تبليغاتX
یوخا

پس از نیم قرن صورت گرفت

انتشار « قیزیل قیه یه سلام » نخستین نظیره بر « حیدربابایه سلام »

« قیزیل قیه سلام » نظیره ای است بر « حیدربابایه سلام » استاد شهریار که 56 سال پیش توسط سیف اله دلخون ـ شاعر اهری ـ سروده شده است. نظیره های بسیاری بر حیدربابایه سلام شهریار سروده شده است و به ویژه شاعران قره داغی در این زمینه پیشتاز بوده اند. شاعرانی چون بارز، سلطانی، منفردی، دوستی، فخرایی اقدام و فروتن اقدم نظیره ای بر آن داشته اند و اما « قیزیل قیه یه سلام » نخستین نظیره ای بوده است که بر « حیدربابایه سلام » سروده شده است. حسین دوستی ـ محقق،‌ شاعر و روزنامه نگاری اهری ـ با سعی بسیار توانست 72 بند از اشعار حیدربابایی دلخون را گردآوری و با مقدمه و توضیح به چاپ برساند.

به همین بهانه مقاله ی مفصلی نوشتم که 1 الی 4 آذر در مهد آزادی و 4 آذر در گویا چاپ شد. داستان زندگی شاعر عاشق پیشه ی اهری ـ دلخون ـ و اشعارش خواندنی است.  این مقاله را در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جعفر خضوعي در پنجشنبه پنجم آذر 1388 ساعت 23:23 | لينک ثابت |
تاریخ پُربار، جغرافیای پُر رنگ ، زمین شناسی پُر زر و جامعه شناسی پُر ضعف

 در این مقال قصد تعریف « جغرافیا » و توصیف« تاریخ» ارسباران در میان نیست. این که ارسباران از «‌لوگزامبورگ و لبنان و قطر و کویت و ... » بزرگ تر است! و این که « پدرهای پدرها چه نسیمی چه شبی داشته اند».قصد برشمردن افتخارات و برجسته کردن شخصیت های برخاسته از قره داغ و عبور و توقف شاهان صفوی و قاجار در اهر هم در میان نیست. قصد برشمردن خدمات« زمین شناسی» از قبیل مس و طلا و ... هم در میان نیست.قصد این هم که اهر مدفن شیخ شهاب الدین اهری است و اهر روزگاری حاکم نشین بوده و سکه ضرب می کرده است، هم مطرح نیست.چه بسیارند کشورهایی که بدون « جغرافیا » ی قابل توجه و «‌ تاریخ » قطور و «‌ زمین شناسی » پربار، توانسته اند محیط زندگی استانداردی را بسازند و « جامعه شناسی » مطلوب و ایده آلی را شکل دهند و « جامعه » ای بسازند که شهروندان آن از حقوق خویش بهره مند و از امکانات زندگی برخوردار باشند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جعفر خضوعي در شنبه هجدهم اسفند 1386 ساعت 23:15 | لينک ثابت |
 

