یوخا

یوخا،‌ نانی است که دیرزمانی سفره ها را جان داده و نمادی است از میراث غنی حیات در قره داغ

فرمانداري ويژه ام آرزوست

 

از استان گشتن پشيمان گشته ايم

مرحمت فرموده ما را فرمانداري ويژه كنيد

 

نيمه شب سوم امرداد، رئيس جمهور در گفتگوي خبري شبكه ي 2، از تبديل 10 شهرستان به فرمانداري ويژه خبر داد و من كه پيشينه ي طرح تشكيل استان ارسباران را مثل شعر « يار مهربان » ازبرم و سال گذشته آن همه مطلب نوشتيم و ذوق كرديم، گوشم تيز شد كه نام آن شهرستان ها را بشنوم، اما رئيس جمهور نام آن ها را نگفت. بلافاصله پشت رايانه نشستم و به پريزدنت دات كام رجوع كردم و نام آن 10 بخته ور را دانستم. نامي از ارسباران نبود،‌از شما چه مخفي كه انگار آب خنك بر سرم ريختند.
مرتب اين ور و آن ور مي رفتم و غصه ها مي خوردم. شريك زندگي براي تقسيم غم جلو آمد و گفت: اي مرد تو را چه مي شود؟ اصلاً به تو چه؟ مگر تو فرمانداري؟ مگر نماينده اي؟ اين ملك ارتقا يافت به كيف تو چه مي رود؟ اردبيل ارتقا يافت چيزي شد؟

نام مراغه بود. همان كه نماينده اش از ارتقاي سطح آن سخن مي گفت و لابد مي خواست تفرقه كند و حتي خوي هم بود، هم او كه مسئولانش به ارتقا مي انديشيدند و فكر تفرقه داشتند! الآن دولت ايجاد تفرقه كرده و مراغه را ارتقاي سطح داد!

فرداي آن روز يكي از دوستان، پيامچه اي برايم فرستاد و براي من آرزوي صبر كرد و پيشنهاد كه: برو به مراغه. برو كه ارسباران اصولاً با ارتقا بيگانه است.

خُب معلوم است. اهرباران و كليبرباران و ورزقان باران به جاي اين كه برادر هم باشند، باجناق هم شده اند. ورزقان باران فسيل دينتريوم ژگانتوم اش به مراغه مي رود و نماينده اش به وزیر راه و ترابری در خصوص بررسی علت کاهش پروازهای تهران ـ تبریز و رفع مشکل آن تذكر مي دهد. و نماينده اهر براي تذكر در خصوص جاده اهر ـ تبريز تنها مانده  و دست به امضاي ديگران مي شود!
ما كه استان و يا ويژه شدني نبوديم، لااقل بند نكرديم به شهرستان شدن هوراند كه دردسرش هم زياد نبود و با امور تفرقه هم ارتباط ندارد. آخه قول هاي بالقوه  اي در آن شهر « فراموش شده » داده شده بود. شهري كه سه روز در هفته با شهرستان كليبر است و سه روز با شهرستان اهر و يك روز هم با شهرستان مشگين شهر.غمش در سبد اهر است و رأيش در سبد كليبر.

حتي از بس به سنگ بزرگ گير داديم و زور داديم كه « اوره ك گؤبكيميز اوزاندي » فارسي اش را نمي دانم چه مي شود. لااقل كار نكرديم كه چند تا از اين روستاهايمان را بخش كنيم. مگر آذغان چه كم دارد. خيابان ندارد كه دارد. مگر ورگهان و خونيق چه كم و كسري دارند.

موسي پور گفت: شاخص‌هايي نظير جمعيت كل شهرستان ، جمعيت مركز شهرستان، فاصله شهرستان تا مركز استان ، وسعت جغرافيايي ، قدمت تشكيل شهرستان در اختصاص فرمانداري ويژه مد نظر قرار مي‌گيرند.

معاون حقوقي و پارلماني وزير كشور با بيان اينكه اين اقدام گامي در جهت توازن تقسيماتي و عدالت اداري است ، گفت: در صورتي كه كل شهرستان بيش از ۲۵۰هزار نفر و جمعيت مركز شهرستان بيش‌از  ۱۲۵هزار نفر و فاصله شهرستان تا مركز استان، بيش از  ۱۲۵كيلومتر باشد، امكان بررسي و تعريف شهرستان به فرمانداري ويژه ميسر خواهد شد.

خُب حالا ما قدمتمان كه به كشف آتش مي رسد،‌وسعتمان كه از « لبنان و لوگزامبروگ و حتي سوئد » بيش تر است.فاصله مان هم كه تا مركز خيلي است. فقط گير ما در اين جمعيت است. حالا جوانان فداكار ما كه از ارسباران رفتند و آمار بيكاري را كاهش دادند. اينجا كار دست ما دادند. نرخ زاد و ولد پايين آمد. شنيده بوديد كه در يك روستاي ورزقان تنها يك پير مرد مانده است. با پيران مانده ما چگونه توليد جمعيت كنيم.مثل اين كه ما يك راه بيش تر نداريم. سياست كنترل جمعيت را كنار بگذاريم و نرخ رشد جمعيتمان را بالا ببريم تا جمعيت شهرمان در نوبه ي ديگر به 125 هزار نفر برسد.
من به كنار به نظر شما بيرجند ( خراسان جنوبي )چند نفر نفوس داشت كه استان شد!                                   ( براي ما آرزوي سلامتي بكنيد )

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 14:22  توسط جعفر خضوعي  |