آب دریاچه ارومیه را چه کسی خورد؟
مهم ترین عامل خشکی دریاچه ارومیه بهره برداری گسترده از آب های جاری و زیرزمینی در حوضه آبریز این دریاچه است. سدهایی که سد راه آب های جاری به سوی دریاچه ارومیه شدند، همراه با حفر هزاران چاه غیرمجاز عامل اصلی خشکی این دریاچه است. این همه محصول افزایش جمعیت و افزایش نیاز و در نتیجه افزایش بهره برداری از منابع آب در این حوضه می باشد.
علیرضا بیگی همراه با اعلام تصمیم درست دولت تدبیر و امید هنوز هم از افکار نادرست و رویه ی ویرانگر فاصله نگرفته است. او به خبرگزاری فارس گفت: « دریاچه ارومیه به 9 میلیارد متر مکعب آب نیازمند است که انتقال این حجم آب شیرین به این دریاچه نمیتواند بازدهی مناسب داشته باشد، ضمن این که در مسیر انتقال این آب، نیازهایی داریم که به مراتب اولویت بیشتری نسبت به دریاچه دارند».
وی در سخنان خود با اشاره به این که « احداث هرگونه سد روی رودخانههای منتهی به دریاچه ارومیه ممنوع شده است»، گفت: « البته سدهای آذربایجان شرقی اغلب در حوزههایی به غیر از حوزه دریاچه ارومیه ساخته شده و تلاش کردهایم کمترین فشار به این حوزه وارد شود».
سد شهید مدنی و موسوم به سد ونیار یکی از سدهایی است که در حوضه آبریز دریاچه ارومیه و در مسیر آجی چای از رودهای حیات بخش این دریاچه احداث شده است. چهارم تیرماه 1390 احمدعلیرضا بیگی استاندار آذربایجان شرقی در آیین افتتاح و آبیگری این سد حضور داشت. او « اين سد را يک پروژه باارزش براي تأمین آب و حيات شهر تبريز توصيف کرد» و اظهار داشت: « اين سد براي آبياري اراضي دشت غربي تبريز و ايجاد شرايط اقليمي مناسب براي اين شهر آغاز شد و امروز با اهتمام ويژه در دولت هاي نهم و دهم و پيگيري هاي جدي به ثمر رسيده است». عليرضابيگي خاطرنشان کرد: « احداث اين سد اميدهاي زيادي از جهت آبياري 25 هزار هکتار از اراضي دشت تبريز و جاري شدن آب آن در بستر خشک مهرانه رود براي نشاط بيشتر در فضاي شهر تبريز ايجاد کرده است».

این نمود همان نگاه ویرانگری است که با تمرکزگرایی شدید و انباشت جمعیت در یک بخش از طبیعت به بهای نابودی بخش های دیگر شکل گرفته است. این نگاه ویرانگر تنها بلای جان طبیعت نشده بلکه رشد و توسعه و فرهنگ و مدنیت را نیز زیر چرخ های خود گرفته است. احمدعلیرضا بیگی شهریورماه امسال در مراسم کلنگ زنی طرح مجتمع صنفی خودرو در تبریز با اشاره به این که؛ « شهرستان های استان هویت مستقل از تبریز ندارند»، گفته بود؛ « فراهم کردن بستر توسعه در آذربایجان شرقی باید با محوریت تبریز بزرگ انجام شود». او پیشتر و در همایش بین المللی سرمایه گذاری آذربایجان شرقی هم از تبدیل تبریز به آرمانشهر سخن گفته بود، همایشی که مطبوعات منطقه از آن با عبارت؛ « به نام آذربایجان شرقی، به کام تبریز » یاد کردند.
آب زرینه رود، آب آجی چای و حتی آب ارس هم دیگر تبریز بزرگ را سیراب نخواهد کرد. احمدعلیرضا بیگی که دیگر باید از او به عنوان استاندار سابق آذربایجان شرقی یاد کرد، گفته است؛ « دریاچه ارومیه به 9 میلیارد مترمکعب آب نیازمند است». حال سوال این است که؛ « آب دریاچه ارومیه را چه کسی خورده است؟».
ارسباران منطقه ای تاریخی است با وسعت بیش از 12 هزار کیلومتر مربع در شمال غرب کشور ایران که علی رغم نرخ بالای مهاجرت قریب نیم میلیون نفر در آن زندگی می کنند و با دو کشور همسایه است. ناحیه ای خاص با هویت تاریخی و تجانس فرهنگی و تعریف جغرافیایی و ساخت اجتماعی ویژه که از سال 1314 شمسی به این نام نیز نامیده شد و پیش تر قراجه داغ نام داشت. نامی که امروز نیز به شکل « قره داغ » برایش محفوظ است. همان « 18 محال » معروف که در تقسیمات کشوری ابتدا شامل شهرستان اهر می شد و امروز شامل شهرستان های اهر، ورزقان، کلیبر، خداآفرين و هریس و بخش هایی از شهرستان های جلفا، مشکین شهر، پارس آباد و گرمی می شود. این همه در هفته نامه ی « شهاب اهر » که نیم قرن پیش در اهر چاپ می شد، نمود داشت. ارسباران عمدتاً دارای توان های محیطی کشاورزی، دامداری، باغداری، معدن و گردشگری است. منطقه ای که خلاصه ی ایران زمین است و روزگاری هند کوچکش می گفتند. و شعار آذربایجان شرقی اگر این است که « آذربایجان سر ایران است.» به یقین می توان گفت « ارسباران، سر آذربایجان است.» از انجیر و انار و عسل و پنبه و سیب دارد تا مس و طلا. سومین منطقه ی جنگلی کشور را در خود دارد و تنوع گونه های گیاهی و جانوری آن بیش از قاره اروپاست. یکی از سه ایل پرجمعیت عشایر کشور در آن ییلاق و قشلاق می کنند و یکی از مناطق 20 گانه ی معدنی آن به حساب می آید. در تاریخ نقشی شایسته ایفا کرده و به ویژه در عصر قاجار اثرات ملی بر تاریخ داشته است. جای جایش پر از محوطه ها و گورستان های تاریخی و قلعه های بسیار است و کشف نشانه های 7هزار ساله ی تمدن شهرنشینی در آن، قدمت تمدن را تکانی داد. انسان های بزرگی از خاکش برخاسته اند و بر صدر نشسته اند. از شیخ شهاب الدین اهری گرفته تا ستارخان قره داغی. از علامه محمد تقی جعفری گرفته تا پرفسور محمود آخوندی و امروز در جای جای ایران و جهان حضوری شایسته و مؤثر دارند. در سویی، این منطقه همچنان مقام اول را در نرخ بی سوادی دارد، نرخ مهاجرتش نیز در صدر است و در نرخ بیکاری نیز ممتاز. تورق تاریخ نشان می دهد قراجه داغ از اوج پایین آمده و امروز فرزندانش را تکاپویی دیگر فراگرفته تا بر اوجش برسانند.