روزی باشد برای همه ادبیات ایران
به پیشنهاد بنیاد سعدی و با تصویب شورایعالی انقلاب فرهنگی، عنوان «پاسداشت زبان فارسی» به روز بزرگداشت حکیم فردوسی در تقویم رسمی کشور (۲۵ اردیبهشت) افزوده شد. این خبر نهم شهریور منتشر شد.
امروز علی اصغر شعردوست در گفتگو با ایسنا؛ "
با ابراز تاسف از مصوبهی اخیر شورا در خصوص تغییر روز شعر و ادبیات فارسی، گفت: در آستانهی یکصد و دهمین سالروز تولد استاد شهریار، باید شاهد آن باشیم که 25اردیبهشت ماه "روز بزرگداشت فردوسی" به عنوان روز شعر و ادبیات فارسی انتخاب شده است!!".
در خبر اول سخن از همراهی " پاسداشت زبان فارسی" و " روز بزرگداشت فردوسی" است. آنچه با روز بزرگداشت استاد شهریار همراه است؛ " روز شعر و ادب فارسی" است.
البته در ایام نامگذاری این مناسبت در تقویم رسمی مخالفت هایی نیز وجود داشت و مخالفان، نام؛ فردوسی و حافظ و... را مطرح می کردند.
با وجود همه حرف و حدیث و مخالفت ها و موافقت ها به یک نکته توجه نشده است. نکته ای که در ادامه آمده است. در یادداشتی که شهریور سال 92 نوشته بودم:
" بيست و هفت شهريور ماه سالروز درگذشت شهريار ايران است. در سال ۱۳۸۱ اين روز در تقويم رسمي كشور؛ « روز شعر و ادب فارسي » و « روز بزرگداشت استاد شهريار» نام گذاري شده است. عده اي را اين نام گذاري از همان ابتدا خوش نيامد و به همين دليل همراهي ملي و سراسري با اين مناسبت صورت نمي گيرد. جالب اين كه در چنين مناسبتي كمتر شاهد سمينارها و همايش ها و برنامه هاي متنوع در موضوع « شعر و ادب » هستيم و تنها شاهد برنامه هايي در گراميداشت مقام استاد شهريار هستيم كه آن ها نيز انتظار ادب دوستان و دوستداران شهريار را چنان كه بايد، برآورده نمي سازند. ضمن اين كه اختصاص « روز»ي در تقويم رسمي با عنوان « روز گراميداشت مقام استاد شهريار» ضرورتي بزرگ بود كه عملي شده است. چنان كه روزي براي ديگر شاعران بزرگ همانند؛ سعدي، خيام، فردوسي، حافظ و...نيز در تقويم رسمي كشور ثبت شده است.
بحث و جدل هايي كه در جريان نام گذاري اين مناسبت با تكيه بر نام شهريار و حتي انتخاب سالروز درگذشت استاد براي اين منظور، صورت گرفت، مانع از توجه به يك نكته اساسي تر شد و آن اين كه اساساً نام گذاري روزي به نام « شعر و ادب فارسي» به صورت ملي خالي از نقص نيست. مگر شعر و ادب ايران زمين محدود در زبان فارسي است؟ مگر ما در اين كشور ادب غيرفارسي نداريم؟
در عظمت و بزرگي ادب فارسي ترديدي نيست و همين ادب از استوانه هاي بزرگ كشورمان است، اما مگر ديگر زبان هاي رايج در كشور « ادب» ندارند؟ مگر هزاران شاعر كه به زبان هاي غيرفارسي در ايران شعر مي سرايند، داخل چنين مناسبتي نيستند؟ بهتر آن است كه؛ « روز شعر و ادب فارسي» در تقويم رسمي كشور به؛ « روز شعر و ادب ايران » و يا « روز شعر و ادب» تغيير نام دهد. حتي اين روز بايد به عنوان « روز شاعر» نيز قلمداد شود".
امروز باعث خوشحالی است که به بهانه چنین مناسبتی شاهد برگزاری برنامه های ادبی هستیم.

ارسباران منطقه ای تاریخی است با وسعت بیش از 12 هزار کیلومتر مربع در شمال غرب کشور ایران که علی رغم نرخ بالای مهاجرت قریب نیم میلیون نفر در آن زندگی می کنند و با دو کشور همسایه است. ناحیه ای خاص با هویت تاریخی و تجانس فرهنگی و تعریف جغرافیایی و ساخت اجتماعی ویژه که از سال 1314 شمسی به این نام نیز نامیده شد و پیش تر قراجه داغ نام داشت. نامی که امروز نیز به شکل « قره داغ » برایش محفوظ است. همان « 18 محال » معروف که در تقسیمات کشوری ابتدا شامل شهرستان اهر می شد و امروز شامل شهرستان های اهر، ورزقان، کلیبر، خداآفرين و هریس و بخش هایی از شهرستان های جلفا، مشکین شهر، پارس آباد و گرمی می شود. این همه در هفته نامه ی « شهاب اهر » که نیم قرن پیش در اهر چاپ می شد، نمود داشت. ارسباران عمدتاً دارای توان های محیطی کشاورزی، دامداری، باغداری، معدن و گردشگری است. منطقه ای که خلاصه ی ایران زمین است و روزگاری هند کوچکش می گفتند. و شعار آذربایجان شرقی اگر این است که « آذربایجان سر ایران است.» به یقین می توان گفت « ارسباران، سر آذربایجان است.» از انجیر و انار و عسل و پنبه و سیب دارد تا مس و طلا. سومین منطقه ی جنگلی کشور را در خود دارد و تنوع گونه های گیاهی و جانوری آن بیش از قاره اروپاست. یکی از سه ایل پرجمعیت عشایر کشور در آن ییلاق و قشلاق می کنند و یکی از مناطق 20 گانه ی معدنی آن به حساب می آید. در تاریخ نقشی شایسته ایفا کرده و به ویژه در عصر قاجار اثرات ملی بر تاریخ داشته است. جای جایش پر از محوطه ها و گورستان های تاریخی و قلعه های بسیار است و کشف نشانه های 7هزار ساله ی تمدن شهرنشینی در آن، قدمت تمدن را تکانی داد. انسان های بزرگی از خاکش برخاسته اند و بر صدر نشسته اند. از شیخ شهاب الدین اهری گرفته تا ستارخان قره داغی. از علامه محمد تقی جعفری گرفته تا پرفسور محمود آخوندی و امروز در جای جای ایران و جهان حضوری شایسته و مؤثر دارند. در سویی، این منطقه همچنان مقام اول را در نرخ بی سوادی دارد، نرخ مهاجرتش نیز در صدر است و در نرخ بیکاری نیز ممتاز. تورق تاریخ نشان می دهد قراجه داغ از اوج پایین آمده و امروز فرزندانش را تکاپویی دیگر فراگرفته تا بر اوجش برسانند.