آغاز نمایش کافه مبارک با حضور استاد حسین فخرایی

روز پنج شنبه 28 دی ماه زنگ آغاز نمایش «کافه مبارک» در پلاتوی استاد محب اهری با حضور جمعی از هنرمندان و مسئولان توسط استاد حسین فخرایی زده شد. دعوت از ایشان و انتخاب او برای این کار از سوی سرپرست گروه نمایش تدبیری ارزشمند و درخور تحسین است.

حسین فخرایی هنرمند پیش کسوت تئاتر در اهر متولد دی ماه سال ۱۳۲۰ شمسی، از پانزده سالگی وارد عرصه هنر شد و در سال ۱۳۳۸ برای اولین بار در شهر به روی صحنه تئاتر رفت. در سال ۱۳۳۹ کارت خبرنگاری « اطلاعات جوان» را دریافت کرد و به ارسال اخبار هنری اهر مبادرت ورزید.

وی موسس « کلوپ هنری شهاب» در اهر بود و از آثاری که به کارگردانی او روی صحنه رفت می توان؛ عدل الهی، حاجی جبار، صونا خانیم، حسن البکر، قهوه خانه مشدقنبر، فانوس نامه، در چنگال شیطان، فریادی بر طاق آسمان، چشم در برابر چشم و گداعلی را نام برد.

فخرایی در مهرماه سال ۱۳۷۳ و پس از ۳۳ سال خدمت در آموزش پرورش به مقام بازنشستگی نایل آمد.

گفتنی است؛ تابستان سال 92 در آیین اختتامیه هفتمین جشنواره سراسری تئاتر کوتاه اهر از استاد فخرایی تجلیل شد.

سفر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بعد از تبریز به اهر؛ توجه و تاکید به مکتب قره داغ است

همان طور که مسئولان استان و مدیران تبریز عنوان کرده اند؛" رویکرد اصلی تبریز 2018 فرهنگی است".
امروز در آیین افتتاح این رویداد عظیم، از سوی استاندار آذربایجان شرقی و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بر مکتب تبریز توجه و تاکید شد.
حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در آغاز این رویداد خود گویای این مهم است.
در کنار تبریز توجه و سفر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به اهر که فردا انجام می گیرد، حامل و حاوی اهمیت و پیام مهمی است.
انتخاب ارسباران و اهر در واقع توجه به هویت فرهنگی و مدنی خاص این دیار است.
آنچه در سفر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به اهر و قره داغ باید برجسته شود "مکتب قره داغ" است. چه این که نواحی فرهنگی و مدنی تابع مرزهای قراردادی در تقسیمات کشوری نیستند و قره داغ یک منطقه ویژه است که نباید در سایه استان آذربایجان شرقی و تبریز بماند.
انتخاب اهر برای سفر از سوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و حضور در مجمع فعالان فرهنگ و هنر ارسباران از این منظر حائز اهمیت بالایی است.

مکتب قره داغ جدا از مکتب تبریز است

یک آیین و مراسم خاص مثلاً آغاز برداشت محصول در یک روستا از آن روی به عنوان میراث معنوی به ثبت ملی می رسند که دارای ریشه تاریخی، اصالت و ارزش های فرهنگی هستند. حال محیطی با تعریف جغرافیایی و مرزهای فرهنگی مشخص دارای مواریث متعدد و متنوع فرهنگی و معنوی می تواند به خاطر وحدت نسبی عناصر و تجانس پدیده ها منطقه ای ویژه و ناحیه ای خاص باشد و کلیت آن تبدیل به میراث ارزشمند گردد. حتی یک شهر با فرهنگ سازی در گذر زمان صاحب سبک و الگوی خاص و منحصر به فرد در عناصر مختلف فرهنگ می شود. یعنی صاحب پارادایم و گفتمان ویژه فرهنگی می گردد. این همه با عنوان « مکتب» مطرح می شود. برای مثال وقتی از مکتب معماری اصفهان صحبت می کنیم، اهل فن و نظر تعریف و توضیح روشنی از آن دارند و عامه نیز این معنا را متوجه هستند. وقتی شهر و منطقه ای را با ویژگی های برجسته فرهنگی مشخص و متمایز می شناسیم، در واقع آن شهر دارای مکتب خاص می باشد.

در ناحیه آذربایجان برای نمونه و به طور مشخص می توانیم از « مکتب اردبیل» و « مکتب تبریز» سخن بگوییم. در میان این دو؛ « مکتب قره داغ» را داریم. با اندکی دقت تفاوت ها و تمایزها و برجستگی های عناصر شاخص فرهنگی در این مکاتب به چشم می آیند. قره داغ که با نام سیاسی « ارسباران» نیز شناخته می شود، دارای عناصر و رشته های فرهنگی و هنری با ویژگی ها و تجانس منحصر به فرد است و مکتب مستقلی به حساب می آید.

متأسفانه تعریف و تمرکز فعالیت ها و توجهات فرهنگی در قالب تقسیمات سیاسی استانی و سیاست نانوشته تمرکزگرایی در ابعاد مختلف باعث غفلت خسارت بار و نابودی تدریجی محیط ها و مکتب های فرهنگی می شود.

