فاز زیست محیطی در برابر سونگون
پروژه های مس قره داغ
و اکنون بروز ملاحظات زیست محیطی
دو هفته نامه گویا:۱۳خرداد امسال پس از چند سال تأخیر کلنگ پروژه فاز دوم کارخانه تغلیظ مس و کارخانه مولیبدن در سونگون بر زمین خورد. در مراسم کلنگ زنی این پروژه ضمن انتقاد از تأخیر صورت گرفته، بر ضرورت تسریع در عملیات اجرایی آن تأکید شد. اگرچه تأخیرهای صورت گرفته در توسعه ی تغلیظ سونگون عمدتاً بر موانع و مسائل اجتماعی معطوف بود،اما علی رغم وعده ی رئیس در سفر استانی اول خود به آذربایجان شرقی و در جمع مردم ورزقان مبنی بر این که « عملیات اجرایی احداث کارخانه ذوب و پالایش مس در ورزقان به زودی آغاز خواهد شد تا مشکل و معضل بیکاری منطقه حل شود.» و علی رغم این که « احداث کارخانه ذوب و پالایشگاه مس کاتد در محل معدن مس سونگون با سه هزار میلیارد ریال سرمایه گذاری » جزو 70 مصوبه ی سفر اول استانی دولت نهم ـ 22 تیرماه 1385 ـ بود و علی رغم کلنگ زنی سال بعد، که به جایی نرسید، در جریان سفر استانی دوم دولت نهم ـ آذرماه 1387 ـ رئیس سازمان محیط زیست کشور به عنوان نماینده دولت در سفر استانی به ورزقان فاز محیط زیست را وارد جریان سونگون کرد. خانم فاطمه واعظ جوادی در جمع مردم ورزقان گفت « نباید به بهانه توسعه ی شهرستان ورزقان اکوسیستم کم نظیر منطقه ارسباران را مورد تهدید قرار داد» وی تصریح کرد « لزومی به احداث صنایعی که آینده محیط زیست مناطق بکر را در خطر اندازد، نمی بینیم.» علی رغم این، اما کلنگ زنی در 13 خرداد امسال کلید خورد و مدیرعامل شرکت صنایع مس ایران ضمن تأکید بر تسریع در روند اجرایی این پروژه و نیز ضرورت شکل گیری صنایع جانبی حتی بر فرآیند تغلیظ مس مسجدداغی و نیز مس ارمنستان در سونگون تأکید کرد. پس از این کلنگ زنی بود که دغدغه های زیست محیطی بار دیگر از سوی مسئولان جنگلبانی به کوشش خبرگزاری « مهر » بروز یافت. سی ام تیر ماه این خبرگزاری گزارش داد « یک شرکت دولتی به بهانه ایجاد اشتغال برای دو هزار نفر جنگلهای ارسباران را مورد هجوم قرار داده و فعالیت این شرکت هم اینک در این منطقه جریان دارد.» این گزارش می افزاید « معدنکاران در منطقه ارسباران که بدون هیچ هماهنگی با سازمان محیط زیست عملیات گمانه زنی و استخراج منابع مس را آغاز کرده اند به دلیل آنچه فعالیت این شرکت می توان باعث ایجاد اشتغال برای مردم منطقه باشد، تخریب گسترده ای را در این منطقه غنی توجیه می کنند. با این حال کارشناسان محیط زیست و فعالان این حوزه معتقند ارسباران شش تنفسی منطقه شمالغرب ایران به حساب می آید و تداوم تخریب جنگلهای بی نظیر این منطقه می تواند منجر به تغییرات اقلیمی و در ادامه فاجعه ای جبران ناپذیر زیست محیطی شود چرا که علاوه بر خود معدن مس فراوری های بعد از استخراج و کنستانتره بعد از آن می تواند منجر به تولید آلاینده های خطرناکی شود که علاوه بر نابودی محیط طبیعی سفره های آب زیر زمینی منطقه را نیز مورد هجوم قرار دهد» سوم مرداد بار دیگر خبرگزاری مهر به نقل از کاظم نصرتی کارشناس و متخصص منابع طبیعی، نوشت « قطع جنگلهای شاخص ارسباران در شمالغرب کشور موجب بر هم خوردن ترکیب اکولوژیک منطقه و نابودی ذخیرگاه بین المللی کره زمین می شود.» رئیس جامعه جنگلبانی ایران با انتقاد از « بی حساب و کتاب بودن اکتشافات معدنی در ایران» تأکید کرد: « بهره برداری از معادن در سطح وسیعی از خاک صورت می گیرد و نخاله های فراوان و آلودگیهای بعد از استخراج و آلاینده های شیمایی و ترکیبات جدیدی که در محیط طبیعی و زیستی منطقه رها می شود به خودی خود ویران کننده خواهد بود.»
