اين چند روز و اين شب ها و روزهاي محرم كه شاهد دسته هاي عزاداري هستم، از جمله نكاتي كه فكرم را مشغول ساخته، افزايش و كثرت دسته هاي « شاه حسين گويان» بوده كه در گذشته « آق كؤينك» ( سفيد پيراهن ) و يا دسته هاي قمه زن نيز مي گفتند كه امروز هم مي گويند. در سال هاي اخير تعداد دسته هاي عزاداري بيشتر و بيشتر شده اما عزاداران هر دسته كم تر و كم تر شده است. صداي دسته هاي عزاداري به مدد فن آوري هاي مدرن بلندتر بلندتر شده اما صداي لرزان برخاسته كم تر بر دل ها مي نشيند. صداي مداحان ديروز كه امروز اغلب شان « پيرغلام » لقب دارند، اصالت خاصي داشت كه چنين صدايي امروز كم تر بلند است.

شب ها صداي طبل ها حتي ديوارهاي لرزيده از زلزله را نيز مي لرزانند و كودكان در خواب رفته را مي ترسانند. اما و اما در اين هياهوي طبل ها و فرياد بلندگوها، به راستي صداي حسين كجاست؟

امروز عصر تاسوعا در كنار خيابان منتهي به مسجد ابواسحق در اهر و داخل خودرو منتظر بودم. راديو روشن بود و مجري داشت برنامه اي به نام « مستند پيرغلامان» را اجرا مي كرد. ابتدا براي لحظه اي صداي مداحي پخش شد و مجري گفت « دنبال اين صدا مي رويم». صداي زيبا و پخته و مؤمن، متعلق به « حاج لطيف جعفري» بود. مجري گفت: « او در شهر طالش زندگي مي كند». آن ها به طالش رفتند و به خانه ي «‌ حاج لطيف» رسيدند. حاج لطيف گفت: « من اصالتاً اهل روستايي در خلخال از استان اردبيل هستم» و ترك بود. در خلال صحبت ها صداي مداحي اش نيز پخش مي شد و عجيب در جان و دل من مي نشست. او گفت:‌ « برادرانم دنبال كار به تهران رفتند و من كار مكانيكي بلد بودم و به طالش آمدم». گوينده ي برنامه و حاج لطيف صحبت دلنشيني داشتند. اما مهم ترين بخش صحبت هاي حاج لطيف كه در حالت خاصي هم پخش شد،‌ چيزي بود كه به نظر مي رسد در دسته هاي عزاداري ما كم تر پيداست. حاج لطيف جعفري گفت: «  قيام اباعبدالله الحسين (ع) هر لحظه زنده است. هيهات من الذله. يعني هر وقت يك مسلمان،‌يك انسان ديد كه ظالمي دارد ظلم مي كند بايد در مقابلش قيام كند. يعني هر روز روز قيام امام حسين است. هر روز روز عاشوراست. كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا. هر جا كه در مقابل ظلم قيام كردي آنجا كربلاست».

بله « امر به معروف و نهي از منكر » پيام عاشوراي حسين است. درد خود را كه پيش حسين مي بريم، چنان نباشد كه درد حسين را فراموش كنيم. با چشمان اشكبار و قلب محزون و روان اندوهبار عزادار حسين باشيم. يعني نمي شود از حسين ياد كرد و ديده تر نساخت. همين الآن كه انگشتانم در صفحه كليد آن ور اين ور مي روند، صداي حاج لطيف را گوش مي كنم كه در گوشي ام ضبط كرده بودم. اين صدا صدايي است كه صداي حسين را مي دهد.

هر شكل كه عزادار حسين هستيم، باشيم اما هرگز درس آموزي از مكتب حسين را در حاشيه نبريم.