در شماره 272 همین نشریه و در نوشتاری با عنوان « غفلت از مکتب فرهنگی ارسباران(قره داغ) در سند تدبیر توسعه آذربایجان شرقی» به این موضوع مشخصاً اشاره شد. در هسته فرهنگی و اجتماعی آن سند و در محور « توسعه و ترویج فرهنگ، هنر و آداب و رسوم بومی»؛ « احیا و توسعه مکاتب مختلف هنری تبریز» با تعریف اعتبار قابل توجه، از فعالیت های عمده مطرح شده است.

دستگاه های مختلف فرهنگی ( ادارات کل و ادارات شهرستانی) در طول سال برنامه ها و آیین ها و جشنواره ها و همایش های متعددی در شهر تبریز برگزار می کنند اما برگزاری یکی از آنها در شهرستان هایی مثل اهر با کش و قوس و اما و اگر و مشکلات و محدودیت بسیار همراه است.

بحث تبریز 2018 با تمام مزایا و اعتباری که برای همه شهروندان استان آذربایجان شرقی ( و البته برای کشور) دارد، می تواند تمرکز فعالیت های فرهنگی و میراث فرهنگی در تبریز را در دراز مدت تشدید کند.

در پیوند با همین موضوع مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی آذربایجان شرقی از برگزاری سمینار « مکتب تبریز» خبر داد. مرتضی آبدار که با جمعی از خبرنگاران سخن می گفت، اظهار کرد: « ما کمیته فستیوال ها و جشنواره ها را فعال کرده ایم. یکی از مهم ترین کارهای ما فعال کردن کمیته «مکتب تبریز» است. در این بخش مبحث های تاریخی و علمی این مکتب در بخش های معماری، عکس، نقاشی، خطاطی، نگارگری، موسیقی، تیاتر و ... مورد کنکاش و بررسی قرار خواهد گرفت. برای مکتب تبریز یک سمینار ملی در نظر گرفته ایم که به زودی اجرایی خواهد شد و در کل تلاش می کنیم تبریز را به شهر سیمنارها، نشست های علمی، جشنواره ها و فستیوال ها تبدیل کنیم».

این توجه گسترده یکی از ادارات کل استان ( که متعلق به همه مناطق و شهرستان های استان است) به مرکز استان و نگاهی به حجم فعالیت ها در حوزه فرهنگ و هنر این شهر و اعتبارات پروژه های عمرانی در این حوزه و همچنین سوت و کور حاکم در نقاط دیگر ( که بحث این نوشتار معطوف به قره داغ است) غیبت توازن و تعادل در رویکردها و برنامه های فرهنگی را متوجه می شویم.

گويا، شماره 274، 6 مرداد 1395

 

هسته کلیدی توسعه گرشگری و صنایع دستی اهر روی کاغذ مانده است

سند تدببر توسعه در دولت اول روحانی تنظیم شد و امسال مورد بازبینی قرار گرفت. هر کدام از شهرستان های استان نسخه جداگانه ای در این سند داشتند که از چند "هسته کلیدی" تشکیل شده است.

سند تدبیرتوسعه شهرستان اهر پنج هسته کلیدی دارد که یکی از آن ها به گردشگری و صنایع دستی اختصاص دارد.

- توسعه معدن و صنایع معدنی

- توسعه دامداری صنعتی و صنایع تبدیلی کشاورزی

- توسعه زیرساختهای حمل و نقل

- توسعه گردشگری و صنایع دستی

- اصلاح الگوی کشت

پروژه های؛ مناطق نمونه گردشگری(4 هکتار)، راه اندازی بازارچه دائمی عرضه صنایع دستی(1هکتار)،  هتل پنج ستاره چند منظوره(3800 متر مربع) برای هسته کلیدی "توسعه گردشگری و صنایع دستی" تعریف شده است که همگی باید در سال 94 شروع و در سال 96 به اتمام می رسید.

جالب این که بر اساس بخش حمل و نقل این سند؛ فاز دوم بزرگراه اهر - تبریز(50 کیلومتر) باید در سال 93 شروع و در سال 94 تمام می شد.

و اما هیچ کدام از پروژه های هسته کلیدی؛"توسعه گردشگری و صنایع دستی" عملی نشده است(!!).

دیروز کارگروه گردشگری اهر ظاهرا با محوریت "تبریز 2018" جلسه داشت و آن چه از محتوای آن منعکس شده؛ محدود در اظهارات تکراری و کلیشه ای است(جز اعلام تشکیل ستاد شهرستانی تبریز 2018 در اهر از سوی فرماندار). آیا در جلسات این کارگروه میزان تحقق هسته کلیدی گردشگری و صنایع دستی اهر مطرح شده است؟

چند ماه پیش برای سند تدبیر توسعه استان همایشی برگزار و "بازنگری" آن مورد تاکید قرار گرفت.

