نمایش بیردریا سئوگی و هنر هالا

هنوز در حال و هوای نمایش « بیر دریا سئوگی» هستم. لرزش شانه های دوستم هنوز در تنم جاری است. حکایت جانسوز شهدای غواص دفاع مقدس است. عصر امروز آخرین اجرای این نمایش و اختتامیه اجرای عمومی آن در اهر بود. اثر برگزیده نهمین جشنواره سراسری تئاتر کوتاه ارسباران. آن وقت نیز دیده بودم و همین حس و حال را داشتم. ناگفته نگذارم که نمایش شهید جلال رئیسی نیز یک شاهکار بود. آن نیز در اهر روی صحنه رفت. کاری از هنرمندان شهر تهران بود. در اجرای آن، همراه روستاییان عزیز در اورنگ گریستیم. نمایش « بیر دریا سئوگی»؛ به کارگردانی میرعباس خلیفه لو و با هنرنمایی هالاکاران اهری. جشنواره تئاتر کوتاه ارسباران چنین عرصه ای را فراهم و چنین صحنه ای را رقم زد. اجرای این نمایش توسط ده هنرمند و ورزشکار هالا برای من اهمیت مضاعف داشت. امروز در اختتامیه؛ کارگردان نمایش از « ادب و احترام» هالاکاران گفت. من این را در سال 92 و در همایش «اهر، شهر هالا» در آن ها دیدم و از آنها یاد گرفتم. روزگاری گفته ایم مقامات حمایت کنند تا جوانان در عرصه غوغا کنند اما امروز می توان گفت؛ مقامات کم لطفی نکنند تا جوانان ما در عرصه های مختلف هنرشان را نشان بدهند. امروز تئاتر و هالا هنر ما و اعتبار ماست. به واقع در کنار اعتبار و هنرهای بسیارمان. هرچه زمان می گذرد ارزش و اهمیت همایش « اهر، شهر هالا» و نکوداشت استاد اسماعیل ملک جهانی در اهر بیشتر و بهتر آشکار می شود. هالا، امروز عرصه ای بومی و سالم برای جوانان ما مهیا ساخته است و این را مدیون فرزند شایسته اهر استاد اسماعیل ملک جهانی بنیانگذار هالا هستیم.
بی جهت نیست که نامش؛ « هنر رزمی هالا»ست.
ارسباران منطقه ای تاریخی است با وسعت بیش از 12 هزار کیلومتر مربع در شمال غرب کشور ایران که علی رغم نرخ بالای مهاجرت قریب نیم میلیون نفر در آن زندگی می کنند و با دو کشور همسایه است. ناحیه ای خاص با هویت تاریخی و تجانس فرهنگی و تعریف جغرافیایی و ساخت اجتماعی ویژه که از سال 1314 شمسی به این نام نیز نامیده شد و پیش تر قراجه داغ نام داشت. نامی که امروز نیز به شکل « قره داغ » برایش محفوظ است. همان « 18 محال » معروف که در تقسیمات کشوری ابتدا شامل شهرستان اهر می شد و امروز شامل شهرستان های اهر، ورزقان، کلیبر، خداآفرين و هریس و بخش هایی از شهرستان های جلفا، مشکین شهر، پارس آباد و گرمی می شود. این همه در هفته نامه ی « شهاب اهر » که نیم قرن پیش در اهر چاپ می شد، نمود داشت. ارسباران عمدتاً دارای توان های محیطی کشاورزی، دامداری، باغداری، معدن و گردشگری است. منطقه ای که خلاصه ی ایران زمین است و روزگاری هند کوچکش می گفتند. و شعار آذربایجان شرقی اگر این است که « آذربایجان سر ایران است.» به یقین می توان گفت « ارسباران، سر آذربایجان است.» از انجیر و انار و عسل و پنبه و سیب دارد تا مس و طلا. سومین منطقه ی جنگلی کشور را در خود دارد و تنوع گونه های گیاهی و جانوری آن بیش از قاره اروپاست. یکی از سه ایل پرجمعیت عشایر کشور در آن ییلاق و قشلاق می کنند و یکی از مناطق 20 گانه ی معدنی آن به حساب می آید. در تاریخ نقشی شایسته ایفا کرده و به ویژه در عصر قاجار اثرات ملی بر تاریخ داشته است. جای جایش پر از محوطه ها و گورستان های تاریخی و قلعه های بسیار است و کشف نشانه های 7هزار ساله ی تمدن شهرنشینی در آن، قدمت تمدن را تکانی داد. انسان های بزرگی از خاکش برخاسته اند و بر صدر نشسته اند. از شیخ شهاب الدین اهری گرفته تا ستارخان قره داغی. از علامه محمد تقی جعفری گرفته تا پرفسور محمود آخوندی و امروز در جای جای ایران و جهان حضوری شایسته و مؤثر دارند. در سویی، این منطقه همچنان مقام اول را در نرخ بی سوادی دارد، نرخ مهاجرتش نیز در صدر است و در نرخ بیکاری نیز ممتاز. تورق تاریخ نشان می دهد قراجه داغ از اوج پایین آمده و امروز فرزندانش را تکاپویی دیگر فراگرفته تا بر اوجش برسانند.