کوچک کردن تبریز بماند، بزرگ تر شدن آن را چاره کنید
در جلسه شورای اسلامی شهر تبریز و در بررسی طرح جامع این شهر نکات جالبی مطرح شده است.
داود امیرحقیان عضو شورای اسلامی شهر تبریز با تاکید بر اینکه؛ « از بالا به مشاوران دیکته شده است که تبریز باید کوچک شود»، گفت: « تبریز باید فراملی شود چرا که آذربایجان سر ایران است اما در این طرح برای کوچک شدن تبریز برنامهریزی شده است».
به گزارش فارس؛ شهینباهر دیگر عضو این شورا با انتقاد از اعضایی که؛ « کاهش سطح شهر تبریز را در طرح جامع جدید نقطه ضعفی برای آن مطرح میکنند» گفت: « افزایش مساحت شهر، اعتباری برای شهر نیست و اعتبار شهر به شاخصها و سرانههای شهری است».
اسماعیل چمنی نیز گفت: « با توجه به آمادهبودن زیرساختها و نبود گسل در ضلع جنوبی شهر تبریز، این منطقه قطعا بستر مناسبی برای توسعه است». وی افزود:« ظرفیت وادیرحمت تبریز تا چند سال دیگر رو به اتمام بوده و باید در طرح جدید، گورستان جدیدی برای شهر پیشبینی شود».
در اظهارات موافق و مخالف طرح جامع تبریز نیامده است که اصولاً اگر قصد بزرگ کردن تبریز را دارند، آبش را از کجا خواهند آورد؟ دیروز زرینه رود را آوردید و امروز دست به ارس برده اید، فردا چه خواهید کرد؟ در این شورا عده ای موافق بزرگ تر شدن تبریز و عده ای مخالف این امر ظاهر شده اند اما واقعیت این است که گسترش تبریز از کنترل خارج شده و برنامه مشخصی برای جلوگیری از آن به چشم نمی خورد. بزرگ تر شدن تبریز محصول سیاست ویرانگر تمرکزگرایی در استان بوده و نیمی از جمعیت استان را در 5. مساحت آن( شهر تبریز) جمع کرده است. به مهاجرت دامن زده و روستاهای بسیاری را خالی از سکنه کرده است. در خود تبریز مشکلات عدیده زیست محیطی به بار آورده است. همچنان در فکر ساخت شهرک مسکونی و صنعتی هستند و انگار به مصائب این کار در آینده توجه ندارند. این اظهارات در حالی مطرح است خود مسئولان مدام تکان های خوف انگیر غول زلزله در حریم گسل تبریز را هشدار می دهند.
حال کوچک کردن تبریز بماند، بزرگ تر شدن آن را چاره کنید.
ارسباران منطقه ای تاریخی است با وسعت بیش از 12 هزار کیلومتر مربع در شمال غرب کشور ایران که علی رغم نرخ بالای مهاجرت قریب نیم میلیون نفر در آن زندگی می کنند و با دو کشور همسایه است. ناحیه ای خاص با هویت تاریخی و تجانس فرهنگی و تعریف جغرافیایی و ساخت اجتماعی ویژه که از سال 1314 شمسی به این نام نیز نامیده شد و پیش تر قراجه داغ نام داشت. نامی که امروز نیز به شکل « قره داغ » برایش محفوظ است. همان « 18 محال » معروف که در تقسیمات کشوری ابتدا شامل شهرستان اهر می شد و امروز شامل شهرستان های اهر، ورزقان، کلیبر، خداآفرين و هریس و بخش هایی از شهرستان های جلفا، مشکین شهر، پارس آباد و گرمی می شود. این همه در هفته نامه ی « شهاب اهر » که نیم قرن پیش در اهر چاپ می شد، نمود داشت. ارسباران عمدتاً دارای توان های محیطی کشاورزی، دامداری، باغداری، معدن و گردشگری است. منطقه ای که خلاصه ی ایران زمین است و روزگاری هند کوچکش می گفتند. و شعار آذربایجان شرقی اگر این است که « آذربایجان سر ایران است.» به یقین می توان گفت « ارسباران، سر آذربایجان است.» از انجیر و انار و عسل و پنبه و سیب دارد تا مس و طلا. سومین منطقه ی جنگلی کشور را در خود دارد و تنوع گونه های گیاهی و جانوری آن بیش از قاره اروپاست. یکی از سه ایل پرجمعیت عشایر کشور در آن ییلاق و قشلاق می کنند و یکی از مناطق 20 گانه ی معدنی آن به حساب می آید. در تاریخ نقشی شایسته ایفا کرده و به ویژه در عصر قاجار اثرات ملی بر تاریخ داشته است. جای جایش پر از محوطه ها و گورستان های تاریخی و قلعه های بسیار است و کشف نشانه های 7هزار ساله ی تمدن شهرنشینی در آن، قدمت تمدن را تکانی داد. انسان های بزرگی از خاکش برخاسته اند و بر صدر نشسته اند. از شیخ شهاب الدین اهری گرفته تا ستارخان قره داغی. از علامه محمد تقی جعفری گرفته تا پرفسور محمود آخوندی و امروز در جای جای ایران و جهان حضوری شایسته و مؤثر دارند. در سویی، این منطقه همچنان مقام اول را در نرخ بی سوادی دارد، نرخ مهاجرتش نیز در صدر است و در نرخ بیکاری نیز ممتاز. تورق تاریخ نشان می دهد قراجه داغ از اوج پایین آمده و امروز فرزندانش را تکاپویی دیگر فراگرفته تا بر اوجش برسانند.