« مجلس در رأس امور است » و مجلس در واقع آن « بنا » و « مصالح ساختمانی» نیست. مجلس با نمایندگانش زنده است و این نمایندگان هستند که به سبب « اختیارات » و « وظایف » تعریف شده در قانون اساسی، در « رأس امور » قرار می گیرند. آن چه در این میان قابل توجه و تأمل است، این که گاه نماینده از « رأس امور » تا « امور جزئی » پایین می آید و از « نماینده ی محل در مملکت » به « نماینده ی محل در محل » و چه بسا به خاطر مشغول شدن در امور حوزه قوه مجریه  به «‌نماینده محل در دولت » تبدیل می شود. انتخابات، « فرد » و « خانواده » و «‌ روستا » و « شهر‌ » و در نهایت « مردم » مناطق را جمع کرده و با برگزیدگان مردم  خانه ای می سازد برای « ملت » و حال «‌ خانه ملت » اتاق فکر تمام ملت است و از همین روی است که قانون اساسی « هر نماینده را در برابر تمام ملت مسئول » می داند.
عوامل متعددی دست به دست هم داده اند و برخی از نمایندگان را از « نظارت کلان » به « دخالت خرد » کشانده اند. آن ها به جای قرار گرفتن در « رأس امور » و ایفای نقش نظارتی خود « در تمام امور کشور » به پیگیر امور عمرانی مربوط به حوزه ی « دولت » تبدیل می شوند. در پاسخ به این پرسش که چرا کاندیداها به جای تبیین شیوه های اداره ی کشور و خلاء های قانونی در مقام « رجل سیاسی » به امور عمرانی در سطح محل می پردازند و وعده هایی می دهند که عموماً به قوه ی مققنه مربوط نمی شود. مسائل بسیاری روشن می گردد. آیا جز این است که این نوع « گفتمان » و طرح « وعده » ها صرفاً برای جلب آرای مردم است؟ آیا مردم جایگاه و نقش مجلس و دولت را تمیز نمی دهند؟ چرا کاندیدایی که وعده های عمرانی و توسعه ی محلی نمی دهد، مورد اقبال قرار نمی گیرد؟ آیا جز این است که با این شیوه های تبلیغات و شکل دهی انتظارات، مردم کندی و یا تندی حرکت عمرانی شهر خویش را به جای دولت به مجلس معطوف می دارند و دولت از « نقد » عمومی کنار می ماند؟
نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و اگر دغدغه ی محلی دارد،‌ این را نباید با حضور مستقیم در وزارتخانه ها و سازمان ها و ادارات و همراهی با وزیر و دخالت مستقیم در عزل و نصب ها دنبال کند.اگر در حوزه ی انتخابیه ی خویش کم کاری و اهمال و خیانت و سوء مدیریت را شاهد است، این را می تواند از طریق کانال های تعریف شده در میثاق ملی از قبیل « تذکر » و« سؤال » و « استیضاح » و یا با همراهی دیگر نمایندگان از طریق « تحقیق  و تفحص » و اعلام مسائل در « نطق پیش از دستور » پیگیر باشد.
شایسته ی کشور نیست که نمایندگان آن از جایگاه رفیع مجلس و « رأس امور » پایین بیایند و به امور عمرانی حوزه های انتخابیه ی خویش مشغول شوند. در فکر آبادانی ایران باشند تا شهر و دیارشان نیز در قالب آن به آبادانی برسد، نه این که کشور را به صدها جزیره تبدیل کنند و هر کس به فکر خود و حوزه ی انتخابیه ی خود باشد. آن ها باید شعار « شهر من آباد نمی شود، مگر این که ایران آباد شود » را خود قبول کرده و برای مردم حوزه ی انتخابیه ی خویش نیز تبیین کنند.
از سویی اگر دولت ‌« عدالت » را در توزیع امکانات کشور کمرنگ دارد و «‌ اصل شایسته سالاری » در مدیریت محلی لحاظ نشود، در شکل قابل قبول تر باعث می شود که نمایندگان در جذب مدیران مدبر برای حوزه ی انتخابیه ی خویش به مسابقه بپردازند. علاقه ی وافر برخی از نمایندگان برای تسلط بر مدیریت محلی و قبضه ی قدرت در ادارات و مراکز متعدد با روی کار آوردن نزدیکان قومی و فکری خویش و نیز غفلت دولت از چنین دخالتی در حوزه ی خویش، این امر نامیمون را دامن زده است.مدیریت محلی در سطوح مختلف مدت ها قبل از انتخابات و مدت ها بعد از انتخابات عملاً سست می شود،‌مدیران دولتی با تغییر نمایندگان تغییر می کنند و ثبات مدیریتی از بین می رود. لذا دولت باید به این امر تحت عنوان « دخالت مجلس در دولت » که ناقض « استقلال قوا » ست، رویکرد جدی نشان دهد.
اگر همه ی امور بر مدار قانون بچرخد، زمینه های دخالت قوا در امور یکدیگر پیش نمی آید، اگر سرمایه گذاری ها و رشد و توسعه در جای جای ایران عادلانه صورت گیرد، زمینه های چنین دخالتی خشکیده می شود.
تیرماه سال گذشته در جریان سفر استانی رئیس جمهور و حضور ایشان در اهر و خطاب به ایشان یادداشتی به قلم نگارنده تحت عنوان « نقشه ی پراکندگی عدالت در ایران » به غیبت عدالت در توزیع امکانات و «‌ثروت کشور » پرداخته شد و جمله ی اول آن را جمله ی آخر این یادداشت می کنیم: « در میهن ما هیچ چیز چون پرچم شهیدان عادلانه توزیع نشده است.» پس ناعدالتی در توزیع عدالت بیش ترین ضربه را بر پیکر نحیف عدالت وارد می سازد. لذا اگر دولت « عدالت » را در توزیع امکانات وطرح ها و پروژ ها و مدیریت شایسته، رعایت کند، چنین رویه ی نادرستی شکل نمی گیرد. 

