خیلی ها با شعار حمایت از فقرا به قدرت رسیدند و در عمل فقر را افزایش دادند. اعلام طرفداری از فقرا و کمک به آن ها یک چیز است و برنامه ریزی برای توسعه متوازن در کشور و رفع و ریشه کنی فقر چیز دیگر.

شعارهای مبتنی بر دوگانه فقیر و غنی برای رای و کسب قدرت هنر نیست بلکه ارائه برنامه برای غنی کردن فقیر هنر است. برخی چنانند که؛ چون فقر و فقیر هست (برای همیشه) پس ما نماینده فقرا هستیم در مقابل اغنیا. به نام فقرا برخاستن تنها نمی شود که در حمایت از آن ها و صدای آن ها بودن خلاصه شود، بلکه باید در راستای تبدیل فقیر به غنی باشد. تاکید بزرگان بر حمایت از محرومان به معنای محروم ساختن و محروم خواستن جامعه نبوده بلکه کمک به آنها برای توانمند شدن و ارتقای توان معیشتی شان بوده است. برای خروج آن ها از فقر و محرومیت بوده است.

اگر با ادعا و شعار بود که اکنون نباید فقیر در کشور می داشتیم. باید دید حرکت کشور در کدام مسیر به کاهش فقر و گسترش عدالت در جامعه منجر می شود. کسانی که از شانه های فقرا بالا می روند آنها را برای همیشه فقیر می خواهند.  آنها که فقر و فقیر را ماشین رای برای غصب و قبض قدرت می دانند.

 در واقع؛ قرار بالا بردن فقرا بر شانه است، نه بر شانه فقرا بالا رفتن.