تبليغاتX
یوخا - سلام بر معلم،‌آن گاه كه مي آموزد

 

سلام بر معلم،‌آن گاه كه مي آموزد

روز معلم دوباره فرا رسيد و ما با مشتي كلمه به سركردگي شمع و پروانه و آفتاب و سوخت و ساز، سخن مي پراكنيم و اثبات مي كنيم كه منزلت « معلم » را مي شناسيم و قدر او را مي دانيم. چونان كودكي كه انگار شعر « سماور آبجوش » را براي حافظ مي خوانيم. و حال خسته از اين همه كلمه و اين همه تكرار از خود بپرسيم معلم كيست؟ و خداي نخستين معلم است و رسول او كه رسالتش با « بخوان » شروع شد و معجزه اش كتاب است.معلم را ارج دهيم، نه اجر. پايين آوردن اين مهم تا كف اجر و پاداش چه قدر  خفت بار است.معلم، معلم است.

اگر دغدغه ي فرهنگيان در سطح امور معيشتي بماند، چه بر سر فرهنگ ما و فرزندان ما مي آيد؟ كشور ما چون بسياري از كشورهاي در حال توسعه از جواني جمعيت در ساختمان سني جمعيت رنج مي برد و در سرشماري هاي اخير معلوم شد كه درصد بالايي از جمعيت كشور را جمعيت جوان تشكيل مي دهد و سرمايه گذاري براي تربيت و آموزش مطلوب اين ها، بهترين نوع سرمايه گذاري است. در كشوري كه جمعيت بيش از اين را با منابع موجود آن متناسب مي دانيم،‌چگونه امروز با اين همه منابع و جمعيت كم تر نمي توانيم مشكل قشري از جامعه را كه سنگين ترين بار حركت جامعه را بر دوش دارند، برطرف سازيم.كما اين كه تعليم در آموزش و پرورش مانند تعليم رانندگي نيست. بحث پرورش انسان هايي است مقدرات كشور را بر دست مي گيرند.

هرچند مشكل آموزش و پرورش تنها وضع معيشتي معلمان نيست. توسعه ي همه جانبه ي آن به ويژه تجهيز به فن آوري هـا و روش هـاي نوين آموزشي از ضروريات مهم ديگر است.

لذا توجه مضاعف و ويژه به دستگاه انسان ساز آموزش و پرورش مورد انتظار عموم مردم و فرهنگيان است.

اگر امروز فرهنگ غربي از در و پنجره ي مردم وارد مي شود و مظاهر و نمودهاي عيني آن را نظاره مي كنيم و رنج مي كشيم، اگر دشمنان ما سرمايه هاي كلاني براي تخريب فرهنگ و باورهاي مردم به كار مي گيرند، اگر تهاجم فرهنگي اين همه بنيان هاي حيات فردي و اجتماعي ما را هدف گرفته است،‌آيا تكليف جز اين است كه به پرورش و تربيت فرزندان خويش بايد بيش تر عنايت داشته باشيم و آيا اين مهم در آموزش و پرورش محقق نمي شود؟

آري آموزش و پرورش تنها محل تعليم و توليد مدرك نيست، محل توليد انسان هايي است كه بايد ايراني باشند و مسلمان. باورهاي ديني و ملي ميهن را در جوهره ي جان عجين يابند و با جان و دل در توسعه ي آن همت كنند و از حريم هاي آن دفاع نمايند.

فرزندان خويش را در خانه و خانواده ياد دهيم كه حرمت معلم چون حرمت پدر و مادر واجب است، كارمندان خويش را ياد دهيم كه حرمت معلم را نگه دارند و بدانيم كه قرار نيست كسي براي معلم دلسوزي كند، چون خود او استاد دلسوزي است. ما بايد دلسوز معلم باشيم، نه اين كه براي او دلسوزي كنيم. اين از آفت دنياي مادي زده ي امروز است كه همه چيز را با محك دنيوي مي سنجند.

درود بر معلم، آن گاه كه مي آموزد،‌درود بر معلم آن گاه كه سخن مي راند و قلم بر مي دارد.درود بر معلم آن گاه كه آگاهي مي بخشد و آزادي مي دهد.

 این مطلب سرمقاله ی گویا در شماره ی 49 بود که همزمان با هفته ی معلم در سال 86 منتشر شد.

نوشته شده توسط جعفر خضوعي در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 20:39 | لينک ثابت |
 
business article