود:این تصاویر به یک مومیایی جعلی متعلق است که چند سال قبل از یک قاچاقچی آثار باستانی کشف شده است و هم اکنون در مراغه نگهداری می شود. و اما تراب محمدی دیروز خبر خوبی داشت. او گفت: موزه آثار كاوشهاي باستانشناختي منطقه «خداآفرين» ايجاد ميشود. در این ارتباط نماینده کلیبر در مجلس شورای اسلامی نیز از توافق میراث فرهنگی و گردشگری در جهت ایجاد نمایندگی میراث فرهنگی و گردشگری در خداآفرین و تامین محلی برای نگهداری اشیای عتیقه کشف شده منطقه در آن محل خبر داده بود. ضمن این که فتحی پور از تلاش برای ایجاد نمایندگی میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی در این منطقه نیر خبر داده است.
تصویری از یک کورگان در خداآفرین

تصویری از تدفین جنینی در محوطه پیش از تاریخ خداآفرین

آثار به دست آمده از خداآفرين متعلق به هزاره پنجم قبل از ميلاد است
نتایج مطالعات باستان شناسی تمدن پنج هزار ساله "خداآفرین" تا سه ماه آینده منتشر می شود
كشف معماري مدور در محوطه كهنه پاسگاه سد خدا آفرين
كاوشهاي باستان شناختي سد خداآفرين رو به اتمام است
ادعای کشف اجساد مومیایی مغایر با تمدن ایرانی
و ناگهان شایعه: کشف جسد مومیایی در خداآفرین
اگرچه کاوش در محدوده ی سد خداآفرین بسیار دیر شده است، اما هم اکنون ۵ تیم کاوش مشغول کاوش هستند.به گفته ی رئیس پژوهشکده باستانی شناسی، تمامی محوطه های تاریخی آن منطقه در پی آبگیری سد غرق می شوند. حسن فاضلی معتقد است باید جلوی ساخت سد در مرحله ی مطالعه گرفته می شود و حالا دیگر دیر شده است.
در جریان این کاوش ظاهراً خبری مبنی بر کشف جسد مومیایی شده از این منطقه بر می خیزد که بلافاصله مورد تکذیب قرار می گیرد. رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی کشف جسد مومیایی شده در کاوش های منطقه خدا آفرین شایعه خوانده است.
رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی: هیچ جسد مومیایی شده ای از منطقه خدا آفرین کشف نشده است.
به گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی، مهندس تراب محمدی ضمن اعلام مطلب فوق گفت: منطقه خداآفرین از مناطق تاریخی استان است و همواره مورد اقبال باستان شناسان بوده و کاوش اخیر در این منطقه به دلیل مطالعه میدانی برای احداث سد منحرف کننده جریان آب ایجاد شده از سد بزرگ خداآفرین صورت می گیرد.
کشف جسد مومیایی شده در کاوش های منطقه خدا آفرین شایعه است و حقیقت ندارد
قبر يک جنگجو کورگاني به همراه گاو نر، پشت سد خداآفرين کشف شد
رییس میراث فرهنگی آذربایجان شرقی :تصاویر منتشر شده مربوط به یک مومیایی جعلی است
ضرورت ایجاد مرکز پژوهش و مطالعات آثار باستانی و میراث فرهنگی قره داغ
ضرورت نشست فوق العاده میراث فرهنگی در اهر
حجم بالای کشف عتیقه در اهر، ضرورت تشکیل نشست فوق العاده ی میراث فرهنگی در این منطقه را دو چندان کرده است.
