یک هشتم عمر شورای سوم بدون شهردار گذشت
شهردار اهر؛ این بار مولاخواه
دو هفته نامه گویا: قریب شش ماه است که عباس عادلی شهیر ـ شهردار مستعفی اهر ـ اهر را ترک گفته است و حالا دیگر او و طرح هایش نقل مجالس و محافل نیست. اما اوج گیری ساختمان ها و تراکم در اهر یادآور اوست. او طلسم بلندمرتبه سازی را ـ هرچند که با انتقادات و موانعی همراه بود ـ شکست و چه کسی است تردید کند که حالا پول مازاد اهری ها به جای خرید زمین و آپارتمان در تبریز، در اهر به کار می آید. شورای اسلامی سوم اهر و به عبارتی ضعف هایش پشت تحرک پر قیل و قال عادلی مستور بود و درست پس از استعفای عادلی اختلافات اعضا اوج گرفت. تا آن جا که انتخاب شهردار جدید از سوی شورا حدود سه ماه طول کشید و قریب سه ماه نیز گذشت و شهردار منتخب آن ها بر مدیریت شهرداری این شهر جلوس نکرد چرا که این انتخاب از سوی مراجع استانی مورد تأیید قرار نگرفت.« حبیبی » شهردار منتخب جایگزین بود که تنها چهار رأی شورا را با خود داشت و مولاخواه که پس از عادلی سرپرست شهرداری بود موفق به جلب نظر سه تن از اعضای شورا شد. هرچند گزینه های دیگری نیز در کنار نام آن ها به اتاق شورا و جلسه ی انتخاب شهردار راه یافته بودند. تأیید انتخاب شورای اسلامی و شهردار شدن حبیبی در حالی گره خورده بود که سومین سال عمر شورای سوم بدون رئیس آغاز شد. چرا که اعضای شورا بر سر انتخاب هیئت رئیسه ی جدید شورا نیز دچار اختلاف و دو دستگی شده بودند. نظری، شهبازیان و شهیم در یک سوی و رضاپور، امانی و جعفری در سوی دیگر بودند و عباسی در انتخاب « حبیبی » به عنوان شهردار به گروه دوم متمایل شد و در انتخاب هیئت رئیسه ی جدید به گروه اول. بالاخره در اواخر اردیبهشت نظری دوباره به ریاست شورا انتخاب شد و بخشی از بحران شورا فروکش کرد. در چنین شرایطی دو تن و گاه سه تن از اعضا همواره از جلسات شورا غیبت می کردند تا آن جا که زمینه ی قانونی سلب عضویت آن ها تحقق می یافت. گروهی که خواستار « شهردار » ی حبیبی بودند تلاش بسیار کردند تا صلاحیت او احراز شود و اما مراکز استانی مسئول صلاح را چنین نیافتند. انفعال در شورا تا آن جا پیش رفته بود که مسئولان ارشد شهرستان وارد موضوع شدند و تلاش بسیار کردند تا شورا از اغما بیرون آمد و انتخاب مولاخواه به شهرداری اهر نتیجه ی آن بود. و چنین شد که پس از قریب شش ماه شهرداری اهر صاحب شهردار شد. گفته می شود علاوه بر مولاخواه « بلندی » نیز در لیست کاندیداها بوده و دو رأی آورده است. یک رأی ممتنع بوده و مولاخواه نیز چهار رأی کسب کرده است. شهرداری در سستی و رکود بود و سرپرست نیز به مرخصی ده روزه رفته بود تا این که آخر هفته ی پیش انتخاب او قطعی شد. به نظر می رسد تأیید او از سوی مراکز مسئول استانی با مشکل مواجه نشود.
