« کمربند سیاه شهری »، « محصول عملکرد سیاه مسئولان »
سال ها پیش در کلاس درس استاد فقید پرفسور « فرید » بحث حاشیه نشینی بود و ایشان از حاشیه نشینی با عنوان تأسف انگیز « کمربند سیاه شهری » یاد کردند. و سال ها بعد که می شود چند سال پیش در گفتگو با دادستان عمومی انقلاب وقت اهر که بحث حاشیه نشینی در اهر بود، نظر او را راجع به این تعبیر جویا شدم و خیراله تیموری گفت « کمربند سیاه شهری محصول عملکرد سیاه مسئولان است. » عملکردی که رنگی از کارشناسی و علم نداشته است و امروز هزاران نفر تاوان تصمیمات نادرست گذشته را پس می دهند. امروز برای حاشیه نشینی تعابیر و عناوین متعدد و ویژگی های متنوع بر می شمارند و اما یک نظر به حاشیه ها از دقیق شدن در همه ی تعابیر و تعاریف روشنگر تر است. هفته ی پیش شهردار تبریز گفت « مشکلات حاشیهنشینی محصول سیاستهای غلط گذشته است.» علیرضا نوین معتقد است « سیاستهای غلط گذشته باعث افزایش مهاجرت و ازدیاد غیرمنطقی جمعیت شهرها در دهههای اخیر شده است.» 88 سال پیش 80 درصد جمعیت کشور روستانشین بودند و حالا می رود که 80 درصد جمعیت کشور شهرنشین شوند. بی شک علت اصلی رشد حاشیه نشینی را باید در مهاجرت سیل آسا از روستاها به شهرها جُست و « بی عدالتی در توزیع امکانات و خدمات » را باید علت این مهاجرت دانست. نوین « سیاستهای غلط گذشته از جمله انقلاب سفید شاه » را « سبب مهاجرت بیرویه روستاییان به شهرها » عنوان کرده و می گوید « امروز بیش از 70 درصد جمعیت کشور در شهرها ساکن شدهاند و نتیجه این بی برنامگیهای گذشته توسعه بیقواره شهرها و توزیع ناعادلانه امکانات و خدمات بوده است.» شهردار تبریز تصریح می کند « کمبود بالغ بر 5 میلیون مسکن، بالا بودن نرخ بیکاری، فقر و بحران اقتصادی همه محصول بی تدبیری های گذشته است و ما امروز میراث دار این سوء مدیریت ها هستیم.» بله بدینتریب او سراغ علت ها رفته است و علت معضلات کنونی را بی تدبیری و سوء مدیریت گذشتگان معرفی می کند. و این درسی است که مسئولان امروز نباید از آن غافل باشند، چرا که آیندگان نیز از بی تدبیری ها و سوءمدیریت های امروز شکوه خواهند کرد. امروز حدود 400 هزار نفر حاشیه نشین در تبریز زندگی می کنند و این ها همان روستاییان شهرستان های اطراف تبریز هستند که فشار دافعه ها را تاب نیاورده و ناگزیر از مهاجرت شده اند. امروز مسئولان شهری تبریز از حاشیه نشینی به عنوان معضل و چالش اساسی برای این شهر یاد می کنند و در این میان کسی اذعان نمی کند که این چهارصد هزار نفر همان روستاییان شهرستان های اهر، کلیبر، ورزقان، هریس و ... هستند. شهرستان هایی که در سرشماری ها همواره کاهش جمعیت داشته اند. روند مهاجرت چنان بوده است که علی رغم نرخ موالید بالا و اخیراً بالا رفتن امید به زندگی رشد مثبتی در جمعیت آن ها بروز نکرده است.در 74 روستای شهرستان اهر تنها 20 خانوار مانده است و این را نماینده ی اهر و هریس در مجلس « نشان مهاجرت اهالی این روستاها به خاطر عدم امکانات لازم و درآمد مناسب » عنوان کرده است. چند سال پیش از رسانه ها خبر شد که در روستای « کلو »ی ورزقان تنها یک مرد مانده است و آن مرد آخرین چراغ و امید روستا را روشن نگه می داشت تا جان نسپارد. آن مرد پاسخ تمام سؤالات ما در باب حاشیه نشینی است. آن مرد گواه و شاهد تمام بی تدبیری ها و بی عدالتی هاست. نگارنده در باب غیبت عدالت در توزیع امکانات ( چه در سطح کشوری و چه در سطح استانی ) بسیار قلم رانده است و آن گاه که معاون اول رئیس جمهور نهم گفت « ثروت در کشور عادلانه توزیع نشده است.» و آن گاه که استاندار آذربایجان شرقی علت عقب ماندگی نیمه ی شرقی استان را « بی عدالتی در توزیع امکانات » اعلام کرد، آب سردی شد بر قلم آتش گرفته ی راقم این سطور، چه کسانی بر نمی تافتند گفتن بی عدالتی در توزیع عدالت از زبان ما را (!!) کما این که اهر نیز در سطح خویش از معضل حاشیه نشینی در رنج است و به گفته ی فرماندار این شهر « 30 هزار حاشیه نشین در اهر زندگی می کنند. » که این نیز از فرمول مشابه در مقیاسی خرد حکایت دارد. در یک مقاله ی تحقیقی خواندم که آمده بود « میزان آلودگی به مواد مخدر در دو منطقه ی تبریز شکل غیرطبیعی دارد: مناطق مهاجر نشين قسمتهاي شمال شرقي و شمال غربي كه ساكنان آنها اكثرا از بوميان شهرستان اهر و ارسباران مي باشند و بيشتر آنها خانواده هاي تهي دست و فقير اجتماعي به شمار مي روند و مناطق مهاجر نشين قسمتهاي جنوبي شهر كه در اطراف قبرستان بقائيه و قبرستان اماميه سكونت دارند و اكثر آنها از بوميان شهرستانهاي مراغه، عجب شير و بناب تشكيل شده و بيشتر آنها نيز از خانواده هاي فقير و بي نوا هستند.»
بله چنین است که مسئولان استان و تبریز برای یافتن علاج درد حاشیه نشینی مرکز استان باید از عینالی بالا روند و نظری به خارج از تبریز داشته باشند.

