جمهوری آذربایجان به نام خود می زند؛ از نگارگری تا شاهنامه

در اکسپو 1015 میلان اتفاق درس آموز رخ داده است. پاویون کشور جمهوری آذربایجان در اکسپوی 2015 میلان کتاب نفیسی را شامل مینیاتورهای ایرانی با عنوان «مینیاتور آذربایجان» به بازدیدکنندگان عرضه کرد.

خبرگزاری ایسنا گزارش جالبی از آن دارد که به دوستان پیشنهاد می کنم آن را بخوانند. در پاویون کشور جمهوری آذربایجان هنر نگارگری ایران به نام این کشور معرفی شده است. خط نستعلیق را نیز کشور امارات به نام خود آورده است.

ایسنا در گزارشی با عنوان « خیز جدید آذربایجان برای تصاحب شاهنامه» نوشت: جمهوری آذربایجان پس از اقدام به ثبت «تار» و «چوگان» به‌نام این کشور در فهرست جهانی یونسکو، این‌بار برای ثبت هویت «نگارگری ایرانی» و چه‌بسا شاهنامه و دیوان حافظ زمینه‌سازی می‌کند....

دور است از ما که با یک فتیله بلغزیم

« فتیله» پایین آمده است و اکنون با فروکش کردن واکنش ها بهتر می توان زوایای موضوع را دقیق شد. نکاتی که در ادامه دارم به این بهانه است و الزاما نه در ارتباط با این موضوع. گفتار و نظری است که عاری از ایراد نیز نیست.

توهین بد است و در دین اسلام به شدت محکوم است. ادبیات و گفتار توهین آمیز بد است چه در یک نمایش تلویزیونی علیه بخشی از مردم ایران بروز یابد و چه در کلام یک نماینده مجلس علیه صدا و سیما. ما اکنون باید در مرتبه ای می بودیم که واکنش و اعتراض به توهین فتیله همان قدر که در نواحی ترک نشین و نمایندگان و مسئولان دولتی آنها بروز یافت در دیگر نقاط ایران و توسط نمایندگان دیگر اقوام ایران نیز بروز می یافت. یعنی همه، « توهین» را محکوم می کردند. یا در مرتبه ای بودیم که چنین توهینی رقم نمی خورد و اگر به خطا هم رقم خورد چنین واکنش هایی ضرورت نمی داشت.

ادامه نوشته

اندر احوالات این روزهای شورا و شهرداری اهر

 

تزلزل در نقش نظارتی شورا، دخالت از بیرون و توان مدیریتی شهردار

تغییر ترکیب و جابه جایی اعضا در گروه های اقلیت و اکثریت و تبدیل اکثریت به اقلیت و بالعکس در شورای اسلامی دوره چهارم اهر از ابتدای تشکیل به وفور رخ داده است. در ایجاد و حفظ و حتی تغییر ترکیب ها و آمد و شد برخی اعضا از این گروه به آن گروه؛ عمارت شهرداری و حتی برخی افراد خارج از شورا و شهرداری موثر بوده اند.

در جلسه اخیر شورا چهار عضو شورا از شهردار دفاع مطلق داشتند و صحبتی از بدهی بالای شهرداری نمی کردند و حتی تأخیر در پرداخت چندماهه حقوق کارکنان رسمی و غیررسمی را مسئله ای عادی قلمداد می کردند. در مقابل؛ چهار عضو دیگر به شدت از بدهی بالای شهرداری انتقاد می کردند و حتی از ارسال سوالات خود به شهردار و عدم پاسخگویی او خبر می دادند. در این میان؛ یک عضو رفتار بینابین داشت.

 صحبت از بحران در شهرداری بود و صحبت از ناتوانی شهردار و اینکه چاره کار را فروش زمین های شهرداری یافته است. زمین هایی که برای روز مبادا و نسل های آینده هم می باشد. شهردار در آن جلسه حضور نیافت و چه بسا با حضورش، استیضاح؛ عملی و به برکناری اش منجر می شد. یعنی موضوع تا این حد بالا گرفته بود.

در چنین شرایطی اما با فاصله گرفتن نسبی یک عضو از چهار نفر منتقد شهردار و متمایل شدن به نظر و رویکرد چهار نفر دیگر، موضوع ( حداقل در مسئله فروش زمین ها) از این رو به آن رو می شود.