منطقه تاریخی قره داغ صدها محوطه و آثار تاریخی شناخته شده دارد و متأسفانه تعداد ناچیزی از آن ها در فهرست آثار ملی ثبت شده و مورد حفاظت قرار می گیرد. اغلب این آثار در معرض حفاری های غیرمجاز غارتگران میراث فرهنگی هستند و ده ها سال است که مردم منطقه شاهد حفاری ها و به یغما رفتن آثار باستانی و میراث فرهنگی خود هستند و اما تعداد محدودی از قاچاق آثار منطقه کشف و ضبط شده است. هرگاه مسئولان امر جدیت و احساس مسئولیت نشان داده اند، حداقلی از قاچاق عتیقه های منطقه کشف و خبر شده اند. سال 87 برای منطقه ی قره داغ با کشف عتیقه شروع شد و تا کنون بارها چنین خبری از نیروی انتظامی منطقه به گوش رسیده است. مدتی است که نیروی انتطامی و پایگاه حفاظت از میراث فرهنگی در اهر تحرک نسبتاً خوبی از خود نشان داده اند و در کشف عتیقه های قاچاق توفیق یافته اند. فرمانده نیروی انتظامی در دو هفته اخیر از کشف 37 قلم اشیای عتیقه خبر داده است که 20 مجسمه طلایی جزو این آثار است.این همه قاچاق اشیای عتیقه و کشف و ضبط حجم بالای آثار باستانی منطقه از قاچاقچیان در حالی است که منطقه تاریخی قره داغ هنوز موزه تاریخ ندارد و مسئولان امر همواره به این امر مهم بی توجه بوده اند.
منطقه ارسباران از نشانه های تاریخی و میراث فرهنگی خود خالی می شود و بی توجهی سازمان میراث فرهنگی در برابر این فاجعه ی عظیم سؤال برانگیز و تأسف بار است. از محوطه تاریخی اطراف سد خداآفرین گرفته تا شهر اژدها داشی ورقان و قوبول دره سی هوراند و نودوز اهر و قلعه های ریز و درشت بسیار و گورستان های تاریخی متعدد و البته میراث معنوی بسیار در این منطقه هنوز سازمان میراث فرهنگی را در ایجاد اداره میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی در اهر مجاب نکرده است. نمایندگان محترم شهرستان های ارسباران مسئولیت دارند از خروج آثار باستانی منطقه جلوگیری کنند و در تأسیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی و موزه های مردم شناسی و آثار باستانی قره داغ اقدام فوری داشته باشند. بر این اساس ضرورت دارد سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی استان و فرمانداری و نیروی انتظامی و سایر مراکز مسئول نشست فوق العاده برای بررسی مسئله ی قاچاق آثار باستانی از ارسباران را مورد بررسی قرار دهند. این موضوع از نظر امنیت منطقه نیز حائز اهمیت است. چرا که منطقه به جولانگاه قاچاقچیان مسلح و مرکز دادوستد عتیقه تبدیل شده است. همچنین ضرورت دارد مرکز پژوهش و مطالعات آثار باستانی و میراث فرهنگی قره داغ هرچه زودتر تشکیل شود و مستند سازی این آثار مورد توجه قرار گیرد. خروج بدون شناسنامه ی این آثار تاریخ منطقه را نابود می کند.سازمان میراث فرهنگی استان باید زمینه ی لازم را در تشکیل تشکل های مردمی حافظ میراث فرهنگی فراهم نماید. گروه های مردمی که حساسیت لازم را به موقع بروز دهند و از نابودی تاریخ در جغرافیای قره داغ جلوگیری نمایند.
همچنان کشف عتیقه در اهر
کشف 4 مجسمه و پنج سکه طلایی در اهر
4 مجسمه طلایی و پنج سکه طلایی توسط پایگاه حفاظت از میراث فرهنگی اهر با همکاری پلیس اطلاعات و امنیت عمومی در اهر کشف شد.به گفته ی مسئول پایگاه حفاظت از میراث فرهنگی اهر قاچاقچیان این آثار دو نفر اهل مشکین شهر بودند که دستگیر شده اند. تاج الدین همچنین از کشف 12 قلم خمره و کاسه های سفالی و 5 کتاب قدیمی از یکی از روستاهای مشکین شهر خبر داد.
و اما
۲ مجسمه طلایی در اهر کشف شد
۲ مسجمه طلایی از چهار قاچاقچی آثار باستانی توسط پایگاه حفاظت از میراث فرهنگی شهرستان اهر با همکاری پلیس اطلاعات و امنیت عمومی این شهرستان کشف شد.
