قرار بالا بردن فقرا بر شانه است، نه بر شانه فقرا بالا رفتن
خیلی ها با شعار حمایت از فقرا به قدرت رسیدند و در عمل فقر را افزایش دادند. اعلام طرفداری از فقرا و کمک به آن ها یک چیز است و برنامه ریزی برای توسعه متوازن در کشور و رفع و ریشه کنی فقر چیز دیگر.
شعارهای مبتنی بر دوگانه فقیر و غنی برای رای و کسب قدرت هنر نیست بلکه ارائه برنامه برای غنی کردن فقیر هنر است. برخی چنانند که؛ چون فقر و فقیر هست (برای همیشه) پس ما نماینده فقرا هستیم در مقابل اغنیا. به نام فقرا برخاستن تنها نمی شود که در حمایت از آن ها و صدای آن ها بودن خلاصه شود، بلکه باید در راستای تبدیل فقیر به غنی باشد. تاکید بزرگان بر حمایت از محرومان به معنای محروم ساختن و محروم خواستن جامعه نبوده بلکه کمک به آنها برای توانمند شدن و ارتقای توان معیشتی شان بوده است. برای خروج آن ها از فقر و محرومیت بوده است.
اگر با ادعا و شعار بود که اکنون نباید فقیر در کشور می داشتیم. باید دید حرکت کشور در کدام مسیر به کاهش فقر و گسترش عدالت در جامعه منجر می شود. کسانی که از شانه های فقرا بالا می روند آنها را برای همیشه فقیر می خواهند. آنها که فقر و فقیر را ماشین رای برای غصب و قبض قدرت می دانند.
در واقع؛ قرار بالا بردن فقرا بر شانه است، نه بر شانه فقرا بالا رفتن.
ارسباران منطقه ای تاریخی است با وسعت بیش از 12 هزار کیلومتر مربع در شمال غرب کشور ایران که علی رغم نرخ بالای مهاجرت قریب نیم میلیون نفر در آن زندگی می کنند و با دو کشور همسایه است. ناحیه ای خاص با هویت تاریخی و تجانس فرهنگی و تعریف جغرافیایی و ساخت اجتماعی ویژه که از سال 1314 شمسی به این نام نیز نامیده شد و پیش تر قراجه داغ نام داشت. نامی که امروز نیز به شکل « قره داغ » برایش محفوظ است. همان « 18 محال » معروف که در تقسیمات کشوری ابتدا شامل شهرستان اهر می شد و امروز شامل شهرستان های اهر، ورزقان، کلیبر، خداآفرين و هریس و بخش هایی از شهرستان های جلفا، مشکین شهر، پارس آباد و گرمی می شود. این همه در هفته نامه ی « شهاب اهر » که نیم قرن پیش در اهر چاپ می شد، نمود داشت. ارسباران عمدتاً دارای توان های محیطی کشاورزی، دامداری، باغداری، معدن و گردشگری است. منطقه ای که خلاصه ی ایران زمین است و روزگاری هند کوچکش می گفتند. و شعار آذربایجان شرقی اگر این است که « آذربایجان سر ایران است.» به یقین می توان گفت « ارسباران، سر آذربایجان است.» از انجیر و انار و عسل و پنبه و سیب دارد تا مس و طلا. سومین منطقه ی جنگلی کشور را در خود دارد و تنوع گونه های گیاهی و جانوری آن بیش از قاره اروپاست. یکی از سه ایل پرجمعیت عشایر کشور در آن ییلاق و قشلاق می کنند و یکی از مناطق 20 گانه ی معدنی آن به حساب می آید. در تاریخ نقشی شایسته ایفا کرده و به ویژه در عصر قاجار اثرات ملی بر تاریخ داشته است. جای جایش پر از محوطه ها و گورستان های تاریخی و قلعه های بسیار است و کشف نشانه های 7هزار ساله ی تمدن شهرنشینی در آن، قدمت تمدن را تکانی داد. انسان های بزرگی از خاکش برخاسته اند و بر صدر نشسته اند. از شیخ شهاب الدین اهری گرفته تا ستارخان قره داغی. از علامه محمد تقی جعفری گرفته تا پرفسور محمود آخوندی و امروز در جای جای ایران و جهان حضوری شایسته و مؤثر دارند. در سویی، این منطقه همچنان مقام اول را در نرخ بی سوادی دارد، نرخ مهاجرتش نیز در صدر است و در نرخ بیکاری نیز ممتاز. تورق تاریخ نشان می دهد قراجه داغ از اوج پایین آمده و امروز فرزندانش را تکاپویی دیگر فراگرفته تا بر اوجش برسانند.