چهارم آذرماه، سالروز تولد شاعر سوتک است
سید مرتضی موسوی اهری چهارم آذرماه سال 1321 در روستای رشت آباد قدیم از توابع اهر به دنیا آمد. پس از تحصیلات ابتدایی و اخذ دیپلم در اهر به دانشسرای تبریز راه یافت و پس از فارغ التحصیلی وظیفه خطیر معلمی را در روستاهای محروم عهده دار شد.

آثارش در روزنامه های کیهان، اطلاعات، مجله جوانان و عصر تبریز به چاپ می رسید و خشم صاحبان قدرت را بر می انگیخت. 16 تیرماه سال 1354 پس از آن که عمری را در گوشه سیاهچاله های ساواک گذراند گفته می شود به حیات خویش در این سرای فانی پایان داد.
مجموعه ای از اشعار او با عنوان « سوتک » در سال 1365 توسط محمد حسین وثوقی گردآوری و با مقدمه ای « یحیی شیدا »، توسط چاپخانه صفا چاپ و منتشر شده است. اطلاعات محدود اشاره شده در مورد موسوی نیز از مقدمه ی همین کتاب اخذ شده است.
آنچه بیش تر نام موسوی اهری را بر زبان ها انداخت، شعر « سوتک » اوست که به اشتباه، زمانی به نام دکتر علی شریعتی شناخته می شد و در سال های اخیر بحث های بسیاری در خصوص این که شعر سوتک اثر سریعتی است یا موسوی اهری به وجود آمده است. شعر « سوتک » موسوی اهری نیز در آن کتاب آمده و در مرداد سال 48 سروده شده است. این شعر در کتاب صداي شعر امروز نيز به نام موسوی درج شده است و گویا سوسن شریعتی دختر مرحوم شریعتی نیز گفته است که این شعر متعلق به پدرش نیست.
با وجود این ها، عصر سی ام فروردین سال 1389 که در کتابفروشی زنده یاد حاج یوسف خدادادی بودم و با او در مورد سید مرتضی موسوی و شعر سوتک صحبت می کردم، مرد سالخورده ای هم آنجا بود و چون صحبت را شنید، گفت: « من هم کلاسی موسوی در دانشسرای تبریز بودم و یک روز صبح در حیاط دانشسرا کاغذی از جیبش درآورد و گفت امشب این شعر را سروده ام و آن را برای من خواند. شعر سوتک بود».
پس از مردن چه خواهم شد نمی دانم
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که ازخاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
که او یکریز و پی درپی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان آشفته و آشفته تر سازد
و گیرد او بدین ترتیب تاوان سکوت و انتقام و اختناق مرگبارم را
شعر مادر از موسوی اهری ( نقل از کتاب سوتک) تضمین شعر « مادر» ایرج میرزا
مادر
بر طاق جهان نوشته با زر
کز هر دو جهان عزیز و بهتر
مادر بود و جز او نه دیگر
« گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهان گرفتن آموخت»
از مادر ماهوارۀ من
افروخته شد ستارۀ من
شد در همه درد چارۀ من
« شب ها بر گاهواره من
بیدار نشست و خفتن آموخت »
چون شمع بسوخت در شب من
تبدار همی شد از تب من
خوشحالی اوست مطلب من
« لبخند نهاد بر لب من
بر غنچۀ گل شکفتن آموخت»
آزار بدادمش نیازرد
بیمار شدم چه غصه ها خورد
آن روز که طفل بودم و خرد
« دستم بگرفت و پا بپا برد
تا شیوۀ راه رفتن آموخت»
قربان صفای اوست جانم
در شادی او ترانه خوانم
از اوست که گویش روانم
« یک حرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن آموخت »
هر آنچه مراست از رگ و پوست
از همت آن سپید گیسوست
پیوسته بجان من دعا گوست
« پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست»
ارسباران منطقه ای تاریخی است با وسعت بیش از 12 هزار کیلومتر مربع در شمال غرب کشور ایران که علی رغم نرخ بالای مهاجرت قریب نیم میلیون نفر در آن زندگی می کنند و با دو کشور همسایه است. ناحیه ای خاص با هویت تاریخی و تجانس فرهنگی و تعریف جغرافیایی و ساخت اجتماعی ویژه که از سال 1314 شمسی به این نام نیز نامیده شد و پیش تر قراجه داغ نام داشت. نامی که امروز نیز به شکل « قره داغ » برایش محفوظ است. همان « 18 محال » معروف که در تقسیمات کشوری ابتدا شامل شهرستان اهر می شد و امروز شامل شهرستان های اهر، ورزقان، کلیبر، خداآفرين و هریس و بخش هایی از شهرستان های جلفا، مشکین شهر، پارس آباد و گرمی می شود. این همه در هفته نامه ی « شهاب اهر » که نیم قرن پیش در اهر چاپ می شد، نمود داشت. ارسباران عمدتاً دارای توان های محیطی کشاورزی، دامداری، باغداری، معدن و گردشگری است. منطقه ای که خلاصه ی ایران زمین است و روزگاری هند کوچکش می گفتند. و شعار آذربایجان شرقی اگر این است که « آذربایجان سر ایران است.» به یقین می توان گفت « ارسباران، سر آذربایجان است.» از انجیر و انار و عسل و پنبه و سیب دارد تا مس و طلا. سومین منطقه ی جنگلی کشور را در خود دارد و تنوع گونه های گیاهی و جانوری آن بیش از قاره اروپاست. یکی از سه ایل پرجمعیت عشایر کشور در آن ییلاق و قشلاق می کنند و یکی از مناطق 20 گانه ی معدنی آن به حساب می آید. در تاریخ نقشی شایسته ایفا کرده و به ویژه در عصر قاجار اثرات ملی بر تاریخ داشته است. جای جایش پر از محوطه ها و گورستان های تاریخی و قلعه های بسیار است و کشف نشانه های 7هزار ساله ی تمدن شهرنشینی در آن، قدمت تمدن را تکانی داد. انسان های بزرگی از خاکش برخاسته اند و بر صدر نشسته اند. از شیخ شهاب الدین اهری گرفته تا ستارخان قره داغی. از علامه محمد تقی جعفری گرفته تا پرفسور محمود آخوندی و امروز در جای جای ایران و جهان حضوری شایسته و مؤثر دارند. در سویی، این منطقه همچنان مقام اول را در نرخ بی سوادی دارد، نرخ مهاجرتش نیز در صدر است و در نرخ بیکاری نیز ممتاز. تورق تاریخ نشان می دهد قراجه داغ از اوج پایین آمده و امروز فرزندانش را تکاپویی دیگر فراگرفته تا بر اوجش برسانند.