 

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 21:0 | لينک ثابت |
اگر بگوییم که انتخابات بدون « احزاب » معنا ندارد، حرف گزافی نگفته ایم. چراکه اصولاً در قالب احزاب است که تفکرات و سلیقه ها و روش های متفاوت برای مملکت داری به عرصه می آیند و به رقابت می پردازند.در کشور ما علی رغم پیشینه و دیرینه ی تشکیل و فعالیت احزاب، متأسفانه این مهم هنوز جایگاه لازم را در جامعه پیدا نکرده است و علی رغم وجود اراده هایی که سعی در بی ثمر جلوه دادن احزاب در نزد افکار عمومی دارند، احزاب شناسامه دار چندی حتی گاه بدون برنامه ی اقتصادی و سیاسی برای اداره مملکت، اعلام موجودیت کرده و به فعالیت مشغول هستند و بگذریم از این که اغلب این حزب ها به معنای واقعی کلمه حزب نیستند، بلکه عناوینی هستند که به ویژه در ایام انتخابات یک شبه سر برمی آورند. حتی احزاب سابقه دار هم در عضوگیری از مردم موفق نبوده اند و تعداد  اعضای برخی از آن ها « در یک فلوکس » جا می گیرند.از طرفی عدم وجود زمینه های مشارکت مردم در قالب حضور و فعالیت در احزاب و خدشه دار بودن مفهوم« حزب » در اذهان عمومی، غیبت تحزب را در مشارکت سیاسی مردم و مردم سالاری دامن زده است.
درچنین وضعت ناگواری است که شاهد به صحنه آمدن کاندیداهایی هستیم که درصد بالای آن ها یک جور می اندیشند و سلیقه ی هم سانی دارند و در این حال رقابت میان آن ها چه معنایی دارد؟هم اینک در آستانه ی انتخابات مجلس شورای اسلامی شاهد فعالیت های تبلیغاتی کاندیداها هستیم و مردم در باب این که « کدام یک خوب حرف می زند »، « کدام یک شجاع تر است » ، « کدام یک تجارب بیش تر و بهتری دارد » ، « کدام یک مدارک تحصیلی بالاتر و مناسب تری دارد»، « کدام یک آدم خوبی است» و ....صحبت می کنند. لذا به ویژه در شهرستان ها بحث بر سر تفکر و سلیقه ی برتر نیست، بلکه حرف،‌حرف « فرد » برتر است.به جای سلایق ، اشخاص و به عبارت بهتر « ‌شخصیت ها » رقابت می کنند و بدتر این که در بعضی از شهرستان ها رقابت بر سر « شخص برتر » هم نیست. بلکه طوایف با هم رقابت دارند و در این حال هدف، پیروزی طایفه است. نه پیروزی اندیشه و سلیقه!
آری در شرایطی هستیم که اغلب کاندیداها از این که خود را عضو حزبی و یا متمایل به حزبی معرفی کنند، پرهیز دارند و واژه ی « مستقل » انگار کاندیداها را مردمی تر معرفی می کند و به همین دلیل برخی از آن ها  با افتخار عنوان می کنند که « بی طرف » هستیم.
آیا افراد به تنهایی برای اداره ی مملکت برنامه دارند؟ آیا « بی طرفی » نوعی اندیشه و سلیقه است؟ آیا « بی طرف » در بروز اختلاف بر سر طرح ها و لوایح و مصوبات و رخدادهای میهنی،‌ بی طرف خواهد بود؟ در این که افراد حاضر و فعال در عرصه ی انتخابات صالح هستند، حرفی نیست که « شورای نگهبان » این اطمینان را برای مردم ایجاد می کند.در این موضوع که حضور کاندیداهای هم فکر و هم مرام و هم سلیقه و هم اندازه و رقابت آن ها با یکدیگر چه معنایی دارد؟،‌بحث بسیار وجود دارد و معلوم است که انتخاب گزینه ی« الف »که مانند گزینه ی« ب » می باشد، چه امتیازی برای انتخاب کنندگان خواهد بود؟
اگر تفاوت و اختلاف وجود دارد، اختلاف افراد با یکدیگر است که حتی تا مرز تخریب برای حذف  نیز پیش می روند، نه اختلاف در اندیشه و متدها و روش های مملکت داری.
نوشته شده توسط جعفر خضوعي در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 ساعت 20:45 | لينک ثابت |
 
business article