« شورای اسلامی شهر اهر خوب شروع کرد » این مورد اذعان شهروندان اهری است و شهردار مستعفی می خواست اهر را در مدت کوتاه ( چهار سال ) چهل سال جلو ببرد و کارهایی که در اوایل، کار می شد تحقق چنین شعاری را یقین می ساخت و اما چه شد که بودجه ی 13 میلیاردی سال 87 شهرداری محقق نشد و در آخر سال از پرداخت حقوق رفتگران نیز عاجز ماند. این را اعضای شورا بهتر می دانند و عمدتاً معتقد بودند که « موانع و مخالفت های پیش روی فروش تراکم و تغییر کاربری عامل عدم تحقق منابع درآمد شهرداری بوده است» این که چهره ی اهر در سال 78 تغییرات عمده ای یافت بر کسی پوشیده نیست که البته به عیان مشهود است و این که گام های ارزشمندی در توسعه ی اهر برداشته شد، باز بر کسی پوشیده نیست و اما عادلی شهیر دامنه ی کار را بزرگ برداشت. برای شهری که لاکپشت وار حرکت داشت و به کار زیاد و بزرگ در کوتاه مدت عادت نیافته بود. در چنان حال و روزی بود که مسئولان استانی ذیربط ساخت و ساز فراتر از چهارطبقه را برای اهر زود می دانستند. و شورای سوم و عادلی این طلسم و گره را شکست. چرا که در مسیر روستایی که عادلی در آن به دنیا آمده روستایی به نام پیغام نیز ساختمان چهارطبقه دارد! اگرچه این فرارَوی در طرح تفصیلی اهر تعریف نشده بود، اما مسئولان شهرداری و شورای اسلامی اهر بر آن طرح ایرادهای اساسی وارد می کردند و آن گاه نیز که حرف قانون به میان می آمد اعضای شورا حرف برای گفتن داشتند. آن ها می گفتند چگونه است که در تبریز قانون دور زده می شود و در اهر می خواهد پیاده شود. نمونه این که پارک و شهربازی باغلار باغی به عنوان فضای سبز تعریف شده در شهر تبریز با تصویب شورا و علی رغم مخالفت های بسیار می خواهد به هتل 54 طبقه تبدیل شود! و اما عادلی که نامش با پرکاری و تغییر چهره ی اهر نزد شهروندان اهر برده می شد، سرانجام با شایعه ی « خورد و برد » پس از چند بار خبر استعفا و تکذیب بالاخره استعفایش قطعی شد و اهر را ترک گفت! این که شورای شهر چرا در مقام پاسخ گویی به این شایعات بر نیامد، خود شایعات دیگری را تولید کرد! بی شک مسئولیت مستقیم توفیق و یا عدم توفیق شهردار با شورای اسلامی است و اگر آن ها در مرحله ای از کار، ناراستی و عدول از قانون احساس می کردند، باید وارد عمل می شدند و عادلی را استیضاح می کردند. اصولا در اهر گاه مردان و به عبارتی مدیران نامیافته مورد سه نوع تهمت اخلاقی،مالی و دینی قرار گرفته اند و در کمال تأسف منطقه را ترک گفته اند و اما نام نیک شان حتی با گذشت سال ها هنوز در اذهان مردم خوش نشسته است و البته با گذشت زمان واقعیات رخ نموده اند و تهمت کاران شرمسار گشته اند. اگر عادلی کار خلافی کرد، شورا نیز مقصر است و اگر نکرد و مورد بی حرمتی قرار گرفت باز شورا مقصر است. در اغلب شهرهای کشور شهردار آن گاه دستش برای عدول از قانون و بهره برداری های شخصی از مال و منال شهرداری باز شده است که عضو و یا اعضایی از شورا خود بدان منش و روش تمایل نشان داده اند. اعضای شورای اسلامی شهر اهر نیک می دانند که سرنوشت مشابهی برای آن در انتظار است اگر در باقی مانده ی عمر شورا به جبران برنیاند. شورای اسلامی سوم اگرچه آغاز خوبی داشت و اما تا این جای کار نمره ی قبولی نمی توانند بگیرند و این ادعا را می توان با نظرخواهی از شهروندان اثبات کرد. شورای محترم در مدت قریب به شش ماه تعامل خوبی با یکدیگر نداشتند و اگر حساب و کتاب کنیم که هر روز آن ها برای مردم اهر چه هزینه ای دارد، به عمق مسئله بیش تر پی می بریم. تصور این که یک شهر شش ماه شهردار نداشته باشد مایه ی تأسف است هرچند با سرپرست اداره شود.کما این که سه ماه اول عمر این شورا نیز شهرداری با سرپرستی اکبر عطایی راه افتاد و بدین ترتیب در مدت 24 ماه عمر شورا نه ماه به جای شهردار، سرپرست در شهرداری داشته است. هیچ منصفی نمی تواند کار نیک این شورا و عادلی را انکار کند و کسانی که به عادلی توصیه می کردند به جای دست زدن به کارهای بزرگ به اداره ی شهرداری و تأمین حقوق کارکنان و آسفالت خیابان ها و جمع آوری زباله ها بسنده کند، خود بهتر گام های مثبت او را دریافتند. در کنار این، شهروندان وعده های انجام نشده را نیز به خوبی در خاطر دارند. طرح میدان تره بار قدیم که قرار بود به پارکنیگ عمومی تبدیل شود، طرح بازار کفاشان، طرح مجتمع تجاری و مسکونی در چایکنار، تلویزیون های شهری، بازگشایی سینما و... از آن جمله است و اعضای شورا چناچه دو سال بعد که هوس جلوس مجدد در کرسی شورای شهر بکنند بی شک در برابر پرسش های مردم قرار می گیرند.