دوم شهریور این بار قائم مقام سازمان جنگلهای کشور وارد عمل شد و در گفتگو با خبرگزاری مهر گفت « آماده سازی زمینهای احداث مجتمع فراوری مس از معدن سونگون در نزدیکی جنگلهای ارسباران نگرانی کارشناسان جامعه محیط طبیعی و سازمان جنگلها را به دنبال داشته است.» دکتر شمس الله شریعت نژاد ضمن اشاره به بی اطلاعی از جزئیات معدن مس و مجتمع فرآوری در منطقه ارسباران گفت: « جنگلهای ارسباران با توجه به دو جبهه اقلیمی که شرایط مطلوب آب و هوایی را برای رشد این جنگلها فراهم آورده از بهترین گونه ها و همین طور مطلوبترین زیستگاههای کشور محسوب می شود که با تخریب و توسعه معدن در این منطقه به راحتی نابود می شود.» به گزارش مهر این مقام مسئول با اشاره به اینکه این منطقه به دو بخش حفاظت شده و غیر حفاظت شده تقسیم شده است تاکید کرد:« 50 درصد منطقه حفاظت شده است و البته باید پذیرفت که معیشت و اقتصاد مردم منطقه به این جنگلها وابسته است و قطعا اگر صنایعی که کمترین آسیب را به جنگلها بزنند و به مردم در تامین منابع مالی و مادی کمک کند از حمایت برخوردار خواهند شد اما وقتی برداشت بی رویه معدن و تخریب گسترده محیط انجام می شود همه متضرر می شویم و این برای منطقه خطرناک است.» شریعت نژاد همچنین اضافه کرد:« اگر تخریبی انجام شود باید پذیرفت که بازسازی و احیا کار مشکلی خواهد بود بنابراین این نوع فعالیتها باید ارزیابی زیست محیطی داشته باشند و در این زمینه سازمان محیط زیست متولی است و باید تشخیص دهد که اگر فعالیت ها آثار تخریبی دارند جانمایی تازه برای فعالیت ارائه دهد تا خلاء بوجود آمده را پر کند.» گزارش خبرگزاری مهر همچنین حاکی است « فعالیت چندین ساله معدنکاران مس در ارسباران در حالی انجام می شود که زمزمه هایی برای شروع فعالیت مجتمع تولید فراورده های مس در منطقه به گوش می رسد که به عقیده کارشناسان به سادگی می تواند محیط طبیعی، جنگلها و منابع آبی را آلوده و سبب بروز فاجعه ای تازه در منطقه زیبای ارسباران شود.» این گزارش می افزاید « این معدن که بدون هماهنگی و ارزیابی زیست محیطی سازمان محیط زیست در حال حفاری و اکتشافات تازه است می تواند تا شعاع 15 کیلومتری از مجمتع را آلوده به آلاینده های وابسته کند به نحوی که فاجعه ای زیست محیطی را پدید آورد. با این حال تاثیرگذاری آلاینده های فراوری مس تا 50 کیلومتر نیز برآورد شده است که به سادگی سفره های آب زیر زمینی منطقه را مرگبار می سازد.»
