تکان های قدرت افکار عمومی در اهر
وقتی شورای اسلامی چهارم تشکیل شد، دیدیم که بسیار ضعیف ظاهر شد و در انتخابات هیأت رئیسه و در ادامه تعیین شهردار، اعضای آن چنان که باید توجهی به افکار عمومی نشان ندادند. حتی اختلافات خود را علنی کردند و واهمه ای از قضاوت و واکنش افکار عمومی نداشتند.
افکار عمومی اگر به ناچار در انتخابات واکنش لازم را نداشت، اکنون اما بی توجه نیست و نسبت به مسائل شورا و انتخاب شهردار به شدت حساس است.
یک ماه پس از آغاز فعالیت شورای چهارم، خبر آمد که شهرداری با رأی پنج عضو برای اهر انتخاب شده است و همه دیدند که واکنش افکار عمومی وسیع بود و عدم توافق در شورا نیز به بروز تنش در آن منجر شد.
اگر مقامات رسمی هم می خواهند به طور فعال در مواجه با مشکل شورا وارد عمل شوند، این نیز ناشی از فشار افکار عمومی است.
من نزد یکی از اعضای شورا حکایتی گفتم که یادآوری شود که حتی اگر چشم رسانه و افکار عمومی کنار باشد، خداوند ناظر گفتار و کردار آن هاست. گویند؛ « پدر و پسری در باغ غیری مشغول چیدن گلابی بودند، پدر بر شاخ درخت بود و پسر مراقب صحنه. ناگهان پسر فریاد کرد که ای پدر یکی دارد به ما نگاه می کند. پدر سرآسیمه از درخت پایین افتاد که کو؟ چه کسی ما را می بیند؟ پسر گفت: همانا خداوند ما را می بیند».
قطعاً که اعضای شورا می دانند خدواند ناظر اعمال آن هاست و اکنون افکار عمومی هم نه صرفا از طریق رسانه ها که خود ناظر و مراقب اعمال آن هاست. قانون هم که هست اگر به درستی اِعمال گردد.
ظهور پدیده ی بنرنویسی در اهر به ویژه به خاطر آن است که عاملان آن می دانند که باید افکار عمومی را، حرفی برای گفتن داشته باشند. این پدیده عمدتاً بر نماینده اهر و هریس معطوف است و اکنون میادین مرکزی اهر انگار به نشریه دیواری و به عبارتی بولتن شخصی و تابلوی اعلانات ستاد تبلیغاتی تبدیل شده است. اگر نماینده یادداشت خود به رئیس جمهور و ذیل نوشت او بر آن را در شهر بنر می کند، اگر تصویری از حضور خویش در کنار وزیر بهداشت را بنر می کند و یا می خواهد که بنر شود، او به رضایت افکار عمومی از عملکرد خویش می اندیشد.
نکته مهم این است که اگر افکار عمومی همواره فعال باشد و حضورش در عرصه عمومی قوی گردد، نمایندگان واقعی مردم به تدریج از دل جامعه به عرصه می آیند و خود را وامدار مردم می دانند و همواره پاسخگو می شوند.
و نکته آخر این که؛ باید چنان شود که افکار عمومی نماینده و نمایندگان خویش را مدیریت نماید، نه این که نماینده بخواهد افکار عمومی را مدیریت کند. پدیده بنرنویسی و به عبارتی نهضت بنرنویسی تلاشی است برای مدیریت افکار عمومی و انعکاس خواسته های مردم در نطق های نماینده نمودی از مدیریت نماینده توسط افکار عمومی است.
ارسباران منطقه ای تاریخی است با وسعت بیش از 12 هزار کیلومتر مربع در شمال غرب کشور ایران که علی رغم نرخ بالای مهاجرت قریب نیم میلیون نفر در آن زندگی می کنند و با دو کشور همسایه است. ناحیه ای خاص با هویت تاریخی و تجانس فرهنگی و تعریف جغرافیایی و ساخت اجتماعی ویژه که از سال 1314 شمسی به این نام نیز نامیده شد و پیش تر قراجه داغ نام داشت. نامی که امروز نیز به شکل « قره داغ » برایش محفوظ است. همان « 18 محال » معروف که در تقسیمات کشوری ابتدا شامل شهرستان اهر می شد و امروز شامل شهرستان های اهر، ورزقان، کلیبر، خداآفرين و هریس و بخش هایی از شهرستان های جلفا، مشکین شهر، پارس آباد و گرمی می شود. این همه در هفته نامه ی « شهاب اهر » که نیم قرن پیش در اهر چاپ می شد، نمود داشت. ارسباران عمدتاً دارای توان های محیطی کشاورزی، دامداری، باغداری، معدن و گردشگری است. منطقه ای که خلاصه ی ایران زمین است و روزگاری هند کوچکش می گفتند. و شعار آذربایجان شرقی اگر این است که « آذربایجان سر ایران است.» به یقین می توان گفت « ارسباران، سر آذربایجان است.» از انجیر و انار و عسل و پنبه و سیب دارد تا مس و طلا. سومین منطقه ی جنگلی کشور را در خود دارد و تنوع گونه های گیاهی و جانوری آن بیش از قاره اروپاست. یکی از سه ایل پرجمعیت عشایر کشور در آن ییلاق و قشلاق می کنند و یکی از مناطق 20 گانه ی معدنی آن به حساب می آید. در تاریخ نقشی شایسته ایفا کرده و به ویژه در عصر قاجار اثرات ملی بر تاریخ داشته است. جای جایش پر از محوطه ها و گورستان های تاریخی و قلعه های بسیار است و کشف نشانه های 7هزار ساله ی تمدن شهرنشینی در آن، قدمت تمدن را تکانی داد. انسان های بزرگی از خاکش برخاسته اند و بر صدر نشسته اند. از شیخ شهاب الدین اهری گرفته تا ستارخان قره داغی. از علامه محمد تقی جعفری گرفته تا پرفسور محمود آخوندی و امروز در جای جای ایران و جهان حضوری شایسته و مؤثر دارند. در سویی، این منطقه همچنان مقام اول را در نرخ بی سوادی دارد، نرخ مهاجرتش نیز در صدر است و در نرخ بیکاری نیز ممتاز. تورق تاریخ نشان می دهد قراجه داغ از اوج پایین آمده و امروز فرزندانش را تکاپویی دیگر فراگرفته تا بر اوجش برسانند.