در انتخابات مجلس؛ کاندیداها باید معرف گفتمان ها باشند
از اسم ها عبور کنیم و به رسم ها بها بدهیم
انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی را پیش رو داریم. طرح اسامی کاندیداهای احتمالی از آن روی اهمیت دارد که فرصت کافی برای شناخت آنها به دست می آید. اما چه شناختی؟ شناخت اینکه هر کدام از آنها چه شخصیتی دارند؟ در کارنامه شغلی شان کدام مناصب و پست های مدیریتی فهرست شده اند؟ چه تحصیلاتی دارند؟ در تکلم زبان رسمی و تسلط بر ادبیات گفتاری آن چه اندازه موفق هستند؟ و...؟
تصور کنیم تا روز انتخابات کاندیداهای فعال را در قالب پرسش های فوق نمره و امتیاز دادیم و دست به انتخاب زدیم. آیا به معنای واقعی کلمه « نماینده» ای از جانب خود انتخاب کرده ایم؟ در این انتخاب «هدف» ما در پاسخ به کدام پرسش یا پرسش ها نمود می یابد؟ بحث و مانور بر سر اسامی کاندیداها و چهره گرایی در انتخابات؛ آنها را بر مدار و محور انتخابات می نشاند و ما را از دقیق شدن در « هدف» انتخاب باز می دارد(البته قابل کتمان نیست که در سطح کلان چهره هایی به نماد و بیرق یک جریان تبدیل شده و به عنوان مدار و شاخص و قطب نمای آن جریان شناخته می شوند و کارکرد خود را حفظ کرده اند که این؛ بحث خود را دارد).
ارسباران منطقه ای تاریخی است با وسعت بیش از 12 هزار کیلومتر مربع در شمال غرب کشور ایران که علی رغم نرخ بالای مهاجرت قریب نیم میلیون نفر در آن زندگی می کنند و با دو کشور همسایه است. ناحیه ای خاص با هویت تاریخی و تجانس فرهنگی و تعریف جغرافیایی و ساخت اجتماعی ویژه که از سال 1314 شمسی به این نام نیز نامیده شد و پیش تر قراجه داغ نام داشت. نامی که امروز نیز به شکل « قره داغ » برایش محفوظ است. همان « 18 محال » معروف که در تقسیمات کشوری ابتدا شامل شهرستان اهر می شد و امروز شامل شهرستان های اهر، ورزقان، کلیبر، خداآفرين و هریس و بخش هایی از شهرستان های جلفا، مشکین شهر، پارس آباد و گرمی می شود. این همه در هفته نامه ی « شهاب اهر » که نیم قرن پیش در اهر چاپ می شد، نمود داشت. ارسباران عمدتاً دارای توان های محیطی کشاورزی، دامداری، باغداری، معدن و گردشگری است. منطقه ای که خلاصه ی ایران زمین است و روزگاری هند کوچکش می گفتند. و شعار آذربایجان شرقی اگر این است که « آذربایجان سر ایران است.» به یقین می توان گفت « ارسباران، سر آذربایجان است.» از انجیر و انار و عسل و پنبه و سیب دارد تا مس و طلا. سومین منطقه ی جنگلی کشور را در خود دارد و تنوع گونه های گیاهی و جانوری آن بیش از قاره اروپاست. یکی از سه ایل پرجمعیت عشایر کشور در آن ییلاق و قشلاق می کنند و یکی از مناطق 20 گانه ی معدنی آن به حساب می آید. در تاریخ نقشی شایسته ایفا کرده و به ویژه در عصر قاجار اثرات ملی بر تاریخ داشته است. جای جایش پر از محوطه ها و گورستان های تاریخی و قلعه های بسیار است و کشف نشانه های 7هزار ساله ی تمدن شهرنشینی در آن، قدمت تمدن را تکانی داد. انسان های بزرگی از خاکش برخاسته اند و بر صدر نشسته اند. از شیخ شهاب الدین اهری گرفته تا ستارخان قره داغی. از علامه محمد تقی جعفری گرفته تا پرفسور محمود آخوندی و امروز در جای جای ایران و جهان حضوری شایسته و مؤثر دارند. در سویی، این منطقه همچنان مقام اول را در نرخ بی سوادی دارد، نرخ مهاجرتش نیز در صدر است و در نرخ بیکاری نیز ممتاز. تورق تاریخ نشان می دهد قراجه داغ از اوج پایین آمده و امروز فرزندانش را تکاپویی دیگر فراگرفته تا بر اوجش برسانند.