به نظر می رسد فاز جدیدی پیش روی پروژه های سونگون شکل گرفته است و علی رغم این که در چند سال اخیر و به دلیل تأخیر در اجرای این پروژه ها و نیز در جریان کلنگ زنی بسیاری از مسئولان محلی و استانی و کشوری بر ضرورت تسریع در عملیات اجرایی این پروژه ها تأکید ورزیده اند، ظاهراً ملاحظات زیست محیطی آن هم بعد از کلنگ زنی می خواهد داستان دیگری را در تاریخ پرفراز و نشیب سونگون رقم بزند. خواست اکید مردم ورزقان عدم خروج کنساتره از منطقه و ایجاد پروژه های تغلیظ و صنایع جانبی در آن است و انتقال کنسانتره به کرمان را به امید تحقق این خواست ها و البته وعده های مسئولان تاب می آورند. نمونه این که مدیرعامل شرکت صنایع مس ایران 13 خرداد امسال در مراسم کلنگ زنی پروژه های جدید سونگون گفت « بعد از راه اندازی پالایشگاه حتی یک گرم کنساتره به جای دیگر نخواهد رفت و حتی کنساتره مس ارمنستان را هم در کارخانه های ذوب سونگون به مس تبدیل خواهیم کرد.» اسفند 84 محمد معمارزاده استاندار سابق آذربایجان شرقی در پی بروز ناآرامی ناشی از « انتشار شایعاتی مبنی بر ایجاد کارخانه تولید مس سونگون در محلی غیر از ورزقان » ضمن بازدید از سونگون « ایجاد کارخانه مس کاتدی برای فرآوری کنسانتره تولیدی معدن سونگون در خارج از محدوده ی ورزقان را منتفی دانست » و تصریح کرد « با در نظر گرفتن مسائل اقتصادی و نیز اجتماعی معدن مس سونگون انتقال ماده اولیه به محل دیگری غیر از ورزقان برای فرآوری مقرون به صرفه نیست.» حتی شش ماه بعد از سفر اول استانی دولت و تصویب اجرای این پروژه ها در سونگون و به دنبال تأخیر در کلنگ زنی نماینده سابق ورزقان ضمن گفتگویی با « گویا » خواستار آغاز عملیات اجرایی پروژه سونگون تا آخر سال 85 شد و تصریح کرد « ما در صورتی با خروج موقت کنسانتره از منطقه موافق هستیم که کارخانه های تغلیظ در منطقه ساخته شود و چنانچه کارخانه مس را در ورزقان کلنگ زنی نکنند و قبل از سال جدید شروع نکنند، آن وقت ما با انتقال کنسانتره مخالفت می کنیم.»
با این همه اما ملاحظات زیست محیطی در کنار معضل بیکاری و عقب افتادگی ورزقان از کاروان توسعه دو مقوله ای است که باید مورد توجه واقع شوند. اگر تخریب جنگل های ارسباران به بهانه ی ایجاد شغل پسندیده نیست، بهانه قرار دادن ملاحظات زیست محیطی برای مانع تراشی پیش روی سونگون نیز شایسته نمی باشد. تأخیر در اجرای پروژه های سونگون به حدی بوده است که هیچ دلیلی برای ادامه ی تأخیر و نیز عدم اجرای پروژه های کلنگ خورده و حتی ممانعت از ایجاد شهرک صنعتی مس و صنایع جانبی مس در منطقه پذیرفتنی نخواهد بود. لذا بهترین راهکار این است که پروژه های مس منطقه به فن آوری های روز زیست محیطی مجهز شوند و تمام قوانین و ملاحظات زیست محیطی در این زمینه به دقت عمل شوند. از آن جا که فعالیت های معدنی در کل منطقه ی قره داغ و در پوشش زون معدنی ارسباران صورت می گیرد و نیز جنگل های ارسباران که در شهرستان های این منطقه پوشش دارد، ضروری است کمیته ی ویژه ای برای مطالعات و بررسی های کارشناسی در برنامه های استخراج معادن و استقرار صنایع مربوط با ملاحظات زیست محیطی تشکیل و وارد عمل شود و در عین حال دغدغه های اجتماعی موجود در منطقه نیز مورد توجه باشد. در این راستا اعتمادسازی در منطقه یک ضرورت است به گونه ای که مردم نگرانی های زیست محیطی را به دور از هرگونه جهت گیری های خاص باور کنند. در عین حال مردم منطقه از بهره برداری معادن قره داغ به امید رفع عقب افتادگی و تسریع در روند رشد و توسعه و ریشه کنی معضل بیکاری و جلوگیری از موج مهاجرت استقبال می کنند و چنانچه چنین نباشد، دلیلی ندارد به این روند رضایت دهند و در کنار آن محیط زیست منحصر به فرد خویش را در معرض تهدید قرار دهند. نتیجه این که نمی توان مردم منطقه را میان دو گزینه ی « جنگل های ارسباران » و « بهره برداری از معادن قره داغ » قرار داد و مجبور ساخت که یکی را برگزینند. البته به نظر می رسد منظور از حفظ جنگل های ارسباران، ممانعت از استخراج مس نیست، بلکه قصد جلوگیری از استقرار صنایع مربوط در منطقه است.