این « یک رأی» و « یک عضو» قبلا در موضوع استیضاح و برکناری شهردار سابق نیز این گونه ایفای نقش کرد. که البته در این موضوع از بیرون شورا نیز نقش بازی کردند که گفته می شود این بار نیز فعال بوده است.

قطعا که اگر تحولات این ترکیبات و گروه ها و این چرخش ها بر پایه منافع و مصالح شهر و شهروندان باشد، خرده ای نیست و مردمسالاری از این ظرایف بسیار دارد.

در رویداد اخیر شورا و شهرداری از آنچه به این سادگی نمی شود عبور کرد؛ دیدار برخی از اعضای شورا با برخی کاندیداهای احتمالی انتخابات در تهران و ایفای نقش برخی افراد خارج از بدنه شهرداری و شوراست. همچنین همان طور که برخی از اعضای شورا گفته اند؛ صحبت از تبدیل 8 میلیارد بدهی شهرداری به 25 میلیارد تومان است. جدیدترین چرخش ( کوتاه) و تغییرات (اندک) در ترکیب شورا مربوط به تصویب فروش زمین های درخواستی شهردار بوده است. اما نکته اصلی که همچنان بی پاسخ مانده است، این که؛ علت این همه بدهی چیست؟ آیا علاوه بر ورود فله ای نیرو توسط دو شهردار اخیر و اعضای شورا، مسئله عمدتاً توان مدیریتی شهردار و دخالت های خارج از بدنه شهرداری ( برخی متمولین و کاندیداها) نیست؟

بی اعتنایی شهردار به پرسش جمعی از اعضای شورا و عدم حضور در جلسه شورا موضوعی نیست که درستی یا نادرستی آن با جابه جایی یک عضو و تغییر ترکیب اکثریت و اقلیت سنجیده شود. بلکه عملی نادرست و خلاف قانون است. نمی شود که به شورا ( نظر اکثریت) بی اعتنایی کرد و ( اگر نگوییم تلاش برای تغییر نظر یک عضو) منتظر ترکیب جدید در شورا بود. اگر دیروز به نظر و درخواست پنج عضو منتقد ( اگر نگوییم؛ مخالف) در شورا بی اعتنایی می شد، اکنون با وجود پنج نظر و عضو موافق چه پیش می آید؟ آیا شورا قدرت اعمال نظر و نظارت بر شهرداری را از دست نمی دهد؟ مسئله مهم؛ لزوم و ضرورت پاسخگویی شهردار به شوراست. حتی یک عضو آن و گرنه نظارت شورا بر شهرداری به حاشیه می رود و مشکلاتی به مراتب بیشتر و پیچیده تر از امروز پیش می آید. البته که یکی سوی ماجرا نیز اعضای شورا هستند و اگر با نیت اصلاح امور و شفافیت مسائل و بر اساس قانون به «شهرداری» ورود نکنند نه تنها مشکلات را دوچندان می کنند بلکه خود نیز به بخشی از مشکل تبدیل می شوند.

شهرداری اخیراً به انتشار جزئیات هزینه احداث «میدان شورا» اقدام کرد که دقیق شدن در چند و چون آنها البته با اهل فن است اما همین اقدام شهردار در واکنش به انتقادات شهروندان بود و در مقام اول، این؛ شورای شهر است که باید شهردار را وادار به ارائه جزئیات هزینه کرد اعتبارات و پروژه ها و پیمانکاران کند. پس نگرانی اصلی فراتر از فروش زمین هاست. نگرانی از؛ به حاشیه رفتن نقش نظارتی شوراست چه از ناحیه خود اعضای شورا و چه از ناحیه شهردار.

شهردار برنامه ای به شورا داده بود و بودجه سالانه ای که در تحقق آن ناتوان بوده است.  اکنون که گفته می شود وزارت کشور بخشی از بدهی خود به شهرداری اهر را پرداخت می کند و اکنون که فروش زمین های درخواستی شهردار، در شورا تصویب شده است، این ها پیوست های کمکی برای بودجه هستند و اگر در ادامه، مشکلات رفع نشدند آنچه آشکارا محرز خواهد شد؛ « ناتوانی شهردار» است.

اتفاق اخیر؛ خیز اول شورا برای استیضاح و برکناری شهردار بود که پس از شش ماه عمر شهرداری فلاح رخ داد( همانند زمان شهردار سابق) قطعا که موضوع خاتمه نیافته است و تا شش ماه بعدی شورا خیز دیگری خواهد داشت( همانند زمان شهردار سابق) و در این میان شهردار باید علاوه بر شورا که شهروندان را نیز نسبت به توانایی و عملکرد خود قانع کند.