به گزارش یوخا،چهار قاچاقچی دستگیر شده اهل تهران و عجب شیر هستند و گفته اند این مجسمه ها را در اهر خریداری کرده ایم. ماموران در حال تحقیقات تکمیلی و شناسایی فروشندگان این آثار هستند.
كشف دو قطعه مجسمه طلايي در اهر
كشف دو قطعه مجسمه طلايي در اهر
فرمانده منطقه انتظامی اهر همچنین از دستگیری 3 متهم کردزبان که در سطح شهر اهر با سلاحهای جنگی غیرمجاز برای خرید اشیاء عتیقه به این شهرستان تردد داشتند خبر داد.
وی گفت: از این افراد که اهل و ساکن شهرستانهای اراک و ارومیه می باشند دو قبضه کلت کمری با 30 تیر جنگی کشف و ضبط شد که متهمان در تحقیقات و بازجویی اظهار کردند که برای خرید اشیاء عتیقه به این شهرستان آمده اند که متهمان پس از تشکیل پرونده تحویل مقامات قضایی شدند.
قوجا قارتال نه گزیرسن داغلار قوینوندا قوینوندا
هر وقت عاشیق ولی عبدی را می بینم، یاد این شعر می افتم و بی اختیار مه آلود می شوم. امروز در گوشی موبایل گوش دادم این شعر داستان وار را از زبان و ساز عاشیق ولی عبدی که 17 ماه است در گوشی دارم. در قهوه خانه ی عاشیقلار واقع در چایکنار به دیدارش رفته بودم. عکس روی دیوار قهوه خانه را که متعلق به خودش بود، به من هدیه کرد. قرارمان بود که صحبت کنیم. از عاشیق و ساز بگوید که شد گفتگویی و در دو هفته نامه گویا چاپ شد. او اما ساز در آغوش گرفت و خواند: قوجا قارتال نه گزیرسن داغلار قوینوندا قوینوندا....
قرار کرده ایم که دوباره با هم گفتگو کنیم و قرار بود این بار به قهوه خانه واقع در خیابان شهید رجایی بروم و من هنوز نرفته ام. دو هفته پیش در خیابان دیدم و گفت که در باکو بوده و در همایش عاشیق لار شرکت یافته است. گفت: قرارمان را به منزل بگذاریم و من احساس کردم که احساس کرده است یک پای من به قهوه خانه نمی رود! دلم هوای او و سازش را کرده است. نکوداشتی از او بر ما واجب است و این را در انتشار گفتگوی اول تأکید کرده بودم. شنیده ام قرار است در اهر همایش عاشیق لار برگزار شود و این کار ارزنده ای است. می خواهم شعری برای او و سازش بسازم و تقدیمش کنم اگر هنرش را داشتم!
* شعری از ستار گلمحمدی
سازین کؤکدن، الین تئلدن دوشمه سین
گؤر نه قال دی باشیمداکی قال آشیق
آلشمیشام یامان اودلو چاغیمدی
بیر یاخیندان اوره ییمی آل آشیق
یامان یئرده کرم دوشوب یادیما
اصلی دردی آلیب مندن حال آشیق
نه گونده یم هئچ اؤزومده بیلمیرم
بو گونومه غم هاواسی چال آشیق
* خاکزاد قراجه داغ
درب های قدیمی نماد خانه ی پدری
محلات قدیمی اهر هنوز نشانی از خانه های قدیمی را در خود دارند. در محله های تاریخی « ساداتلو » و « باغبانلو » و « نخجوانلو » ی اهر درب های چوبی قدیمی از دل تاریخ خبر می دهند. شادی ها دیده اند و غصه ها خورده اند. تیرها خورده اند و زخم ها یافته اند. هزاران بار دق الباب شده اند و هزاران بار دست های زحمتکش پدران و مادران ما به گشودنشان شتافته اند. از این درب ها عروس ها گذشته اند و داماد ها آمده اند. درب های زیبا و اصیل. درب های هنرمندانه و عزیز. درب هایی که بازشدنشان و بسته شدنشان صدای جان نواز دارند. این ها میراث ما هستند. نشانه ها و نمادهای معماری کهن ما.