ارسباران منطقه ای تاریخی است با وسعت بیش از 12 هزار کیلومتر مربع در شمال غرب کشور ایران که علی رغم نرخ بالای مهاجرت قریب نیم میلیون نفر در آن زندگی می کنند و با دو کشور همسایه است. ناحیه ای خاص با هویت تاریخی و تجانس فرهنگی و تعریف جغرافیایی و ساخت اجتماعی ویژه که از سال 1314 شمسی به این نام نیز نامیده شد و پیش تر قراجه داغ نام داشت. نامی که امروز نیز به شکل « قره داغ » برایش محفوظ است. همان « 18 محال » معروف که در تقسیمات کشوری ابتدا شامل شهرستان اهر می شد و امروز شامل شهرستان های اهر، ورزقان، کلیبر، خداآفرين و هریس و بخش هایی از شهرستان های جلفا، مشکین شهر، پارس آباد و گرمی می شود. این همه در هفته نامه ی « شهاب اهر » که نیم قرن پیش در اهر چاپ می شد، نمود داشت. ارسباران عمدتاً دارای توان های محیطی کشاورزی، دامداری، باغداری، معدن و گردشگری است. منطقه ای که خلاصه ی ایران زمین است و روزگاری هند کوچکش می گفتند. و شعار آذربایجان شرقی اگر این است که « آذربایجان سر ایران است.» به یقین می توان گفت « ارسباران، سر آذربایجان است.» از انجیر و انار و عسل و پنبه و سیب دارد تا مس و طلا. سومین منطقه ی جنگلی کشور را در خود دارد و تنوع گونه های گیاهی و جانوری آن بیش از قاره اروپاست. یکی از سه ایل پرجمعیت عشایر کشور در آن ییلاق و قشلاق می کنند و یکی از مناطق 20 گانه ی معدنی آن به حساب می آید. در تاریخ نقشی شایسته ایفا کرده و به ویژه در عصر قاجار اثرات ملی بر تاریخ داشته است. جای جایش پر از محوطه ها و گورستان های تاریخی و قلعه های بسیار است و کشف نشانه های 7هزار ساله ی تمدن شهرنشینی در آن، قدمت تمدن را تکانی داد. انسان های بزرگی از خاکش برخاسته اند و بر صدر نشسته اند. از شیخ شهاب الدین اهری گرفته تا ستارخان قره داغی. از علامه محمد تقی جعفری گرفته تا پرفسور محمود آخوندی و امروز در جای جای ایران و جهان حضوری شایسته و مؤثر دارند. در سویی، این منطقه همچنان مقام اول را در نرخ بی سوادی دارد، نرخ مهاجرتش نیز در صدر است و در نرخ بیکاری نیز ممتاز. تورق تاریخ نشان می دهد قراجه داغ از اوج پایین آمده و امروز فرزندانش را تکاپویی دیگر فراگرفته تا بر اوجش برسانند.