باشد که شاهد تعامل اعضای شورا و شهردار بر اساس قانون و رفع مشکلات شهرداری و در نهایت استمرار برنامه ها و پروژه های عمرانی در شهر باشیم.

 

فتیله صدا و سیما و وحدت ملی ما

سال هاست که به صدا و سیما انتقادات جدی مطرح است آن هم نه فقط از سوی شهروندان که از سوی نمایندگان و مسئولان نظام نیز. صدا و سیما باید وحدت ملی و همدلی مردم ایران را سرلوحه کار خود قرار دهد و از حرکاتی که به همبستگی ملی ضربه می زند، پرهیز کند. توهین و تحقیر اقوام ایران و ایجاد گسست و گسل در جامعه ایران از نیات شوم استکبار بوده است.

حرکت « فتیله» نادرست و ناشایست بوده و از همان ابتدا برخی از نمایندگان و مسئولان دولتی واکنش نشان داده اند. روابط عمومی صدا و سیما ضمن انتشار اطلاعیه ای عذرخواهی کرده و از توقف این برنامه و برخورد با عوامل خاطی خبر داده است.

در آستانه سفر رئیس جمهور به آذربایجان شرقی و در حضور او دیدیم که موضوع داوری در بازی تراکتور چگونه به تیتر اول درخواست ها و توجهات در استان تبدیل شد. اکنون و در آستانه انتخابات مهم اسفندماه امسال نباید حرکت هایی صورت بگیرد که در این سوی ایران دلزدگی و سستی پیش آید و خدای ناکرده در انتخابات ما اثر بگذارد.

کوچک کردن تبریز بماند، بزرگ تر شدن آن را چاره کنید

در جلسه شورای اسلامی شهر تبریز و در بررسی طرح جامع این شهر نکات جالبی مطرح شده است.

داود امیر‌حقیان عضو شورای اسلامی شهر تبریز با تاکید بر اینکه؛ « از بالا به مشاوران دیکته شده است که تبریز باید کوچک شود»، گفت: « تبریز باید فراملی شود چرا که آذربایجان سر ایران است اما در این طرح برای کوچک شدن تبریز برنامه‌ریزی شده است».

به گزارش فارس؛ شهین‌باهر دیگر عضو این شورا با انتقاد از اعضایی که؛ « کاهش سطح شهر تبریز را در طرح جامع جدید نقطه ضعفی برای آن مطرح می‌کنند» گفت: « افزایش مساحت شهر، اعتباری برای شهر نیست و اعتبار شهر به شاخص‌ها و سرانه‌های شهری است».

اسماعیل چمنی نیز گفت: « با توجه به آماده‌بودن زیرساخت‌ها و نبود گسل در ضلع جنوبی شهر تبریز، این منطقه قطعا بستر مناسبی برای توسعه است». وی افزود:« ظرفیت وادی‌رحمت تبریز  تا چند سال دیگر رو به اتمام بوده و باید در طرح جدید، گورستان جدیدی برای شهر پیش‌بینی شود».

در اظهارات موافق و مخالف طرح جامع تبریز نیامده است که اصولاً اگر قصد بزرگ کردن تبریز را دارند، آبش را از کجا خواهند آورد؟ دیروز زرینه رود را آوردید و امروز دست به ارس برده اید، فردا چه خواهید کرد؟ در این شورا عده ای موافق بزرگ تر شدن تبریز و عده ای مخالف این امر ظاهر شده اند اما واقعیت این است که گسترش تبریز از کنترل خارج شده و برنامه مشخصی برای جلوگیری از آن به چشم نمی خورد. بزرگ تر شدن تبریز محصول سیاست ویرانگر تمرکزگرایی در استان بوده و نیمی از جمعیت استان را در 5. مساحت آن( شهر تبریز) جمع کرده است. به مهاجرت دامن زده و روستاهای بسیاری را خالی از سکنه کرده است. در خود تبریز مشکلات عدیده زیست محیطی به بار آورده است. همچنان در فکر ساخت شهرک مسکونی و صنعتی هستند و انگار به مصائب این کار در آینده توجه ندارند. این اظهارات در حالی مطرح است خود مسئولان مدام تکان های خوف انگیر غول زلزله در حریم گسل تبریز را هشدار می دهند.

حال کوچک کردن تبریز بماند، بزرگ تر شدن آن را چاره کنید.