شورای شهر در اطلاع رسانی بسیار ضعیف عمل کرده است و تولید برخی از شایعات را باید از این منظر مورد توجه قرار داد. آن ها به ویژه در حوزه فرهنگی کارنامه ی بسیار ضعیفی دارند. آن ها در حکم پارلمان محلی می توانستند کارهای بزرگ برای اهر بکنند. هرچند دامنه ی اختیارات و وظایف آن ها در محدوده ی شهرداری محدود است و آن ها به عبارت معروف « شورای شهرداری هستند نه شورای شهر » اما همان طور که نماینده ی یک شهرستان در توسعه ی آن ( علی رغم این که از حیطه ی وظایف و اختیارات او خارج است ) ایفای نقش می کند، شورای شهر نیز فراتر از مسئولیت های خود در اغلب شهرهای کشور نقش بزرگی در توسعه ی همه جانبه ی آن ها ایفا می کنند. شورای شهر می توانست مطالبات عمده ی مردم منطقه را حداقل از فراموشی و ناامیدی دور بدارد که وارد نشد. هرچند شهروندان اهری تأکید اکبر نظری بر فرمانداری ویژه شهرستان اهر در جلسه ی شورای شهرستان ( در جریان سفر استانی دوم هیأت دولت و در حضور وزیر آموزش و پرورش ) هرگز فراموش نمی کنند و یا نامه ی شهبازیان به وزارت کشور در همین موضوع و درخواست دسته جمعی اعضای شورا از رئیس جمهور مبنی بر ارتقای سطح ارسباران ثبت است و از این کارها بسیار می شد کرد تا تحقق درصدی از آن ها و امیدواری مردم عینیت یابد.
در این موضوع مسئولان امر به صورت کدخدامنشی وارد شدند و در رفع معضل مؤثر بوده است، که جای تقدیر دارد. اما از آن جا که خدمات عمومی تعطیل بردار نیست و سستی در شورا صدمات جبران ناپذیری بر شهر و شهروندان وارد می سازد، مسئولانی که در قبال شورا مسئولیت دارند از این به بعد و در زمان باقی عمر شورا باید اقدام های قانونی لازم به را طور قاطع به عمل آورند.
ضربه ی بسیار اساسی چنین معضلاتی این است که بر روحیه ی مشارکت شهروندان در مدیریت شهری آسیب جدی وارد می شود. اعضای شورای اسلامی نباید کاری کنند که شهروندان از « شورای اسلامی » ناامید شوند و این چند گام برداشته شده در مردمسالاری محلی نیز افول یابد.
امید می رود اعضای شورای اسلامی شهر اهر در دو سال باقی مانده ی عمر این شورا با جدیت تمام کار کنند و علی رغم اختلاف نظر و سلیقه ـ که خود سازنده است. ـ شهرداری این شهر را در ارائه ی خدمات عمومی به شهروندان و نیز تحقق طرح ها و پروژه ها و البته وعده های زمین مانده بیش از پیش موفق سازند که اگر چنین کردند و چونان آغاز کار وحدت و تعامل یافتند پیش شهروندان اهری محترم خواهند بود.