بهتر است فرماندار اهر برنامه ای برای بازنگری سند تدبیرتوسعه و البته ارزیابی آن داشته باشد. به راستی چرا هیچ کدام از پروژه های تعریف شده برای هسته کلیدی"توسعه گردشگری و صنایع دستی" عملی نشده است؟

اگر کارگروه گردشگری اهر توانی برای تحرک گردشگری در اهر داشت، امروز حداقل باید برنامه های سند تدبیرتوسعه در این بخش را شاهد بودیم.

فرماندار اهر باید به فکر چاره باشد وگرنه با این کارگروه و جلسات، گردشگری اهر همچنان درجا خواهد زد.

همدیاران اهری و هریسی؛ کرسی مستقل در مجلس حق ماست

شهرستان جلفا 1670 كيلومتر مربع مساحت دارد كه حدود نيمي از آن ديزمار غربي در شمال غرب منطقه قره داغ ( شمال ورزقان) است كه در سال 1374 ضميمه بخش جلفا( تابع شهرستان مرند) كردند تا بتواند به شهرستان ارتقا يابد.

حالا هم عجيب نيست كه نماينده مرند و جلفا پيشنهاد تأسف بار الحاق خاروانا و ديزمار شرقي به جلفا براي اختصاص يك كرسي نمايندگي در مجلس به آن را مطرح مي كند.

اخيراً‌ نماينده مرند و جلفا در مجلس در توجه به لايحه افزايش تعداد نمايندگان مجلس كه به نظر مي رسد دو كرسي سهم استان آذربايجان شرقي باشد، پيشنهاد كرده است؛ «هريس و عجب شير به تبريز ملحق شوند و يك كرسي جديد به تبريز اضافه شود». براي كرسي ديگر نيز وي نظر جالب تري دارد. حسن نژاد گفته است؛ «بخش خاروانا از ورزقان و ديزمار شرقي از خداآفرين منفك و ضميمه جلفا شود و يك نماينده به جلفا اختصاص يابد و در عوض بخش مركزي ورزقان به اهر ضميمه شود».

اگر يك سوي ماجرا زرنگي(!) ديگران باشد، سوي ديگر آن؛ غفلت و سستي در منطقه قره داغ است. چگونه است كه ديگران براي گرفتن كرسي مستقل در مجلس از شهرستان هاي ديگر مايه مي گذارند اما در اين سوي جديت و همتي وجود ندارد(!).

در سال 88 فرصت قانوني (براساس قانون اساسي) پيش آمده بود كه تعداد نمايندگان افزايش يابد اما طول كشيد و تا به امروز رسيد. چنانكه فرصت قانوني ديگري(1398) نيز از راه رسيده است. در آخرين بحث ها و پيگيري ها از سوي نمايندگان اهر و هريس در مجلس؛‌ طرح استقلال هريس در مجلس و يا در نهايت الحاق آن به تبريز و الحاق هوراند به اهر مطرح بوده است. در اين كه كرسي هاي جديد نمايندگي آذربايجان شرقي چگونه توزيع مي شود و به كدام شهرها اختصاص مي يابد، عمدتاً نمايندگان نقش ايفا مي كنند.

اكنون يك فرصت تاريخي است كه مشكل حوزه انتخابيه اهر و هريس رفع شود. به راستي كدام شهرستان در استان وجود دارد كه كرسي مستقل ندارد اما به اندازه اهر و هريس داراي وسعت، جمعيت، سابقه تشكيل، تعداد روستا و ميزان محروميت است. اكنون اهر و هريس هيچ كدام كرسي مستقل در مجلس ندارند و چون صحبت از استقلال در نمايندگي مجلس مي شود عمدتاً نگاه ها به سمت هريس معطوف مي گردد در حالي كه اهر نيز به همان اندازه ذينفع است. چه با نام اهر به طرح موضوع بپردازيم و چه با نام هريس، در برجسته شدن اهميت موضوع چندان تفاوتي وجود ندارد و به عبارتي مي شود گفت؛ چرا اهر با اين همه سابقه و تاريخ و جمعيت و تعداد روستا و... كرسي مستقل در مجلس ندارد؟‌ و هريس هم همين طور!!!

اكنون وقت آن است كه شهروندان اين دو شهرستان استقلال كرسي نمايندگي شان در مجلس را با جديت تمام پيگيري كنند. وظيفه نماينده اهر و هريس در مجلس نيز همين است كه از حق اين دو شهرستان در داشتن نماينده مستقل در مجلس دفاع كند.

حق آن است كه حوزه انتخابيه « هريس و خواجه» تعريف و يك كرسي مستقل به آن اختصاص يابد. شهروندان هريسي بايد از مجاري و كانال هاي مختلف اين موضوع را پيگيري كنند. راه اندازي كمپين در فضاي مجازي و تهيه و ارسال طومار به مراجع قانوني ذيربط، طرح مداوم و پيگيري رسانه ها از جمله راهكارهاي موثر در پيگيري اين مهم است. شهروندان اهري نيز همين طور. به راستي آيا برازنده اهر است كه صاحب نيم كرسي در مجلس باشد؟!