و حال هجوم آهن و سیمان و مدرنیته، آن ها را یکی یکی از پای در می آورد و اندک اندک از صفحه روزگار محو می شوند. آن سان که انگار هیچ گاه نبوده اند. چه باید بکنیم. آیا می شود محلی برای نگه داری آن ها یافت؟ آیا می شود موزه ای از درب های قدیمی درست کرد؟ و آیا نمی شود عکاسان ما نمایشگاهی از عکس درب های قدیمی و نمای خانه های قدیمی برگزار کنند؟ و آیا و آیا...؟ ( گویا، شماره 80 )
کوچ عشایر میراث معنوی ماست
بر کسی پوشیده نیست که در تحولات تاریخی قره داغ، ایلات عشایر نقش عمده ای داشته اند. چه در دوره مشروطه و چه زمان جنگ های ایران و روس در عهد فتحعلی شاه و عباس میرزا و حتی جنگ های طولانی ایران و عثمانی. امروز یکی از سه ایل پرجمعیت کشور در قره داغ حیات دارند و کل جغرافیای آن از حضور عشایر خالی نیست.
بهار و پاییز شاهد جابه جایی عشایر بین ییلاق و قشلاق هستیم و نیاکان ما هزاران سال است که چنین کرده اند و امروز نیز شاهد کوچ ایلات عشایر هستیم. « کوچ » ی که آداب خاصی داشته و از زیبایی های خاصی برخوردار بوده است و عشایر با تمام آداب و رسوم و لباس و غذای خویش فصل هایی از تاریخ فرهنگ ما را به خود اختصاص داده اند.
کوچ عشایر اکنون جزو میراث معنوی ماست و در سطح کشور توجهاتی شده است. مردم منطقه و مسئولان آن سهم خویش را در توجه به این میراث ادا نکرده اند. در سطح محلی اگر ایفای نقش نکنیم،در این بخش از منطقه نیز عقب خواهیم ماند.
موضوع ثبت میراث غیرملموس از سال 1998 در دستور کار یونسکو قرار گرفت و در سال 1383 ایران سه پرونده « نوروز »، « تعزیه » و « کوچ عشایر » را برای ارائه به یونسکو مطرح ساخت. برای ثبت کوچ عشایر کمیته ای تشکیل و پرونده ای نیز در سال 84 قطعی شده بود و اما با گذشت سه سال هنوز خبر خاصی منتشر نشده است.
به گزارش میراث فرهنگی، « وضعيت پرونده کوچ عشاير نه تنها براي ثبت جهاني نامشخص مانده است که کسي فکري براي ثبت ملي آن هم نکرده است. در حالي که اين موضوع يکي از مهم ترين موضوعات ميراث معنوي در کشور است که نه يک استان خاص ، بلکه تمام استان هاي غربي کشور با آن مرتبط هستند. علاوه بر اين کوچ عشاير يکي از نمودهاي ميراث معنوي محسوب مي شود که در حال از بين رفتن است.»
قره داغ یکی از صاحبان اصلی این میراث است و جا دارد مسئولان استان و البته نمایندگان منطقه در پیگیری مسئله وارد عمل شوند. ثبت کوچ عشایر در میراث ملی و فهرست جهانی میراث معنوی یونسکو، در واقع اثبات عظمت تاریخی و فرهنگی منطقه قره داغ نیز می باشد. چرا که عشایر بخشی از وجود اجتماعی ماست.
ورنی قره داغ و نشان یونسکو
ورنی که خاستگاه و تنها محل تولید آن منطقه تاریخی قره داغ می باشد، به همراه 159 اثر صنایع دستی دیگر از ایران برای دریافت نشان اصالت یونسکو انتخاب شده است. قرار است آثار انتخاب شده جهت داوري نهايي و دريافت نشان اصالت يونسكو كه 14 الي 16 مهرماه در بخش آسيايي در اصفهان برگزار ميشود، شركت داده شوند. براي دريافت مهر اصالت يونسكو آثاری از كشورهاي قزاقستان، تركمنستان، تاجيكستان، افغانستان نيز شرکت می کنند.
