این که در انتخابات شورای اسلامی شهر اهر افکار عمومی و وجدان جمعی چندان که باید در عرصه عمومی بروز و ظهور نیافت، دلائل جامعه شناختی و فرهنگی و همچنین سیاسی دارد. برخلاف انتخابات ریاست جمهوری، در این انتخابات کاندیداهای به صحنه آمده قادر نبودند منافع مشترک مردم را نمایندگی کنند تا افکار عمومی به سمت و سوی لازم سوق یابد. چنانکه اگر همزمانی انتخابات شوراها با ریاست جمهوری نبود، کاندیداهای پیروز آرای کمتری داشتند که درصد ناچیزتری از جمعیت این شهر می شد.

وقتی شورای اسلامی چهارم تشکیل شد، دیدیم که بسیار ضعیف ظاهر شد و در انتخابات هیأت رئیسه و در ادامه تعیین شهردار، اعضای آن چنان که باید توجهی به افکار عمومی نشان ندادند. حتی اختلافات خود را علنی کردند و واهمه ای از قضاوت و واکنش افکار عمومی نداشتند.

افکار عمومی اگر به ناچار در انتخابات واکنش لازم را نداشت، اکنون اما بی توجه نیست و نسبت به مسائل شورا و انتخاب شهردار به شدت حساس است.

یک ماه پس از آغاز فعالیت شورای چهارم، خبر آمد که شهرداری با رأی پنج عضو برای اهر انتخاب شده است و همه دیدند که واکنش افکار عمومی وسیع بود و عدم توافق در شورا نیز به بروز تنش در آن منجر شد.

اگر مقامات رسمی هم می خواهند به طور فعال در مواجه با مشکل شورا وارد عمل شوند، این نیز ناشی از فشار افکار عمومی است.

من نزد یکی از اعضای شورا حکایتی گفتم که یادآوری شود که حتی اگر چشم رسانه و افکار عمومی کنار باشد، خداوند ناظر گفتار و کردار آن هاست. گویند؛ « پدر و پسری در باغ غیری مشغول چیدن گلابی بودند، پدر بر شاخ درخت بود و پسر مراقب صحنه. ناگهان پسر فریاد کرد که ای پدر یکی دارد به ما نگاه می کند. پدر سرآسیمه از درخت پایین افتاد که کو؟ چه کسی ما را می بیند؟ پسر گفت: همانا خداوند ما را می بیند».

قطعاً که اعضای شورا می دانند خدواند ناظر اعمال آن هاست و اکنون افکار عمومی هم نه صرفا از طریق رسانه ها که خود ناظر و مراقب اعمال آن هاست. قانون هم که هست اگر به درستی اِعمال گردد.

ظهور پدیده ی بنرنویسی در اهر به ویژه به خاطر آن است که عاملان آن می دانند که باید افکار عمومی را، حرفی برای گفتن داشته باشند. این پدیده عمدتاً بر نماینده اهر و هریس معطوف است و اکنون میادین مرکزی اهر انگار به نشریه دیواری و به عبارتی بولتن شخصی و تابلوی اعلانات ستاد تبلیغاتی تبدیل شده است. اگر نماینده یادداشت خود به رئیس جمهور و ذیل نوشت او بر آن را در شهر بنر می کند، اگر تصویری از حضور خویش در کنار وزیر بهداشت را بنر می کند و یا می خواهد که بنر شود، او به رضایت افکار عمومی از عملکرد خویش می اندیشد.

نکته مهم این است که اگر افکار عمومی همواره فعال باشد و حضورش در عرصه عمومی قوی گردد، نمایندگان واقعی مردم به تدریج از دل جامعه به عرصه می آیند و خود را وامدار مردم می دانند و همواره پاسخگو می شوند.

و نکته آخر این که؛ باید چنان شود که افکار عمومی نماینده و نمایندگان خویش را مدیریت نماید، نه این که نماینده بخواهد افکار عمومی را مدیریت کند. پدیده بنرنویسی و به عبارتی نهضت بنرنویسی تلاشی است برای مدیریت افکار عمومی و انعکاس خواسته های مردم در نطق های نماینده نمودی از مدیریت نماینده توسط افکار عمومی است.