بحران برف امروز، باید دیروز مدیریت می شد
هنوز پاییز به انتها نرسیده است که بارش سنگین برف بر منطقه ی قره داغ نشست. با
وجود آن که یک هفته از سونامی برف می گذرد، شهرها و روستاهای منطقه به حالت عادی
بازنگشته اند و راه ارتباطی روستاهای بسیاری هنوز مسدود است. در پی بارش برف
ادارات و دستگاه های ذیربط وارد عمل شدند و هنوز هم که هنوز است خبر گرفتار آمدن
روستاییان در برف و کولاک و سرما و امداد و نجات نیروهای هلال احمر و اورژانس و
راه و حتی شهرداری ها به گوش می رسد. انگار که زلزله ای دیگر رخ داده است. البته
که سرما و یخبندان و بارش سنگین برف نیز همانند زلزله از حوادث طبیعی قابل تبدیل
به مخاطره است اما باید در نظر داشت که چنین حوادثی چنانچه حیات انسان را به خطر
بیندازند، مخاطره نامیده می شوند.

عکس: مهر ( معصومه فریبرزی)
زلزله کاری با ما نداشت، این ما بودیم که تاوان سال ها غفلت و بی توجهی و عدم آمادگی خود را دادیم. اگر خانه هایمان ایمن بودند، کسی نمی مرد. اکنون که برف نیز تبدیل به مخاطره شده است، باید دید تقصیر از طبیعت و از برف است یا عدم آمادگی و پیش بینی های لازم از طرف ما.
مدیریت بحران عمدتاً شامل سه مرحله ی؛ « پیش از بحران»، « حین بحران » و « پس از بحران» می شود. متأسفانه مدیریت بحران و امکانات و تجهیزات، همه در مرحله ی « پس از بحران » فعال می شوند. در برف که گیر کردند و دریافتند که سینگی برف و دشواری کار از عهده ی آنها خارج است، آنگاه از کمبود امکانات سخن می گویند. وقتی شهرداری اهر در مواجهه با برف آنگاه به خود می آید که تنها یک لودر و یک گریدر دارد؛ این فاجعه است، این عین بحران است، این مصیبت است.
نکته مهم اینجاست که سهم عمده و اصلی مدیریت بحران زلزله و بحران برف در منطقه بر دوش مدیران دیروز است. آیا مسئولانی که آمده اند و رفته اند فکری به حال امروز کرده بودند؟ این عدم امکانات و تجهیزات از کجا ناشی می شود؟ چرا منطقه ای به وسعت 12 هزار کیلومتر مربع با هزار روستای پراکنده در منطقه کوهستانی حتی یک بالگرد هم ندارد؟ حتی بیمارستان مجهز هم ندارد؟ حتی راه درست و حسابی هم ندارد؟ این کمبودها نتیجه ی غفلت و سهل انگاری و سوء مدیریت چه کسانی است؟
در روزهای سخت برفی ورزقان، جمع هشت نفره ای که قصد انتقال بیماری را به ورزقان داشتند، گرفتار کولاک شدند و راه خویش را گم کردند و متأسفانه بیمار ( همت اکبری) جان خود را از دست داد. چنین حوادثی است که هنر مدیریت مدیران را محک می زند و مشخص می کند که آن ها چند مرده حلاجند؟! باز تلاش و سخت کوشی مأمورانی که به یاری شتافتند، جای سپاس دارد.
در سوی دیگر امیر عطالو راننده فداکار اهری در محور هوراند ـ آبش احمد جان خود را از دست داد و به تعبیر فرماندار هوراند مرگش شهادت گونه بود.
نام « همت اکبری» نماینده و نماد شهروندان بسیاری است که در سال های گذشته نه قربانی برف و سرما که قربانی فقدان و کمبود امکانات در منطقه شدند. مادران بارداری که برای به دنیا آوردن کودک خود مجبور بودند از شهری به شهری دیگر بروند تا به بیمارستان مجهز برسند.
نام « امیر عطالو» نماینده و نماد انسان های مسئول و مأموران فداکاری است که در خدمت به موطن و مردم مهین خود دست از جان عزیز خویش شستند. نماینده تمام کسانی که بی ریا در خدمت مردم بوده اند و هستند.
حال مدیران امروز مسئول بحران های فردا و پس فردا هم هستند، اندیشه کنند و سهم خود از مدیریت بحران های آینده را انجام دهند.
ارسباران منطقه ای تاریخی است با وسعت بیش از 12 هزار کیلومتر مربع در شمال غرب کشور ایران که علی رغم نرخ بالای مهاجرت قریب نیم میلیون نفر در آن زندگی می کنند و با دو کشور همسایه است. ناحیه ای خاص با هویت تاریخی و تجانس فرهنگی و تعریف جغرافیایی و ساخت اجتماعی ویژه که از سال 1314 شمسی به این نام نیز نامیده شد و پیش تر قراجه داغ نام داشت. نامی که امروز نیز به شکل « قره داغ » برایش محفوظ است. همان « 18 محال » معروف که در تقسیمات کشوری ابتدا شامل شهرستان اهر می شد و امروز شامل شهرستان های اهر، ورزقان، کلیبر، خداآفرين و هریس و بخش هایی از شهرستان های جلفا، مشکین شهر، پارس آباد و گرمی می شود. این همه در هفته نامه ی « شهاب اهر » که نیم قرن پیش در اهر چاپ می شد، نمود داشت. ارسباران عمدتاً دارای توان های محیطی کشاورزی، دامداری، باغداری، معدن و گردشگری است. منطقه ای که خلاصه ی ایران زمین است و روزگاری هند کوچکش می گفتند. و شعار آذربایجان شرقی اگر این است که « آذربایجان سر ایران است.» به یقین می توان گفت « ارسباران، سر آذربایجان است.» از انجیر و انار و عسل و پنبه و سیب دارد تا مس و طلا. سومین منطقه ی جنگلی کشور را در خود دارد و تنوع گونه های گیاهی و جانوری آن بیش از قاره اروپاست. یکی از سه ایل پرجمعیت عشایر کشور در آن ییلاق و قشلاق می کنند و یکی از مناطق 20 گانه ی معدنی آن به حساب می آید. در تاریخ نقشی شایسته ایفا کرده و به ویژه در عصر قاجار اثرات ملی بر تاریخ داشته است. جای جایش پر از محوطه ها و گورستان های تاریخی و قلعه های بسیار است و کشف نشانه های 7هزار ساله ی تمدن شهرنشینی در آن، قدمت تمدن را تکانی داد. انسان های بزرگی از خاکش برخاسته اند و بر صدر نشسته اند. از شیخ شهاب الدین اهری گرفته تا ستارخان قره داغی. از علامه محمد تقی جعفری گرفته تا پرفسور محمود آخوندی و امروز در جای جای ایران و جهان حضوری شایسته و مؤثر دارند. در سویی، این منطقه همچنان مقام اول را در نرخ بی سوادی دارد، نرخ مهاجرتش نیز در صدر است و در نرخ بیکاری نیز ممتاز. تورق تاریخ نشان می دهد قراجه داغ از اوج پایین آمده و امروز فرزندانش را تکاپویی دیگر فراگرفته تا بر اوجش برسانند.