ورنی شرکت یافته در رقابت امسال، دستبافت « محمد آقایی » است که سال گذشته ورنی او توانست نشان اصالت یونسکو را دریافت کند.
امسال 4 اثر« چاپ باتيك » سولمازامير راشد، « جاجيم ابريشمي » حميد دواتي كاظمنيا، « قلمزني نقره » احد پرويززاد و« ورني » محمد قلي آقايي از استان آذربایجان شرقی برای دریافت نشان یونسکو در مجموع آثار ایرانی وارد رقابت با آثار دیگرِ بخش آسیا شده اند.
«ورني» گليمي فرشنما با نقشي از اعتقادات زنان و دختران عشاير
ادامه مطلب
عتیقه های قره داغ به کجا می روند؟!
گویا:چه بسا فقر فرهنگی و البته محرومیت و توقف نیازهای ما در امور مادی باعث شده است که کم تر به ضرورت حفظ مواریث فرهنگی اهمیت دهیم و شاید اگر بیفتد در کشف و استخراج و صادرات (!!) آثار باستانی و عتیقه جات منطقه همکاری مجدانه داشته باشیم! چه بسا قبل از خواب ساعاتی را در فکر دستیابی به یک مجسمه گرانبها و پولدار شدن یکشبه گذرانده ایم! اما هستند کسانی از جمع ما که به میراث فرهنگی و آثار تاریخی بازمانده از نیاکان مان عشق می ورزند و هر کلنگی که بر زمین قره داغ زده می شود تا گنجی از درون درآید، ضربات را در جان خویش احساس می کنند. فرقی نمی کند در شهر باشیم و یا در روستا و یا در قشلاق ها و ییلاق ها. همه با چشم خویش جای خالی میراث درآمده از خاک را دیده ایم. دیگر خبر عتیقه دزدی و تصادف در این منطقه عادی شده است و یادمان نمی رود که آخرین خبر سال 86 و اولین خبر سال 87 در ارسباران « تصادف » و « کشف عتیقه » بود!
ادامه مطلب

حمام تاریخی قوشالار که پاییز سال 86 سر از خاک بیرون آورده بود، هشتم خرداد ماه امسال تخریب شد.زمین این بنا پس از خریداری توسط دفترامام جمعه اهر برای ساخت دفتر و بیت امام جمعه در سال 84، مورد توجه سازمان میراث فرهنگی استان قرار گرفت، اما به علت تعلل در تملک توسط آن سازمان، حمام قوشالار هشتم خرداد از سوی مالک تخریب شد. پس از تخریب حمام قوشالار، 11 خرداد سرپرست میراث فرهنگی استان از ثبت این حمام در فهرست آثار ملی کشور خبر داد.( فارس، شماره خبر: 8703110691 ) این خبر در حالی از سوی کریمی نژاد عنوان شد و در برنامه های خبری سیمای استانی انعکاس یافت که حمام قوشالار در تاریخ 30/11/86 به شماره ی ثبت 21084 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده بود. و آن سازمان قبل از تملک زمین به ثبت آن اقدام نمود و حتی خریدار را در جریان ثبت قرار نداد و اعلام خبر ثبت قوشالار در فهرست آثار ملی بعد از اطلاع از تخریب آن در واقع نوعی بازی با افکار عمومی است. حمام قوشالار امتحانی بود برای آن سازمان تا عنایت خویش را به عنوان یک سازمان استانی نسبت به آثار مناطق دیگر استان نشان دهد و اکنون نتیجه ی آزمون آشکار است. کمااین که کم توجهی آن سازمان به منطقه ی ارسباران پیش تر از این به اثبات رسیده است و بار دیگر ضرورت تأسیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی به عنوان متولی مستقیم در منطقه نمود یافت. در ادامه ماجرای حمام قوشالار بازگویی می شود.
ادامه مطلب

